خبر فوری

خبر فوری

موج نوی سینمای ایران در فنلاند

در حال خواندن:

موج نوی سینمای ایران در فنلاند

موج نوی سینمای ایران در فنلاند
اندازه متن Aa Aa

مجموعه ای از آثار موج نوی سینمای ایران مربوط به دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ شمسی، از ماه فوریه در برنامه ای تحت عنوان “یک اتفاق ساده: داستان هایی از موج نوی سینمای ایران” در سینماتک هلسینکی فنلاند به نمایش درمی آید. این برنامه، شامل نمایش نسخه های ترمیم شدۀ فیلم هایی از فرخ غفاری، کامران شیردل، داریوش مهرجویی، سهراب شهید ثالث و بهرام بیضایی خواهد بود.

هرچند فیلم های انتخاب شده برای نمایش در این برنامه، نمونه های خوب و ارزشمندی از سینمای موج نوی ایران به شمار می روند اما جای خالی آثار برخی از مهم ترین نمایندگان موج نوی سینمای ایران و پیشگامان آن از جمله ابراهیم گلستان، فریدون رهنما، امیر نادری، ناصر تقوایی، پرویز کیمیاوی، فریدون گله، محمدرضا اصلانی، علی حاتمی، عباس کیارستمی و آربی اوانسیان در این برنامه خالی است.

به نوشتۀ وب سایت سینما تک هلسینکی، نمایش فیلم های قدیمی سینمای ایران(به ویژه فیلم های قبل از انقلاب)، کار ساده ای نیست چرا که اغلب این فیلم ها، فاقد نسخه های سالم و تمیزند. اما بیشتر فیلم هایی که برای نمایش در این برنامه انتخاب شده اند، ظاهراً جزو آن دسته از فیلم هایی اند که اخیرا به وسیله فیلمخانه ملی ایران یا مراکز سینمایی دیگر به صورت دیجیتالی ترمیم شده اند.

یک اتفاق ساده اثر سهراب شهیدثالث

موج نوی سینمای ایران، جنبشی سینمایی بود که در دهۀ چهل شمسی در سینمای ایران شکل گرفت. این جنبش که فیلمسازانی با سبک ها و گرایش های متفاوت را دربر می گیرد، به عنوان یک جریان سینمایی رادیکال به وجود آمد و پاسخی به نیازهای مخاطبان سینمای هنری، روشنفکرانه و جدی ایرانی بود که از سینمای فارسی و تولیدات آن خسته و دلزده بودند و سینمایی را طلب می کردند که بتواند، مسائل مهم جامعه ایران را بیان کرده و از نظر زیبایی شناسی و ساختار روایی، مدرن و پیشرو باشد.

در بررسی ریشه های موج نوی سینمای ایران، باید عوامل متعددی را درنظر گرفت و به تفصیل در مورد آنها توضیح داد. در اینجا فقط به مهم ترین این عوامل اشاره می کنم:

-بازگشت سینماگران ایرانی تحصیل کرده در رشته سینما از غرب (فریدون رهنما، فرخ غفاری، هوشنگ کاووسی، هژیر داریوش، پرویز کیمیاوی، داریوش مهرجویی، آربی اوانسیان، کامران شیردل، بهمن فرمان آرا، سهراب شهیدثالث و …)

- تاسیس کانون فیلم تهران به وسیله فرخ غفاری و نمایش آثار شاخص و برجسته سینمای کلاسیک و هنری اروپا و آمریکا و آشنایی سینماگران ایرانی با آثار سینمای مدرن. – رشد ادبیات و نقد سینمایی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران. – تاثیر جنبش ها و جریان های سینمایی مدرن مثل نئورئالیسم ایتالیا و موج نوی فرانسه. – تاسیس استودیو گلستان و شکل گیری و تحول سینمای مستند و تاثیر آن بر بیان سینمایی فیلمسازان ایرانی. – شکل گیری جشنواره های سینمایی و هنری مثل جشن و هنر شیراز و جشنواره جهانی فیلم تهران. – رشد و تاثیر ادبیات داستانی، تئاتر و هنر مدرن و ارتباط خلاق بین سینماگران، نویسندگان و هنرمندان. – تاسیس بخش سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. – تاسیس دانشکده های سینمایی در ایران.

