وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.
خبر فوری

چه کاری می توان برای تسکین آلام بازماندگان حملات تروریستی انجام داد؟

 نظرها
چه کاری می توان برای تسکین آلام بازماندگان حملات تروریستی انجام داد؟
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

کسانی که از حملات ترورویستی جان سالم به در بردند یا عزیزانشان را در این حملات از دست داده اند، چگونه می توانند زندگی جدیدی را از سر بگیرند؟ فرانسواز رودتسکی در حادثه انفجار بمبی که در ۲۳ دسامبر سال ۱۹۸۳ میلادی بیرون یک رستوران در پاریس رخ داد، بشدت مجروح شد. او می گوید: «آنموقع به من می گفتند تروریسم به پایان رسیده، اما من می گفتم: نه تازه شروع شده است.»

از فردای همان روز، فرانسواز رودتسکی مبارزه سختی را آغاز کرده است: مبارزه برای قربانیان تروریسم. او بنیانگذار انجمنی است که کارش کمک به بازماندگان و قربانیان حملات تروریستی است. به ابتکار او مجسمه ای برای یادبود قربانیان ترروریسم در پاریس ساخته شده است.

بازماندگان حملات تروریستی، چگونه می توانند به زندگی خود ادامه دهند؟ این سوال مدتهاست که ذهن خانم رودتسکی را به خود مشغول کرده است. او می گوید: «اولین کاری که انجام دادم ایجاد صندوق همبستگی درسال ۱۹۸۶ میلادی برای کمک به قربانیان حملات تروریستی بود. این صندوق در سراسر جهان منحصر به فرد است. انجام مرحله بعدی چهار سال به درازا کشید. تا اینکه بالاخره در سال ۱۹۹۰ میلادی قانونی تصویب شد که تروریسم هم شکل جدیدی از جنگ است و قربانیان تروریسم مانند غیرنظامی های قربانی جنگ هستند.»

فرانسواز رودتسکی پس از حملات ترورویستی ۱۳ نوامبر در پاریس، به سراغ خانواده های قربانیان این حملات رفته تا به آنها بگوید از چه حقوقی برخوردارند.

او می گوید که گاهی روندهای رسیدگی به این افراد کند و طاقت فرساست: «بودجه این صندوق با همبستگی ملی و توسط مردم فرانسه تامین می شود. از اول ژانویه سال ۲۰۱۶ هر کس می تواند هزینه کوچکی بپردازد: مبلغ ۴ یورو و ۳۰ سانتیم که از بیمه شما کسر می شود. به این ترتیب ابزار لازم را داریم. بخشی از کمکهای ما هم مربوط به زخمها و جراحتهای فیزیکی این افراد و عواقب جسمی و روحی این جراحتهاست. همچنین به کسانی که بدنبال این وقایع شغلشان را از دست می دهند، کمک می کنیم. یکی از مشکلات وقتی است که کارشناسان پزشکی باید میزان جراحات قربانیان را ارزیابی کنند و معمولا این کارشناسها وقتی شوک اولیه می گذرد و بار عاطفی رخداد کم می شود، عادت دارند تا آنجا که می توانند دامنه این آسیبهای جسمی و روانی را کمتر ارزیابی کنند.»

ماریز وولینسکی همسر ژرژ ولنسکی کاریکاتوریست هفته نامه شارلی ابدو است که یکسال پیش در حمله تروریستی به دفتر این هفته نامه کشته شد. وی می گوید: «هنوز هم به دنبال صدایی می گردم که به من می گوید: عزیزم من به دفتر مجله شارلی می روم.»

ماریز می گوید که عادت کردن به زندگی، بدون شوهری که تقریبا پنجاه سال در کنارش بوده است دردناک بوده است. اما خوشحال است یک صندوق همبستگی وجود دارد، گرچه دریافت هر نوع خسارت بسیار کند بوده است.

وی می افزاید: «به نظرم می آید که وعده های زیادی دادند که هیچوقت هم به آنها عمل نشد. به عنوان مثال، صندوق همبستگی به وجود می آید و می گویند که ماهانه به شما چیزی می دهند.‬‎ ‫اما مقدار این ماهانه آن قدر نیست که بتوانید در همان سطحی، زندگی کنید که قبلا وقتی شوهرتان زنده بود، داشتید‬‎. ‫اوضاع پچیده تر شده است. یکسال گذشته است و مقامات منتظرند ببینند کتابهایی که همسرم پیش از حمله نوشته بود، چه فروشی دارد تا شاید بتوانند چیزی از مبلغ ماهانه کم کنند‬. اما این هیچ ربطی به آن حادثه ندارد.»

در حملات ۷ ژوئیه سال ۲۰۰۵ میلادی در لندن ۵۲ نفر کشته، و صد ها نفر زخمی شدند. دنیل بیدل یکی از کسانی است که از این حملات جان سالم به در برد. او با بمبی که در متروی لندن منفجر شد، کمتر از یک متر فاصله داشته است. وی می گوید که بعد از حمله، هر روز دردی را تجربه می کند که شبیه هیچ درد دیگری نیست و آثار آن هیچوقت از بین نمی رود.

این حملات از دید دنیل غیر واقعی و سورئالیستی بود. از نظر او در بریتانیا فرایند دریافت بیمه برای آسیبهای جسمی که وی به خاطر این حمله متحمل شده هم غیر واقع بینانه است. چون در این کشور نحوه رسیدگی به حملات تروریستی، مثل رسیدگی به هر جرم دیگری است.

