خبر فوری

خبر فوری

مصاحبه پرنس آلبرت و شارلین ویتستاک - حضور معنوی والدین پرنس آلبرت در ازدواجش

مصاحبه پرنس آلبرت و شارلین ویتستاک - حضور معنوی والدین پرنس آلبرت در ازدواجش
اندازه متن Aa Aa

زرق و برق و افسون یک بار دیگر بر موناکو حکم فرما شده است. بعد از ازدواج گریس کلی و پرنس رنیه در سال 1956، عروسی پرنس آلبرت و شارلین ویتستاک اولین عروسی یک پرنس در این قلمرو سلطنتی به حساب می آید. همچنان که نورافکن ها بر روی این منطقه کوچک مدیترانه روشن شده اند، یورونیوز با زوج خوشبخت گفتگویی انجام داده است.

یورونیوز: ازدواج شما برای موناکو یک فصل جدید به حساب می آید، شاید هم بازگشتی است به روزهای باشکوه گذشته. نظر شما نیز همین است؟

پرنس آلبرت: البته متفاوت خواهد بود، ولی نه آنگونه که گفتید. بدیهی است که ازدواج این فرصت را به ما می دهد تا به صورت یک خانواده عمل کنبم، و البته شارلین وظایفی را عهداه دار خواهد شد و به من در انجام مسئولیت هایم کمک خواهد کرد، ولی در عین حال فرصت دنبال کردن دلبستگی های خودش را هم خواهد داشت. تفاوت از این نظر خواهد بود.

یورونیوز: آیا شما در مورد زمانی که از صحن کلیسا عبور می کنید اندیشیده اید؟ درباره چه چیزی فکر خواهید کرد؟

شارلین ویتستاک: خوب، مسافت طولانی است و شاید در آن موقع فکر کنم: هنوز نرسیدیم؟ هنوز نرسیدیم؟ نمی دانم، واقعا الآن نمی توانم بگویم در مورد چه چیزی فکر خواهم کرد یا بعد چه خواهم کرد… اکنون فقط درباره آن روز متمرکز شده ام. می دانید، افکار و احساس ها تا آن موقع تغییر خواهند کرد و کسی نمی تواند واقعا بگوید. مطمئنم که از پس آن بر می آیم.

پرنس آلبرت: موضوع زیاد در مورد صحن کلیسا یا چگونگی برگزاری مراسم نیست، بلکه در طول مدت این چند روز است. من بسیار به والدینم که حضور فیزیکی نخواهند داشت فکر خواهم کرد. ولی آن ها همراه ما در هنگام چشن و البته در قلب و ذهن همه خواهند بود.

یورونیوز: اگر ما ساعت را کمی به عقب ببریم، و اگر این پرسش خصوصی نیست، شما چگونه به خانم ویتستاک پیشنهاد کردید؟

شارلین ویتستاک خطاب به پرنس: شما مجبور نیستید برملا کنید.

پرنس آلبرت: من به شما خواهم گفت، کمی غافلگیرانه بود. او آن موقع اصلا انتظار این را نداشت. او شاید انتظار آن را در یک روز دیگر نه آن روز به خصوص داشت.

شارلین ویتستاک: در هر حال نمی توانستم باور کنم. ولی اکنون حقیقت واضح است.

یورونیوز: بنابراین شما غافلگیر شدید.

شارلین ویتستاک: بله، کاملا غافلگیر کننده بود. آن موقع با خود گفتم: اوه، فکر می کنم نامزد شده ام، خوب، الآن نمی خواهم در مورد آن فکر کنم. فراموش کن و برو خرید کن.

یورونیوز: شما به خانواده اشاره کردید: صدای دویدن پاهای کوچک در گوشه و کنار قصر. آیا درباره آن تصمیم گرفته اید؟

شارلین ویتستاک: من تصمیمم را گرفته ام، قطعا. فکر می کنم برای هر دوی ما. ما حتما می خواهیم بچه دار شویم. چقدر زود؟ مطمئن نیستم. فکر می کنم به قدر کافی زود خبردار خواهید شد.

یورونیوز: شما از بسیاری جهات یک زوج معمولی هستید. آیا شما مانند زوج های معمولی جر و بحث هم می کنید؟

پرنس آلبرت: ما زیاد بحث نمی کنیم، می دانید، ولی تذکرهای کوچک اینجا و آنجا، گفتگوهای کوچک، اشاره های کوچک…

شارلین ویتستاک: فکر می کنم این یکی از خاطرات ما مثل رانندگی در نیمه شب برای جمع آوری آشغال است. او در ماشینش دستکش و کیسه دارد و هر چیزی را که می بینیم جمع آوری می کنیم. به این ترتیب وظیفه اجتماعی خود را انجام می دهیم… در حقیقت بسیار سرگرم کننده است. مردم نمی دانند ما چه می کنیم ولی تو میدانی… عجیب است.

یورونیوز: دیگر چگونه با هم به تفریح می پردازید؟ بدیهی است که هر دوتان ورزشکار هستید، آیا با هم شنا می کنید؟

شارلین ویتستاک: بله همین طور است.

پرنس آلبرت: بله ما به فعالیت در هوای آزاد می پردازیم.

شارلین ویتستاک رو به پرنس آلبرت: فکر می کنم که من مربی شنای خوبی هستم.

پرنس آلبرت: کاملا. ما ورزش های مختلفی انجام می دهیم و همچنین با دوستان پیاده روی می کنیم. فکر می کنم، می دانید، این لحظات خصوصیی هستند که شما واقعا می توانید خودتان باشید و نه تنها با شخصی که شریک زندگیتان است بلکه با افرادی که در زندگیتان مهم هستند به طور عادی ارتباط برقرار کنید. پس فکر می کنم این لظات مهم هستند.

یورونیوز: محل ماه عسل شما یک راز است.

شارلین ویتستاک رو به پرنس آلبرت: چرا حالا به همه نمی گوییم کجا می خواهیم برویم؟ می توانیم این کار را بکنیم.

یورونیوز: your Hotel

یورونیوز: بیش از همه دنبال چه می گردید؟

شارلین ویتستاک: استراحت و تعدد اعصاب.

پرنس آلبرت: بله، کمی استراحت و رمق تازه. درست بعد از ازدواج، برای چند روز به آفریقای جنوبی خواهیم رفت. چون نشست کمیته بین المللی المپیک در دوربان برگزار خواهد شد. پس من به مدت سه روز در اتاق جلسه خواهم بود، ولی ما قادر خواهیم بود تا با دوستان بسیارمان از جهان المپیک و همچنین خانواده و دوستان شارلین که درآفریقای جنوبی هستند وقت بگذرانیم. پس از این اقدامات، ما به سوی نامعلوم می رویم.