خبر فوری

خبر فوری

مارتین ایمیس: زندگی نویسنده نیمی جاه طلبی است و نیمی اضطراب

 Comments
مارتین ایمیس: زندگی نویسنده نیمی جاه طلبی است و نیمی اضطراب
اندازه متن Aa Aa

مارتین ایمیس، رمان نویس مطرح بریتانیایی بزودی سیزدهمین اثرش را منتشر می کند.

او در ۲۵ اگوست سال ۱۹۴۹ در سوانزی، در ولز بدنیا آمد و فرزند کینگزلی ایمیس، شاعر، نویسنده و منتقد مشهور بریتانیایی است.

ایمیس را به عنوان چهره ای نامتعارف در ادبیات بریتانیا می شناسند و ظاهرش برای او لقب «میک جَِگر ادبیات» را به ارمغان آورده است.

دیدگاههای جنجال برانگیز وی در مورد اسلام و مسلمانان سبب شده است عده ای وی را نویسنده ای نژادپرست توصیف کنند.

از ایمیس آثاری به فارسی ترجمه شده است. از آن جمله می توان «استالین مخوف»(نشر نی، ۱۳۸۲) و «بینش بر دریاچه آتش» (نشر چشمه، ۱۳۸۶) را نام برد.

وی پس از وقایع انتخابات سال ۱۳۸۸(خورشیدی) نیز مقاله ای درباره ایران نوشت که همان موقع در روزنامه گاردین چاپ شد.

ایمیس همچنین نویسنده کتاب های پرفروشی نظیر «پول»، «لندن فیلدز» و«کاغذهای راشل» است.

نویسنده ۶۳ ساله در «انجمن بین المللی رمان» که اوایل ماه ژوئن در شهر لیون فرانسه برگزار شد، آخرین اثرش را به نام «لیونل اَسبو» معرفی کرد.

یورونیوز با او در مورد این رمان که با درونمایه هولوکاست نوشته شده، گفتگویی انجام داده است.

*یورونیوز:
تازه ترین رمان که شما بزودی منتشر می شود، داستان عاشقانه ای است که در یک اردوگاه کار نازی می گذرد. شما پیش از این هم در کتاب «پیکان زمان» درمورد هولوکاست نوشته اید. چرا این موضوع تا حد برای شما مهم است؟*

مارتین ایمیس:
خوب فکر می کنم که به شکل غریبی این برای هر کسی مهم است. دابلیو. جی. سیبالد، نویسنده آلمانی که به زبان انگلیسی می نویسد، گفته است که هیچ آدم جدی به چیزی جز هولوکاست فکر نمی کند که شاید کمی اغراق آمیز باشد اما به یک معنی، هولوکاست موضوعی است که شما را تعریف می کند، درباره تان قضاوت می کند و بسته به پاسخی که برای آن دارید، کمی بیشتر درباره خودتان یاد می گیرید.

*یورونیوز:
پیشتر هم [در جایی] گفته بودید که نمی توانید بدون درد و رنج در مورد هولوکاست بنویسید و این رنج را حتی به هنگام تایپ این عبارت نیز حس می کنید. این احساس شما از کجا می آید؟*

مارتین ایمیس:
زندگی نویسنده نیمی جاه طلبی است و نیمی اضطراب. این هر دو باید باشد. فایده ای ندارد اگر داستانی بنویسید در حالی که سرخوش هستید. همین طور بیهوده است اگر داستانی بنویسید و تمام مدت احساس بدبختی کنید. باید هر دو احساس را گاهی داشته باشید. این ترکیب حس اضطراب و جاه طلبی است که در هر داستان به سراغتان می آید. به خصوص هنگامی که در باره هولوکاست، این حماسه رنج انسان می نویسید. این احساس را هنگامی که در باره گولاگ می نوشتم، نیز داشتم. هر نویسنده ای این احساس را می شناسد. این فرآیند همیشه هست. باید فکر کنید این داستانی که می نویسم خوب نیست اما نباید فکر کنید همه داستان هایی که نوشته ام خوب نیستند. وقتی به این مرحله رسیدید می توانید شروع کنید.