وی می گود: «تلاش می کنید با عواقب حادثه کنار بیایید. باید با نقص عضو کنار بیایید، با شکل ناهنجاری که بدنتان پیدا کرده و همه چیزهایی که تغییر کرده است. بعد به شما کتابچه ای می دهند که مثل کاتالوگ فروشگاه هاست. در این کتابچه همه آسیب دیدگی های بدنی را ردیف کرده اند. باید از ابتدا تا انتهای کتابچه بروید و ببینید کدام اعضای بدن قیمتشان بیشتر است و آنها را انتخاب کنید.»

دنیل در ادامه می گوید: «این برای من خیلی ناگوار بود. بیش از صد آسیب مختلف به بدن من وارد شده است، اما در سیستمی که ما در بریتانیا داریم، شما فقط می توانید برای سه آسیب دیدگی حق بیمه دریافت کنید. وقتی اولی را انتخاب کنید میزان خسارتی که برای بعدی ها دریافت می کنید، کمتر می شود. به این ترتیب برای پاهایم ۱۱۰ هزار پوند گرفتم اما بعد هفتاد درصد از خسارت مربوط به چشمم کم کردند و ۸۵ درصد از خسارت طحالم. بنابراین عملا برای این که در حادثه ای که کاملا از اختیارتان خارج بوده بیش از یک آسیب دیدگی را تحمل کرده اید، شما را جریمه می کنند.»

کنار آمدن با عواقب حادثه ای که از اختیار انسان خارج بوده و همینطور درد و خشمی که پس از فاجعه به انسان دست می دهد، برای دنیل بیدل کاملا آشناست. وی درباره حملات ۱۳ نوامبر پاریس می گوید: «من قربانی حملات تروریستی بوده ام و خوب می دانم که خانواده های این قربانیان چه می کشند. می دانم کسانی که جان به در برده اند، در ماهها و سالهای آینده با چه مشکلات باورنکردنی روبرو هستند. یک چیز که از تجربه خودم یاد گرفته ام این است که زخمهای فیزیکی زود از بین می روند. اما زخمهایی که به روح و روان انسان وارد می شود، سالهای سال بر جای می ماند.»

زخمهای ماریز وولینسکی هنوز تازه هستند. وی برای کنار آمدن با زخمهای عاطفی ناشی از حادثه کشته شدن شوهرش در دفتر شارلی ابدو، کتابی نوشته است. برای خانم وولینسکی پرسشهای بی پاسخ زیادی مطرح است: اینکه مثلا حادثه حمله به دفتر “شارلی ابدو” چگونه روی داد؟ وی سعی کرده است با نوشتن این کتاب پاسخی برای برخی از این پرسشها بیابد و بخشی از آلام و دردهایش را تسکین بخشد.

وی می گوید: «این کتاب را نوشتم چون هنوز هم جمله “عزیزم من به دفتر مجله شارلی می روم” را می شنوم. این عبارت را مدام می شنوم در حالیکه کسی آنجا نیست. چطور می شود تصور کرد که در دفتر یک مجله طنز، حمله تروریستی صورت بگیرد؟ آنهم جایی که از نظر پلیس محل حساسی بوده اما به اندازه کافی تحت نظارت نبوده است. در این کتاب که تابستان گذشته نوشتم سعی کردم دراین باره تحقیق کنم. این کتاب شروعی برای ساختن دوباره است.»

برای دنیل بیدل ملاقات با جِم، همسرش که دو سال پیش با او ازدواج کرده، و همچنین شروع دوباره کار نقطه عطفی برای از سرگرفتن زندگی جدید بود. دنیل اکنون مشاور شرکتی است که خودش تاسیس کرده است. کار این شرکت، مشاوره به شرکتها و کسانی است که در زمینه کمک به افرادی که نارسایی بدنی دارند، فعالیت می کنند.

وی می گوید: «نقص عضو بدترین چیزیست که برایم پیش آمد. هیچ وقت فکر نمی کردم در وضعی باشم که الان هستم. زمان زیادی طول کشید تا بفهمم که زندگی تمام نشده است. بخت یار من بوده است که فرصت دوباره ای پیدا کردم. خیلی خوشبخت بوده ام که دوباره شادی به سراغم آمده است و بخش بزرگی از انگیزه هایی که مرا به حرکت وا می دارد این است که به قربانیان این حوادث بگویم: “بله، فاجعه است و زمان زیادی طول می کشد که با پیامدهای این فجایع کنار بیایید، اما راهی برای گذر از همه اینها وجود دارد.” اگر ما بتوانیم این سفر طولانی را برای آنها کمی آسانتر کنیم، امکانش را فراهم کنیم که به رستوران بروند، به هتل بروند، برای تعطیلات به سفر بروند، و خلاصه کارهایی را که قبلا بخشی از زندگی عادی شان بوده به انجام برسانند، اگر بتوانیم در فرایندی که انجام این کارها را برای این افراد ممکن می کند، نقشی داشته باشیم، خوب است.»

بیش از سی سال است که صندوق همبستگی که فرانسواز رودتسکی ایجاد کرده است به بیش از ۴۲۰۰ قربانی حملات تروریستی کمک رسانده است.

اما برای او این اعداد و ارقام مهم نیست بلکه مهمتر از آن، افرادی هستند که پشت این ارقام پنهانند. وی می گوید: «از نظر من بین قربانیان شارلی ابدو، روزنامه نگاران، کسانی که مشهور بودند و قربانیان عادی نباید هیچ تفاوتی قائل شد. با همه این قربانیان باید به شکل یکسان برخورد شود چه مشهور باشد چه بی خانمان. این کاری است که به خاطرش به خودم می بالم.»