بدین گونه، موج نوی سینمای ایران، اگرچه برخلاف همتاهای فرانسوی یا آلمانی یا برزیلی اش، به عنوان جریانی سینمایی با استراتژی و اهداف سینمایی مشخصی شناخته نمی شود و بیشتر کوشش های فردی و پراکنندۀ برخی سینماگران شاخص و صاحب سبک مثل مهرجویی، کیمیایی، تقوایی، شهیدثالث، نادری و بیضایی است، اما وقتی حاصل این کوشش های پراکننده و متنوع را در کنار هم قرار می دهیم، به جریانی مهم و تاثیرگذار با هویت سینمایی ویژه و متمایز با جریان غالب سینمای تجاری ایران مواجه می شویم که نمی توان از اهمیت و تاثیرگذاری آن غافل ماند.

سینمای ایران، پیش از موج نو، سینمایی سطحی و عامه پسند بود که محصولات آن را عمدتاً ملودرام های سبُک خانوادگی با زمینه های روستایی، درام های جنایی ناشیانه و تقلیدی از روی آثار جنایی آمریکایی و یا کمدی های جلف و کم عمق که بر مبنای الگوهایی ثابت و کلیشه های داستانی و تصویری ساخته می شد، تشکیل می داد. سینمایی که مخاطبان آن بیشتر، عوام و مردم بی سواد یا کم سواد شهری و روستایی بودند و نفوذی در میان طبقه متوسط و لایه های تحصیل کردۀ شهری و روشنفکران نداشت.

رگبار ساخته بهرام بیضایی از آثار شاخص موج نوی سینمای ایران

در چنان فضایی بود که فیلم هایی مستند و داستانی ابراهیم گلستان مثل خشت و آینه، جنوب شهر و شب قوزی از ساخته های فرخ غفاری و سیاوش در تخت جمشید فریدون رهنما، زمینه را برای تحولی جدی در سینمای ایران و ظهور سینماگران مدرن و خلاقی مثل مهرجویی، تقوایی، کیمیایی، بهرام بیضایی، امیر نادری، آربی اوانسیان، پرویز کیمیاوی، محمدرضا اصلانی، کامران شیردل، سهراب شهیدثالث و عباس کیارستمی آماده کرد. فیلم های موج نویی، اگرچه از نظر سبک روایتی و بصری، شباهت چندانی به هم نداشتند اما رویکرد مدرن، تجربه گرایی و پرهیز از کلیشه ها و الگوها و قالب های تکراری و مستعمل فیلم های فارسی و داشتن نگاه سینمایی تر و تازه، ویژگی مشترک اغلب آنها بود. به همین دلیل، این فیلم ها، توانستند به سرعت مخاطبان خاص خود را در میان افراد طبقه متوسط و تحصیل کرده ها و روشنفکران پیدا کرده و به جریانی آلترناتیو در برابر سینمای عامه پسند فارسی بدل شوند.

سينماگران جوان موج نو به رغم موانع و محدودیت های مالی، تجهیزاتی و سانسور دولتی با تکیه بر تجربه های زیبایی شناختی پیشگامان این جریان مثل غفاری و گلستان و تحت تاثیر جریان های مدرن و پیشرو سینمایی اروپا مثل نئورئالیسم ایتالیا و موج نوی فرانسه، موفق شدند سینمایی هنری و مدرن با زیبایی شناسی بومی را در ایران به وجود آورند.

گاو ساخته مهرجویی از نخستین فیلم های موج نوی سینمای ایران

داریوش مهرجوئی، در سال ۱۳۴۸ فیلم گاو را بر اساس داستان «عزاداران بیل» غلامحسین ساعدی ساخت. ساخته شدن گاو در سینمای ایران در اواخر دهۀ چهل اتفاق بزرگی بود. فیلمی که رگه های نئورئالیسم ایتالیا، فیلم های بونوئل، پازولینی و ساتیاجیت رای را می شد در آن دید. همکاری خلاقانه ساعدی با مهرجوئی در نوشتن سناریوی فیلم گاو، آن را به یک نمونه خوب و موفق از اقتباس ادبی در سینمای ایران تبدیل کرده بود. موفقیت فیلم گاو، فیلمسازان جوان موج نو را ترغیب کرد که به داستان های مدرن ایرانی به عنوان منابعی آماده برای اقتباس سینمایی نگاه کنند. با چنین رویکردی، فیلمسازانی چون تقوایی، نادری، کیمیایی و فرمان آرا به اقتباس از داستان های مدرن ایرانی رو آورده و آثار قابل توجه و ماندگاری چون آرامش در حضور دیگران، تنگسیر، داش آکل، خاک و شازده احتجاب خلق شد. در این میان سینماگران مولفی مثل بهرام بیضایی و علی حاتمی با تکیه بر تجربه های ادبی و تئاتری خود، سینمایی با هویت بومی را بر مبنای تاریخ، فرهنگ و اساطیر ایرانی به وجود آوردند.