*یورونیوز:
درباره خشونت و درباره طبقه بسیار فقیر بریتانیا هم نوشته اید. مثلا در «لیونل اسبو» و در پادگان وولویچ دیدیم که یک مسلمانِ بریتانیایی در روز روشن، وسط لندن یک بریتانیایی دیگر را می کشد. شما این همه درباره لندن نوشته اید. فکر می کنید چه طور یک چنین اتفاقی می تواند در این شهر پیش بیاید؟*

مارتین ایمیس:
خوب راه های زیادی هست که می تواند منجر به چنین وقایعی شود. آنچه مدتی است با آن مواجه هستیم، همان چیزی است که به آن تروریسم برخاسته از نابودی معیارها می گویند: تروریسم بیگانگی، تروریسم بی قانونی. احساس می کنید از ریشه تان جدا افتاده اید و احساس می کنید غرب به برادران و خواهران تان در کشورهای دیگر ظلم می کند. اما نکته اصلی این است که احساس بیگانگی و افسردگی می کنید و می خواهید در واکنش به آن کاری کنید که خیلی سروصدا کند.

جوزف کنراد رمانی در سال ۱۹۰۸ میلادی، درباره تروریست هایِ آنارشیست در لندن نوشته است که به شکلی باورنکردنی پیشگویانه است. او نوشته است که دو عنصر غرور و تنبلی در این امر نقش دارد. شما از خودتان راضی هستید و می خواهید روی دنیا تأثیر بزرگی بگذارید و در خاطره جهانیان ثبت شوید و چون تنبل هستید تنها راه را در این می بینید که کاری پر سروصدا انجام بدهید. در همه انسان ها این احساس عمیق وجود دارد که جاودانه بشوند و نامی از خود به جا بگذارند. تا حدی به همین دلیل است که بچه دار می شویم تا مرگ را فریب دهیم و فراسوی مرگ وجود داشته باشیم.

*یورونیوز:
فکر می کنید بواسطه کتابهایتان تا فراسوی مرزهای مرگ خواهید رفت؟*

مارتین ایمیس:
اینکه نویسنده ها بیش از هر کس دیگری می خواهند جاودانه شوند، یک واقعیت است. چون در حقیقت با گذشت زمان است که کیفیت کار هنری معلوم می شود. بقیه چیزها مهم نیستند. نقد هنری و دیگر حرف ها [تنها] لفاظی است.

*یوورنیوز:
چه مدت می خواهید بمانید؟*

مارتین ایمیس:
یک قرن. اگر بعد از یک قرن هنوز نامت در میان باشد، موفق شده ای. وقتی خوانندگانِ جوان کتاب هایم را می بینم، برایم جالب است، چون می دانم دست کم سی، چهل سال پس از مرگ من کسی هست که به کارهای من توجه کند. دلتان نمی خواهد به یکباره ناپدید شوید، می خواهید مدتی همچنان مطرح بمانید.

*یورونیوز: شما اروپا را ترک کردید وبه دلایل خانوادگی به آمریکا رفتید. می دانیم که به اروپا پشت نکرده اید اما وقتی به بحران اروپا نگاه می کنید، حس نمی کنید که از کشتی ای که غرق می شود، فرار کرده اید؟ از آن سویِ آب ها اوضاع اروپا چه طور به نظر می رسد؟*

مارتین ایمیس:
به نظر می رسد از نظر وقت شناسی خوب است. با توجه به این که اوضاع اجتماعی دستخوش بحران شده است و همه گونه تلاطم های اجتماعی ظاهر شده است. فکرمی کنم اروپا به قدر کافی سرسختی و تداوم دارد. چون تاریخ عظیمی دارد و پنج قرن مرکز دنیا بوده است و اندیشه هایی را تولید کرده که دنیا را ساخته است. البته شاید در حال افول باشد، به دلیل تک تک کشورهایی که در اروپا هستند، نوعی افول تاریخی-جغرافیایی.

*یورونیوز:
آیا مضمون بحرانهای اقتصادی برایتان جالب است و می تواند دستمایه داستانی از شما شود؟ شاید هم باید این مضمون را در رمان بعدی شما بعنوان نقیضه ای بر آنچه اکنون رخ می دهد، ببینیم؟*

مارتین ایمیس:
شاید سه، چهار سال باید بگذرد که زمانِ حال در شما، به عنوان یک رمان نویس استقرار پیدا کند. اینکه داستان را فقط در ذهنتان پذیرفته باشید، کافی نیست. داستان باید ستون فقرات تان را طی کند وتمام وجودتان را فرا بگیرد. نمی توانید به یکباره به وقایع واکنش نشان دهید. باید یک دوره جنینی طی شود.

*یورونیوز:
پس شما این طرح را در سر می پرورانید؟*

مارتین ایمیس:
بله، شروع کرده ام.

*یورونیوز:
منتظر رمان بعدی شماهستیم.*