خبر فوری

خبر فوری

رویاهای جسی جکسون نیم قرن پس از مارتین لوترکینگ

در حال خواندن:

رویاهای جسی جکسون نیم قرن پس از مارتین لوترکینگ

رویاهای جسی جکسون نیم قرن پس از مارتین لوترکینگ
اندازه متن Aa Aa

جسی جکسون، یکی از نمادهای مبارزه سیاسی و اجتماعی دهه های اخیر ایالات متحده آمریکا، از نزدیکان مارتین لوترکینگ، رهبر حقوق مدنی آمریکا و صدای فریاد میلونها رنگین پوست آمریکایی به حاشیه رانده شده و از نظر عده ای الگوی باراک اوباماست. او در دهه هشتاد میلادی دوبار برای ورود به کاخ سفید وارد کارزار انتخاباتی درون حزبی دمکراتها شد، هر چند در این راه توفیقی بدست نیاورد اما دست از فعالیت و مبارزه بر نداشت. امروز، او هفتاد و یک ساله است و به مناسبت پنجاهمین سالگرد راهپیمایی اعتراضی واشنگتن، یورونیوز با او به گفتگو نشسته است.

یورونیوز: جناب کشیش جکسون، از اینکه دعوت گفتگوی ما را پذیرفتید متشکرم. اجازه دهید با یک سوال شخصی شروع کنیم. خاطره شما از بیست و هشتم اوت 1963 چیست؟ از این روز چه چیزی را به یاد دارید؟

جسی جکسون: «یادم هست که در سال 1963 به اینجا واشنگتن آمدم.تازه از زندان گرینسبُرو در کارولینای شمالی آزاد شده بودم چون سعی کرده بودم مثل هر آدم دیگر از خدمات عمومی استفاده کنم. مضطرب بودم و همراه با ترسی توام با امید بود. نگرانی ام بیشتر در مسیر رفت و آمد به واشنگتن بود.از این بابت می ترسیدم که اگر با خودرویی با پلاک متفاوت از مرزهای ایالتی عبور می کردیم هر بلایی امکان داشت سرمان بیاید. مِدگار اِوِرز را همینطوری دوازدهم ژوئیه کشته بودند و هنوزفضا بوی خون این مدافع حقوق بشر را می داد. واشنگتن دی سی تحت تدابیر شدید امنیتی بود. دولت می گفت احتمال شورش وجود دارد و شهردار تازه منصوب شده بود. برای اولین بار از زمان ممنوعیت فروش الکل، مغازه های مشروب فروشی را بستند. پلیس ها هیجده ساعت در روز سر پستهای خود بودند.نیروها در پنج پایگاه در حومه شهر، بسیج و در حالت آماده باش بودند. جو امنیتی خیلی شدید بود ولی علیرغم این وضعیت، آن بیرون شکوفه های زیبایی در حال جوانه زدن بودند. سفید ها و سیاه ها دست در دست هم آواز می خواندند وکرامت و آزادیِ را فریاد می زدند و اینگونه الهام بخش بزرگترین لحظه مقاومت ما بودند.»

یورونیوز: رویای آمریکای که دکترلوتر کینگ حرف آنرا می زد، در حال حاضر چه سرنوشتی پیدا کرده است؟

جسی جکسون: «رویا هیچوقت ساکن و بدون تغییر باقی نمی ماند. رویای سال 1964 ، پایان دادن تحقیر بود یعنی زمانیکه سربازان سیاهپوست باید پشت سر نازی ها و دیگر اسرای جنگی می ایستادند. رویای آن زمان پایان دادن به نادیده گرفتن کرامت انسانها بود. سیاهان نمی توانستند به هتل بروند یا در رستورانهای عمومی غذا بخورند. رویا در سالهای بعدی این شد که چنین اعمالی غیرقانونی اعلام شوند. بعد از آن، رویایمان حق رای شد. چند سال بعد رویا، حق مسکن برابر برای همه بود. رویای مبارزه مردم فقیر و بعد رویای پایان جنگ در ویتنام شد. هم اکنون ما آزادیم اما برابر نیستیم. شکاف و جدایی اجتماعی بصورت ظاهری در قانون از بین رفت، ولی نابرابری و شکاف عمیق تر شد.»

