وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.
خبر فوری

عظمت طلبی اتمی ایرانیان

عظمت طلبی اتمی ایرانیان
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

با زلزله و سونامی ژاپن و در پی آن مشکلات نیروگاه هسته ای فوکوشیما در این کشور، موجی از مخالفتها با نیروگاههای هسته ای در دنیا برپا شد. برخی از کشورهای پیشرفته تصمیم گرفته اند که در یک برنامه میان مدت کشورهای خود را از نیروگاههای هسته ای پاک کنند و به انرژی های جایگزین روی آورند، اما حادثه ژاپن واکنش برجسته ای در میان ایرانیان نیافت. نه تنها مردم عادی که روشنفکران و فعالان مدنی نیز واکنش وسیعی به این موضوع نشان ندادند. این در حالی است که در چندین نقطه از ایران از بوشهر تا تهران تاسیسات غنی سازی اورانیوم علی رغم نگرانی های جهانی فعال هستند و تردیدهای جدی درباره امنیت این تاسیسات، بویژه نیروگاه بوشهر که بیش از سی سال از آغاز ساخت آن می گذرد و هنوز این فرایند ساخت به پایان نرسیده است، وجود دارد.

از نظر تحلیلگران مسائل ایران در ارتباط با تهدیدی که غنی سازی اورانیوم می تواند برای ایران داشته باشد، مردم عادی در ایران اطلاعات اندکی دارند و چندان از وقایع آگاه نمی شوند، اما چگونه است که با خیل عظیم سایت های اینترنتی مخالفان حکومت و بسیاری مقالات منتشر شده در این فضا و همچنین وجود شبکه های متنوع ماهواره ای که هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود، مردم عادی در ایران از وقایع آگاه نمی شوند؟

عدم حساسیت مردم به عظمت طلبی اتمی جمهوری اسلامی از کجا نشات می گیرد؟ در دسترس ترین پاسخ موجود در میان برخی تحلیل ها و مقالات روشنفکران ایرانی با عبارت“امنیتی بودن فضای فکری – رسانه ای” تشریح می شود. این بدان معناست که گویا آگاهی و حساسیت قابل قبولی در میان مردم و روشنفکران درباره پیامدهای عظمت طلبی اتمی جمهوری اسلامی وجود دارد اما به دلیل وجود فضای امنیتی امکان ظهور و بروز ندارد. اما بررسی دو فضای خاص زیست روشنفکران و فعالان مدنی ایرانی این پاسخ را به چالش می کشد.

فضای نسبتا باز دوره اصلاحات

در فضای نسبتا باز دوره اصلاحات که نگرانی از غنی سازی اورانیوم به شدت این روزها نبود و خطر جنگ به جدیت امروز مطرح نبود، شاهد نوشته های انتقادی درباره این مسئله نبودیم. در فضای دوره اصلاحات که تقریبا درباره برخی از مهمترین و حساسیت برانگیزترین جنبه های دینی برخی از قوانین مباحثه می شد و مقالاتی در روزنامه منتشر می شد نقد برنامه اتمی جمهوری اسلامی با رویکرد علمی و آگاه سازی مردم به پیامدهای آن غایب اصلی فضای گفتگوی بین روشنفکران بوده است. در فضای اصلاحات نگرانی های امنیتی کمتری وجود داشت بنابراین صرف نگرانی های امنیتی نمی تواند پاسخ قانع کننده ای به چرایی عدم حساسیت ایرانیان به عظمت طلبی اتمی جمهوری اسلامی باشد.

روشنفکران و فعالان خارج از کشور

بخش مهمی از روشنفکران و فعالان مدنی ایرانی در خارج از کشور زندگی می کنند و در سالهای اخیر موج مهاجرت به خارج از کشور افزایش یافته است. در فضای خارج از ایران فضای آزاد رسانه ای بدور از تهدیدات امنیتی جدی وجود دارد و روشنفکران تقریبا از همه موضوعات حساس می نویسند، از وجود نداشتن امام زمان تا نقد همه جنبه های فقهی و شخصیت های مذهبی و سیاسی، که این خود گویای فضای آزاد رسانه ای و عدم وجود تهدیدات امنیتی در خارج از ایران می باشد اما با این حال، به جز چند مورد خاص با حساسیت ویژه ای در میان روشنفکران نسبت به نقد عظمت طلبی اتمی جمهوری اسلامی روبرو نیستیم .

این دو مثال نشان می دهد که صرف امنیتی بودن فضای سیاسی – رسانه ای در ایران را نمی توان علت عدم حساسیت عمومی مردم و روشنفکران درباره عظمت طلبی اتمی جمهوری اسلامی و پیامدهای زیست محیطی آن دانست.

