وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.
خبر فوری

ماشین تحریر مارکز دیگر صدا نمی کند

 نظرها
ماشین تحریر مارکز دیگر صدا نمی کند
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

با مرگ گابریل گارسیا مارکز، جهان ادبیات یکی از برترین داستان نویسانش را از دست داد.

این نویسندۀ صاحب نام کلمبیایی، یکی از بزرگان سبک رئالیسم جادویی بود. مارکز، مانند بسیاری از نویسندگان آمریکای لاتین واقعیت را با خیال در هم می آمیخت و برای روایت دغدغه های ذهنی اش، مرزها و محدودیت های جهان مادی را در می نوردید.

وی که بیش از بست کتاب رمان و داستان بلند به چاپ رساند، در سال ۱۹۸۲ میلادی جایزۀ نوبل ادبیات را دریافت کرد.

آثار داستانی وی به زبان های مختلفی ترجمه شده و چندین فیلم سینمایی نیز با اقتباس از این نوشته ها ساخته شده است.

گابریل گارسیا مارکز، در ششم مارس ۱۹۲۷ به دنیا آمد. پدر و مادرش، «گابو» را از زمان خردسالی نزد پدربزرگ و مادربزرگ پدری رها کردند و او کودکی و جوانی خود را تحت سرپرستی سرهنگ مارکز و ترانکیلنا ایکاران، زنی مذهبی و سنتی گذراند. شخصیت هایی شبیه این دو در اکثر داستان های این نویسنده دیده می شوند.

ردپای تجربه زندگی در یک خانواده سنتی، پدرسالار و نظامی در بسیاری از نوشته های مارکز به چشم می آید.

گابریل گارسیا مارکز در پنج سالگی، نوشتن را در مدرسۀ مونته سوری یاد گرفت و با بهره گیری از یک بورس تحصیلی توانست وارد دبیرستان ملی “زیپاکیرا” بشود که یکی از بهترین دبیرستانهای کلمبیا در آن زمان بود. اسطوره آینده ادبیات جهان، مهارت های اولیه فن نگارش را در همین مدرسه آموخت.

جرارد مارتین، نویسندۀ زندگینامۀ گابریل گارسیا مارکز، به این دوره از زندگی این نویسنده اشاره می کند و می گوید: «بدون شک، گابریل گارسیا مارکز یک نابغه است اما بدون این دورۀ تحصیلی، آیا کتاب صد سال تنهایی همچنان می توانست همچنان بدرخشد؟»

این نویسندۀ شهیر کلمبیایی، تحصیل در رشته های روزنامه نگاری و حقوق را آغاز، اما دانشگاه را نیمه کاره رها کرد.

گابریل گارسیا مارکز، در سال های پس از جنگ جهانی دوم به عنوان خبرنگار به اروپای غربی و حتی کشورهای آن سوی پردۀ آهنین سفر کرد.

وی بعد از بازگشت به کلمبیا، نخستین رمان خود را به نام صد سال تنهایی به نگارش درآورد. کتابی که بزودی به زبان های مختلفی ترجمه شد و وی را به شهرتی جهانی رساند. پابلو نرودا، شاعر فقید شیلیایی این رمان را بهترین داستان نوشته شده بعد از دن کیشوت می داند.

شاید بسیاری از فارسی زبانانی که این کتاب را به عنوان نخستین تجربه آشنایی خود با رئالیسم جادویی آمریکای لاتین خوانده اند، بارها و بارها در پیچ و خم های شخصیت های نامیرا و واقعیات تاریخی ای که در عالم واقع به گونه ای دیگر رخ داده اند، گم کرده باشند.

گابریل گارسیا مارکز در یک کنفرانس، نوشتن رمان را به هیپنوتیزم کردن تشبیه کرد؛ هنری که خواننده را مجبور می کند به چیزی به جز داستانی که برایش روایت می کنند، فکر نکند.

این نویسندۀ شهیر، دوستی نزدیکی با رهبران کشورهای چپگرای آمریکای لاتین از جمله فیدل کاسترو داشت و از انقلاب کوبا حمایت می کرد. گابو، شاید بزرگترین استاد به ریشخند گرفتن مدل های «دموکراتیک» و در عین حال نظامیگرای آمریکای لاتین، و بویژه زادگاه خودش، کلمبیا، بود.

وی همچنین از تمجید کنندگان ادبیات ایالات متحده آمریکا بود و رابطۀ خوبی با نویسندگان این کشور از جمله آرتور میلر داشت.

او موفقیت سبک رئالیسم جادویی را بویژه در آمریکای جنوبی، رخدادی طبیعی می دانست. به اعتقاد او این سبک، حتی با شرایط آب و هوایی این منطقه همخوانی دارد.

صد سال تنهایی، پاییز پدرسالار، عشق سال های وبا و خاطرات دلبرکان (روسپیان) غمگین من، از معروف ترین آثار وی است که به زبان های بسیاری، از جمله فارسی ترجمه شده اند.