خبر فوری

خبر فوری

برکسیت در سالی که گذشت

«بودن یا نبودن در اروپا مسأله این است.

در حال خواندن:

برکسیت در سالی که گذشت

اندازه متن Aa Aa

«بودن یا نبودن در اروپا مسأله این است.» دیوید کامرون در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۱۵ خود وعده داد که در باره این مسأله یک همه پرسی بر پا خواهد کرد. در آن زمان این مسأله فقط یک شعار به نظر می آمد. گرچه در بریتانیا همیشه عده ای مخالف اتحادیه اروپا بوده اند، اما کسی فکر نمی کرد این کشور واقعا بخواهد حسابش را از این اتحادیه جدا کند.

کسی گمان نمی کرد آنان که بر طبل جدایی می کوبیدند و واژه برکسیت را به تقلید از گرکسیت (خروج یونان از اتحادیه اروپا) ساخته بودند بتوانند چنین محبوبیتی کسب کنند. اما آنان مصمم بودند از اتحادیه ای که ۴۴ سال پیش عضو آن شده بودند خارج شوند.

هواداران خروج، دو سیاستمدار عجیب را برای هدایت کارزارشان برگزیدند. نایجل فاراژ، پوپولیست و رئیس حزب مستقل یوکیپ، و بوریس جانسون، شهردار پیشین لندن و عضو تکرو حزب محافظه کار. آنان طی دو ماه شعار «کشورمان را پس بدهید.» را ساختند که ورد زبانها شد.

فاراژ می گفت: «ما حتی دیگر پاسپورت بریتانیایی هم نداریم. درست است؟ پاسپورتمان هم اروپایی است.» و بوریس جانسون می افزود :«یا حالا یا هیچوقت. چون اگر الان نجُنبیم حالمان مثل کسی خواهد بود که داخل یک تاکسی گیر افتاده، و راننده هم نه جهت یابی اش خوب است و نه انگلیسی اش، و تازه به سمتی می رود که ما واقعا نمی خواهیم.»

بریتانیا میان دو کارزار تقسیم شد. جدایی خواهان باور داشتند که بدون اروپا، هم قوی تر خواهند بود و هم ثروتمندتر. اما طرف مقابل می گفت در صورت خروج، فاجعه اقتصادی در کمین کشور است و بیشتر رهبران دنیا هم با آن همسو بودند.

دونالد توسک، رئیس شورای اروپا گفت: «من یقین دارم که بریتانیا به اروپا نیاز دارد و اروپا به بریتانیا» و ژان کلود یونکر هم افزود: «همیشه گفته ام که می خواهم بریتانیا بر اساس پیمانی عادلانه، عضو اتحادیه اروپا باشد.»

فرانسوا اولاند درباره خروج بریتانیا گفت: «نمی خواهم کسی را بترسانم اما باید واقعیت را گفت: خروجِ بریتانیا از اتحادیه اروپا پیامدهایی (ناگوار) دارد.» و باراک اوباما هم بر لزوم ماندن بریتانیا در اتحادیه اروپا پافشاری کرد و گفت: «ایالات متحده، می خواهد شریکِ یک بریتانیای قوی باشد و بهترین حالت برای بریتانیا زمانی است که به هدایت یک اروپای قدرتمند کمک کند.»

در این میان جو کاکس، نماینده حزب کارگر که برای کارزار ماندن در اتحادیه اروپا مبارزه می کرد به دست مردی که فریاد می زد «اول بریتانیا» (پیش از هر چیز بریتانیا) کشته شد. مرگ او به تنشها دامن زد.

برای چند روز، کارزارِ ماندن متوقف شد و محبوبیت موافقان ماندن در اروپا هم در نظر سنجی ها افزایش یافت. همه گمان می کردند قتل این زن جوان، توازن را به نفع ماندن در اتحادیه بر هم می زند اما همه چیز طبق نظرسنجی ها پیش نرفت. نتیجه بهت آور فرا رسید. بیش از 52 درصد از بریتانیایی ها در همه پرسی نهایی خواستار خروج از اروپا شدند. و به این ترتیب نخستین جدایی از اتحادیه اروپا روی داد.

اردوگاه هواداران برکسیت لبریز از شادی شد. نایجل فاراژِ شجاع که باور داشت مأموریتش را به انجام رسانده، از سیاست کنار کشید و شریک او بوریس جانسونِ جسور هم از پذیرشِ مسئولیت نخست وزیریِ آینده شانه خالی کرد.

اما دیوید کامرون چنان که وعده داده بود استعفا کرد و گفت: «فکر نمی کنم از این به بعد سکان دارِ خوبی برای هدایت کشور به سوی مقصد بعدی باشم.»

کامرون چند روز بعد در اجلاس فوق العاده سران اروپا حاضر شد و گفتگو درباره خروج کشورش از این اتحادیه را آغاز کرد؛ گفتگویی که بعدتر آن را نخست وزیر تازه بریتانیا از جناح راست، یعنی ترزا مِی ادامه می داد.

اکنون و در پایان سال ۲۰۱۶ هنوز برای شناخت پیامدهای این خروج برای اروپا و بریتانیا زود است، گرچه بحثهای قانونی از پیش آغاز شده است، اما بخشی بزرگ از جامعه بریتانیا همچنان ناراضی است و بیشتر آنان جوانانی هستند که احساس می کنند آینده شان بر باد رفته است.