محمد رضا نیکفر در این باره معتقد است: “مشکل چند عاملی است فقط به یک عامل باز نمی گردد. مجموعه ای از عوامل دخالت دارد که می توانیم از لحاظ تحلیلی از هم تفکیک کنیم: ابتدا فرهنگ سیاسی در ایران است. در فرهنگ سیاسی ایران یک سری تم ها یا موضوعات کلاسیک وجود دارد و اینها موضوعاتی هستند که به هسته مرکزی قدرت برمی خورد یعنی قدرت مرکزی را به چالش می کشد یا قدرت مرکزی مخالفان و منتقدان خود را به چالش می کشد و همه چیز تابع این موضوع می شود یعنی سامان سیاسی محور مفاهیمی می شود که بطور کلاسیک در فرهنگ سیاسی ایران موجود است.”

مصاحبه با دکتر محمد رضا نیکفر را در اینجا بشنوید

فضای داخل ایران

در فضای داخل ایران تلویزیون جمهوری اسلامی هژمونی وسیعی با شعارهای مبتنی بر“انرژی اتمی حق مسلم ماست” بوجود آورده که این پیام را منتقل می کند که گویا قدرت های بزرگ بر آنند که این حق مسلم مردم را از آن بازستانند، بنابراین در ذیل این شعار نوعی احساس دشمنی ظریف با غرب را در میان مردم حتی منتقدین برانگیخته است.

از نگاه آقای نیکفر حکومت تبلیغات وسیعی در این باره شروع کرده است. او می گوید سطح فرهنگ آنقدر پایین است که یک رئیس جمهور می تواند از کار روی انرژی هسته ای در آشپزخانه صحبت کند و هنوز رئیس جمهور باشد، در یک کشور جدی اگر رئیس جمهورش چنین حرفی می زد در همه دانشگاهها می نوشتند ورود این آقا به دانشگاه ممنوع. چون این اوج مضحکه کردن دانش است اما می بینیم که با کمال جسارت همچنان در این مورد حرف می زنند و حرف هایی می زنند که واقعاعجیب است آن هم برای کسی که گویا تحصیلات دانشگاهی دارد. محمدرضا نیکفر می افزاید: “این نشان دهنده سطح پایین فرهنگ است و نشان دهنده آنست که دانش در آن کشور بی ارزش است و هر یاوه ای را می شود گفت این فقط به رژیم برنمی گردد.”

در فضای دانشگاهها نیز این عدم حساسیت به شکل دیگری منعکس شده است. بعنوان نمونه بسیار شگفت انگیز، دانشجویان محیط زیست در ایران حتی در دوره کارشناسی ارشد دروسی برای بررسی پیامدهای زیست محیطی نیروگاههای اتمی را ندارند. در بررسی های خود در این باره با یکی از خبرنگاران شناخته شده محیط زیست در ایران تماس گرفتم که در این باره گفتگویی داشته باشم اما ایشان به دلیل فضای بسته ایران و تابو بودن بحث از انرژی هسته ای عذر خواستند اما به نکته جالبی اشاره کردند که عینا نقل در ذیل می آید:

“امیدوارم بودم بتوانم کمکتان کنم ولی متاسفانه نه من که بعید می دانم کس دیگری که در ایران ساکن باشد بتواند به طور شفاف به شما کمک کند.
موضوع انرژی اتمی در ایران روی همه چیز سایه انداخته. حتی من که فارغ التحصیل رشته محیط زیست در مقطع کارشناسی ارشد هستم دو خط هم راجع به آلودگی نیروگاههای اتمی در دانشگاه درس نداشتم و عملا هیچکس در ایران حتی در بین تشکل های زیست محیطی، خبرنگاران و اساتید دانشگاهها راجع به این موضوع اظهار نظر نمی کند و تاکنون هم نکرده اند.”

بررسی وبلاگ ها و سایت های زیست محیطی در ایران نیز نشان از غیبت این موضوع دارد. وبلاگ“ابتکار سبز” متعلق به معصومه ابتکار که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در دوران اصلاحات است هیچ اشاره ای به اثرات زیست محیطی انرژی اتمی ندارد. در “پایگاه خبری فضای سبز و محیط زیست ایران”(سبز پرس) نیز نشان هایی از پرداختن به پیامدهای ساخت نیروگاه های هستی در ایران بر محیط زیست وجود ندارد و تنها در دو خبر به زلزله در ژاپن و نیروگاه فوکوشیما و اعتراضات سبزهای آلمان به قطار حامل زباله های هسته ای دیده می شود.

تنها در برخی از موارد کارشناسان برجسته ای چون اسماعیل کهرم به اثرات منفی و پایدار اشعه های رادیو اکتیو بر محیط زیست پرداخته اند اما هیچ اشاره ای به اثرات نیروگاههای اتمی در حال ساخت ایران ندارند. این تنها رویکردی است که در معدودی از وبلاگ های محیط زیستی مانند وبلاگ تخصصی محیط زیست دیده می شود.

