وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.
خبر فوری

تصرف پل پگاسوس؛ سرآغاز موفقیت متفقین در فرانسه

 نظرها
تصرف پل پگاسوس؛ سرآغاز موفقیت متفقین در فرانسه
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

گزارش تفصیلی

پل پگاسوس یا «پل افتخار»، در منطقه نرماندی فرانسه، در زمان جنگ جهانی دوم برای متفقین اهمیتی استراتژیک داشت زیرا تصرف آن می توانست مانع از حرکت نیروهای زرهی ارتش آلمان شود.

پگاسوس به معنای اسب بالدار است و این پل به احترام چتربازان بریتایایی که در شب پنجم ژوئن سال ۱۹۹۴ میلادی در این منطقه فرود آمده بودند، اینگونه نامگذاری شده است.

چتربازان و کماندوهای بریتانیایی که در شب پنجم ژوئن توسط هواپیماهای گلایدر به این محل منتقل شده بودند، توانستند این پل را تصرف کنند و به این ترتیب یکی از پیش شرطهای اصلی موفقیت عملیات ۶ ژوئن را محقق سازند.

سپس نیروهای متفقین، طبق برنامه قبلی، روز ششم ژوئن سال ۱۹۹۴ میلادی بطور گسترده در سواحل نرماندی پیاده شدند.

سه هواپیمای گلایدر هورسا نیز که هر کدام حامل ۳۳ سرباز بودند، در چند متری پل فرود آمدند.

در بیست متری این پل، کافه گندره وجود دارد که آن زمان، توسط تِرِز و جورج گندره اداره می شد و به این ترتیب این کافه، اولین خانه در فرانسه بود که طعم آزادی را چشید.

آرلت، یکی از دختران این خانواده فرانسوی خاطرات مربوط به آن روز را همچنان در ذهن دارد.

او می گوید: «دلیلی که باعث شد این خانه اولین خانه ای باشد که آزاد شده، این است که ارتش بریتانیا در زمانِ آماده شدن برای انجام ماموریتشان، می دانست که والدین من می توانند به دو زبان سخن بگویند و این برای سازمان اطلاعات بریتانیا اهمیت داشت. مادر من به زبان آلمانی آلزاسی سخن می گفت و آن را در مدرسه آموخته بود و هنگامیکه با پدرم ازدواج کرد، یک پرستار آموزش دیده بود. پدرم نیز بخوبی انگلیسی صحبت می کرد. اما آلمانی ها هرگز نفهمیدند که والدین من که به دو زبانی سخن می گویند که برای سازمان اطلاعات بریتانیا اهمیت دارند.»

آرلت ادامه می دهد: «ما در آن شب، سر و صداهای محو و نامفهومی را شنیدیم. صداهای اطراف خانه متفاوت بودند. اما به هرحال نه صدای گوشخراشی به گوش می رسید و نه صدای حرکت خودروهای سنگین. مدت کوتاهی پس از آن، صدای قدمهایی را بالای سرمان شنیدیم. ابتدا فکر کردیم آلمانی ها برای گرفتن ما آمده اند اما وقتی پدر آنها را به زیرزمین برد، فهمیدیم که سربازان بریتانیایی بودند.»

شب پنجم ژوئن سال ۱۹۹۴ میلادی، هرگز از حافظه آرلت و ژرژت گندره، دو دختر این خانواده، پاک نخواهد شد.

آرلت گندره می گوید: «زمانی که شما از مشکلی رنج می کشید و در عین حال امیدتان را از دست نمی دهید، این امید به واقعیت تبدیل می شود. وقتی به سربازان و زندگیشان نگاه می کنید، می بینید که جوان بودند، بعضی از آنها درگذشتند، برخی زخمی شدند و پس از بهبودی به اردوگاهشان بازگشتند. من و ژرژت شاهد تمام این ماجراها بودیم، نمی شود آنها را فراموش کرد.»

او اضافه می کند: «پس از آن، ما تبدیل به خانواده ای قوی و پر از عشق شدیم. از یک خانواده معمولی تبدیل به یک خانواده ای مهم شدیم. از آن به بعد به همه چیز، چه با ارزش و چه بی ارزش، عشق می ورزیدیم. سربازهایی که آن شب آمدند، بخشی از نیروهای آزادی بخش ما بودند. آنها بخشی از خانواده ما بودند و یادشان هرگز فراموش نخواهد شد.»