یورونیوز: مناسبات نژادی در آمریکای امروز چگونه هستند؟ بحث تناقض آمیز قوانین مربوط به کارتهای شناسایی رای دهندگان را داریم، شاهد قتل تراژیک ترِیوان مارتین (نوجوان سیاهپوست) بودیم و همینطور بحث متوقف کردن شهروندان و بازرسی بدنی آنها در نیویورک بر مبنای نژادی…با چنین مواردی آیا خطر پسرفت و عقبگرد آمریکا وجود ندارد؟

جسی جکسون: « ترِیوان مارتین یک بیگناه بود. تنها در سال گذشته 136 سیاهپوست بدست کلانترها و پاسبانها کشته شده اند. 136نفر، نه یک نفر. دو و نیم میلیون آمریکایی پشت میله های زندان هستند که بیش از 54 درصدشان آمریکایی های آفریقایی تبارند. شاهد افزایش نیروی کار زندانها هستیم. قبض تلفن زندانها به سالی یک و نیم میلیارد دلار می رسد. شاهد این هستیم که در بازار بورس، شرکت ها به زندانها به چشم یک صنعت نگاه می کنند. شاهد حبس قبل از محاکمه هستیم. مردم در زندانند و پنج سال برای محاکمه شدن باید منتظر بمانند، شرایطی حتی بدتر از گوانتانامو. این زشتی ها، زیبایی های جامعه ما را تحت تاثیر قرار می دهد. صادقانه بگویم امروز بر کشور ما یک احساس متضادی حاکم شده. از یکطرف باراک اوباما انتخابات را می برد و می شود تاج زرین مبارزات و موفقیت های 54 ساله ما و از طرف دیگر تحت حمله قرار دارد و به او می گویند غیرمسیحی، غیر آمریکایی. اینها زشتی ها و بداخلاقی هایی هستند که در حال حاضر زیبایی های جامعه ما را به چالش گرفته اند.»

یورونیوز: خیلی ها می گویند مناسبات نژادی در آمریکا خوب است برای اینکه یک رییس جمهوری سیاهپوست توانسته به کاخ سفید راه پیدا کند. آیا پیروزی اوباما از این حیث در بردارنده یک پیام سیاسی بود یا فقط یکی از آن موارد تصادفی بود که در تاریخ اتفاق می افتد؟

جسی جکسون: « قطعا یک دستاورد تاریخی بود برای اینکه ترکیبی از نیروهای خوب گرد هم آمدند و قدرتی مضاعف بوجود آمد. آمریکایی های دیگر مثل ما بر این اعتقاد بودند که انتخابات در وهله اول یک رقابت است و بعد هم کاندیدای اصلح را انتخاب کردند که قادر بود ارتباط مناسبی بین مسائل را برقرار کند. نتایج آراء، احساس خوبی در ما بوجود آورد اما مورد دیگری هم وجود داشت که احساس تهدید با خود به همراه داشت و نباید اینگونه می شد. ایالات جنوبی آمریکا نباید از پیشرفت در مناطق دیگر احساس خطر بکند. حقوق مدنی، فرصت ایجاد یک جنوب مترقی را هم بوجود آورد منظورم این است که بدون چنین حقوقی سرمایه گذاری شرکت هایی نظیر هوندا و میتسوبیشی و تویوتا در جنوب انجام نمی شد یا برگزاری بازیهای المپیک 1996 آتلانتا به جنوب آمریکا سپرده نمی شد. بدلیل قوانین حقوق مدنی، در واقع جنوب جدیدی دوباره متولد شد ولی طنز مسئله اینجاست که آنهایی که معمولا بیشترین سود را می بردند، غالبا نسبت به دیگران واهمه بیشتری دارند و رفتارشان منفی تر است.»

یورونیوز: با توجه به حضور اوباما، آیا جامعه آفریقایی تبارهای آمریکا قدرت بیشتری پیدا کرده است؟ آیا اوباماهای بیشتری را در آینده آمریکا می توان انتظار داشت؟

جسی جکسون: «خوب شاهد حضور بیشتر زنان و رنگین پوستانی خواهید بود که بدنبال تحقق رویاهای خود هستند و اتفاقا ممکن است نتیجه خوبی هم بگیرند. وقتی من در سال 1988 مبارزه می کردم اوباما دانشجو بود و مناظرات را می دید و به من و به خودش گفت که این کار شدنی است. دانه هایی را که می کارید هیچوقت نمی دانید کِی جوانه می زنند و رشد پیدا می کنند. زنهای لایقی بین لاتین تبارها و سیاهپوستها وجود دارند واینکه خیلی از مردم شایستگی این را دارند که رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا شوند. بنظرم همه باید رویا داشته باشند و وقتی بتوانید رویای چیزی را بپرورانید توانایی به حقیقت تبدیل کردن آنرا هم دارید.»

یورونیوز: و بعنوان سوال آخر، بزرگترین نگرانی امروز شما چیست؟ چیزی که نمی گذارد شبها درست بخوابید؟

جسی جکسون: « از تمایلمان به جنگ، از تمرکز افراطیمان بر روی ثروت اندوزی، از نابود شدن طبقه متوسط بخاطر عدم توازن مبادلاتی مان و رشد فقر، از همه اینها بهت زده هستم. نسبت رشد فقر در جامعه ما به میزان خطرناکی رسیده است. تنفر را افزایش داده، فقرا را زیاد کرده است. در واقع رویای ما باید عبور کردن از معضل موجود و تغییر دادن اولویت هایمان باشد.»