آقای نیکفر درباره عدم توجه جدی فعالان محیط زیست معتقد است که در ایران تجربه سیاسی برای یک مبارزه جدی برای سامان زیستی وجود ندارد، مثلا درباره دفاع از جنگل ها، آلودگی هوا، آب پاکیزه. او با اشاره به برنامه های انتخاباتی کاندیداهای مختلف از اول انقلاب تا امروزمی گوید: از اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب از مذهبی و غیر مذهبی، همه آنها اینگونه مسائلی را که به سامان زیستی ما برمی گردد در دستور کار قرار نمی دهند. اساسا مسائلی مهم است که به اصل قدرت سیاسی باز می گردد بنابراین ما در این مورد تجربه و آموزش سیاسی نداریم و یاد نگرفتیم که این مسائل باید جزو خواسته های سیاسی ما باشد و سر این مسائل باید مبارزه کنیم و دنبال دستاورد باشیم .

وی درباره وجود سایت هایی برای دفاع از جنگل و محیط زیست در ایران معتقد است: باز همین ها هم بسیار کم است اول اینکه توجه به مسائل زیست محیطی پدیده جدیدی است شاید بیست یا سی سال پیش ما اصلا به اینها برخورد نمی کردیم می بینم اما اکنون یک قشر بسیار نازک و ضعیفی در میان جوانان یک سری سایت درست کردند و به این مسائل توجه کردند.

فضای خارج از ایران

در خارج از کشور، گذشته از سایت های فراوان انتشار خبر و مقالات که به جز چند استثنا حساسیت ویژه ای نسبت به موضوع نشان نمی دهند، در دو بیانیه مهم گروههای روشنفکری درباره احتمال جنگ با ایران نیز شاهد انتقاد جدی و بررسی جدی موضوع نیستیم .

در بیانیه مشهور به “صد و بیست تن از روشنفکران در محکومیت سرکوبگری نظام و تجاوز نظامی خارجی به ایران” ضمن توصیف اقدامات غیردموکراتیک نظام جمهوری اسلامی، تاکید بیانیه بیشتر بر قبیح دانستن حمله نظامی به ایران و سرزنش دول غربی و شماری از مخالفان ایرانی جمهوری اسلامی است تا مسئله غنی سازی اورانیوم که بهانه و علت اصلی وضعیت تهدید آمیز کنونی است.

در بیانیه 157 نفر از فعالان سیاسی، اجتماعی که با عنوان“غنی سازی را موقتا متوقف و جنبه های نظامی برنامه ی هسته ای را تعطیل کنید” منتشر شده است، توجه بیشتری به علت آغاز تهدیدات جدید نظامی دارد وخواهان “توقف موقت و مشروط غنی سازی اورانیوم” است. این رویکرد به شکلی خواهان بازگشت به سیاستی در دوره اصلاحات است که نگرانی از غنی سازی را برای آژانس بین المللی انرژی اتمی حل نکرد.

در این بیانه یک عبارت وجود دارد که شاید دلیل عدم ورود جدی روشنفکران به مسئله عظمت طلبی اتمی جمهوری اسلامی را توضیح دهد. در بیانیه آمده است :“در این میان وجود مشکلات در نظام جهانی و پاره‌ای از استاندارد‌های دوگانه چون عدم اعتراض به برنامه نظامی هسته‌ای اسرائیل، هند و پاکستان باعث نمی‌شود تا چشم بر روی خطا‌های حاکمیت بحران زا ببندیم و با گرفتن زهر فشار‌های خارجی، دست حاکمیت را باز بگذاریم تا با سوء استفاده از احساسات ملی گرایانه و وجود ایرادات در عرصه بین المللی و قربانی شدن مناسبات انسانی در پای منافع دول قدرتمند دنیا در برخی حوزه‌ها، راه خطرناک خود را ادامه دهد.”

به نظر می رسد عبارت “احساسات ملی گرایانه “ پاسخگوی بسیاری از ابهامات در این عرصه باشد. در این میان، محمد رضا نیکفر یکی از روشنفکرانی است که با نوشتن چند مقاله و مصاحبه، زنگ خطر جدی در این مقوله را به صدا در آورد و به جدیت براین موضوع و خطرات آن تاکید کرد. او معتقد است:“تبدیل سیاسی اورانیوم به مسئله مقدس“،“شیفتگی ایرانیان نسبت به تکنیک“،“ناسیونالیسم اتمی” و “نازل بودن سطح فرهنگ و دانش خصوصا بی توجهی به سامان زیستی در ایران” سلسله عواملی هستند که در عدم حساسیت ایرانیان نسبت به مسئله اتم نقش دارد.

بطور کلی می توان گفت عدم آگاهی عموم مردم ایران و عدم حساسیت روشنفکران و فعالان مدنی (بخصوص فعالان محیط زیست) دلایل گوناگونی دارد و تنها شرایط امنیتی داخل ایران تبیین کننده این عدم حساسیت ها نیست. فرهنگ سیاسی ایرانیان و عظمت طلبی فرهنگی مبتنی بر ناسیونالیسم قدرت بسیاری در فرهنگ ایرانیان دارد و به نظر می رسد ایرانیان بطور عموم آگاهی انتقادی نسبت به این ناسیونالیسم ندارند و اهمیت چنین آگاهی در میان روشنفکران احساس نمی شود.

سعید بهداد، جامعه شناس