امیر نادری، مسعود کیمیایی، جلال مقدم و کامران شیردل با رویکردی نئورئالیستی، بر روی بی عدالتی ها، تضادهای اجتماعی و فقر در جامعۀ ایران انگشت گذاشته و عصیان و نابودی مردانی خسته، تنها و زخم خورده را به تصویر کشیدند. در همان حال سینماگرانی چون آربی اوانسیان، عباس کیارستمی، پرویز کیمیاوی و سهراب شهیدثالث با تاثیرپذیری از سینمای مدرن اروپا و تجربیات سینماگرانی چون گدار و برسون، سبک زیبایی شناسی خاص و منحصر بفرد خود را شکل بخشیدند.

اما نکته تاسف بار این است که نسخه های خوب و سالم بسیاری از فیلم های موج نوی سینمای ایران اکنون در دسترس نیست و نسل جوان امروز که شانس دیدن این آثار ارزشمند را به خاطر ممنوعیت نمایشی بسیاری از این فیلم ها در سال های پس از انقلاب بر پردۀ سینماهای ایران نداشته، حتی نمی تواند نسخه های دی وی دی یا بلو رِی این فیلم ها را تهیه کرده و تماشا کند. نسخه های ویدئویی آپ لود شده این فیلم ها بر روی سایت یوتیوب نیز مطلقا کیفیت تصویری و صوتی خوبی ندارند و قابل استناد نیستند.

امروز، بسیاری از آرشیوهای فیلم و سینماتک های کشورهای پیشرفته، با مرمت شاهکارهای سینمای کلاسیک جهان درصدد نجات آن فیلم ها از پوسیدگی و نابودی برآمده اند. این وظیفۀ نهادهای سینمایی مثل سازمان سینمایی وزارت ارشاد، بنیا فارابی، خانه سینما و فیلمخانه ملی ایران است که یا همکاری متخصصان این رشته و با بهره گیری از تجربه های ارزندۀ سینما تک های دنیا در این زمینه، برای نجات بسیاری از فیلم های درخشان سینمای موج نوی ایران از خطر نابودی، اقدام کنند. در یکی دو سال گذشته، برخی از این فیلم ها از جمله فیلم گاو ساخته مهرجویی و آن شب که بارون اومد کامران شیردل، به وسیله وزارت ارشاد و بنیاد فارابی به صورت دیجیتالی مرمت شده اند. فیلم رگبار بهرام بیضایی نیز که یکی از شاهکارهای سینمای ایران است با حمایت مارتین اسکورسیزی و با هزینه موسسه فیلم دوحه در قطر، در آرشیو سینمایی بولونیا و آزمایشگاه آن مرمت شد و از خطر نابودی نجات یافت. بنیاد فیلم اسکورسیزی، حتی نگاتیو اصلی فیلم “رگبار” را هم در اختیار نداشت و کار مرمت فیلم را بر روی تنها نسخه پوزتیو ۳۵ میلی‌متری آن که در اختیار بهرام بیضایی بوده انجام داد.

تنگنا ساخته امیر نادری

با این حال هنوز بسیاری از فیلم های مطرح موج نوی سینمای ایران مثل خشت و آینه، شب قوزی، سیاوش در تخت جمشید، آرامش در حضور دیگران، قیصر، چشمه، صادق کرده، پستچی، مغول ها، بی تا، طوقی، سوته دلان، کلاغ، غریبه و مه، خداحافظ رفیق، تنگنا، دایره مینا، تنگسیر، رضا موتوری، خاک، گوزن ها، شطرنج باد، شازده احتجاب، یک اتفاق ساده و طبیعت بیجان در معرض نابودی اند و به مرور زمان فرسوده تر شده و کیفیت تصویری و صوتی خود را از دست می دهند. برای نجات آنها باید هرچه زودتر و از همین امروز دست به کار شد چرا که فردا دیر است. قطعاً، حفظ، مرمت و بازیابی فیلم های قدیمی، کار بسیار پرهزینه و دقیقی است و نیازمند دانش، سرمایه و تکنولوژی پیشرفته است اما از یاد نبریم که فیلم های تاریخ سینمای ایران جزو میراث فرهنگی ایران است و وظیفه حفظ و مراقبت از آنها به بهترین شکل ممکن به عهدۀ دولت ایران و نهادهای سینمایی است.