Euronews is no longer accessible on Internet Explorer. This browser is not updated by Microsoft and does not support the last technical evolutions. We encourage you to use another browser, such as Edge, Safari, Google Chrome or Mozilla Firefox.

خبر فوری

خبر فوری

انتخابات آلمان؛ مهاجرت، فقر و نابرابری جنسیتی در بازار کار

 Comments
انتخابات آلمان؛ مهاجرت، فقر و نابرابری جنسیتی در بازار کار
اندازه متن Aa Aa

عمیقتر شدن شکاف بین فقیر و غنی در آلمان، نابرابری زنان و مردان در بازار کار و ادغام صدها هزار پناهجو در جامعه، از مهمترین مسائل مطرح در کارزارهای انتخاباتی آلمان است که بزودی روز ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۷ (دوم مهرماه ۱۳۹۶) برگزار می شود. آندره بورینگ، خبرنگار یورونیوز در این برنامه گفتگوی جهانی درباره چالشهای اجتماعی پیش روی دولت جدید آلمان با سه کارشناس گفتگو کرده است.

به کسانی که از کسری بودجه در آلمان انتقاد می کنند، گفته می شود که از زمین و زمان می نالید، زیرا در کشور رونق اقتصادی وجود دارد، و نرخ بیکاری آلمان در مقایسه با دیگر کشورهای اتحادیه اروپا دومین نرخ پایین بیکاری است.

اما بدلیل دستمزدهای پایین، شکاف طبقاتی در آلمان عمیقتر شده است. زنان و مردان در بازار کار دستمزد و حقوق برابر ندارند. سیاست درهای باز آنگلا مرکل برای پذیرش پناهجویان با انتقاد روبروست. به این ترتیب، ادغام پناهجویان در جامعه، نابرابری جنسیتی در بازار کار و شکاف طبقاتی از موضوعات مطرح در کارزارهای انتخابات سراسری آلمان است که روز ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۷ (دوم مهرماه ۱۳۹۶) برگزار می شود.

آندره بورینگ، خبرنگار یورونیوزبا یوگودا مرینیچ، نویسنده؛ کلمنس فوتس، کارشناس اقتصادی و یوتا آلمندیگر، جامعه شناس درباره چالشهای اجتماعی پیش روی دولت جدید در آلمان گفتگو کرده است.

پذیرش و ادغام مهاجران؛ آیا سیاست «درهای باز» باید ادامه پیدا کند؟

وقتی آنگلا مرکل درهای کشور را به روی یک میلیون پناهنده گشود گفت: «از پس این کار بر می آییم». عده ای از او به خاطر سیاست درهای باز به روی پناهجویان تمجید کردند. اما انتقادهایی هم از او شد.

مردم در سال ۲۰۱۵ از سیاست پذیرش پناهجویان استقبال کردند. نسبت به آن حسن نیت وجود داشت. یک سال بعد، شک و تردیدها نسبت به این سیاست آغاز شد. ۸۶ درصد افرادی که در یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۶ شرکت کرده بودند، گفتند که نسبت به این سیاست نگرانند.

در سال ۲۰۱۶ آلمان بیشتر از سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا پذیرای پناهجویان بود. آیا آلمان سنگی بزرگتر از توانش برداشته است؟ یا اینکه سالهاست آلمان کشور مهاجرین بوده است؟

یاگودا مرینیچ، در جنوب آلمان بدنیا آمده و والدینش مهاجر اهل کرواسی بودند. او نویسنده و همچنین مدیر بخش بینافرهنگی «مرکز بین المللی خوشامدگویی به مهاجران» در هایدلبرگ است.

وی می گوید: «نگرش دولت کنونی در قبال پناهجویان را “روزهای طلایی فرهنگ خوشامدگویی” نامیده ایم. به نظر من وظیفه دولت در آینده این است که این حال و هوای مثبت را حفظ کند.»

از نظر خانم میرینیچ باید مردم را متقاعد کرد که بپذیرند آلمان از مدتها پیش کشور مهاجرت است. وی می افزاید: « قراردادهای مهاجرت با کارگران مهمان در آلمان، ۶۵ سال است که وجود دارد. این افراد در اینجا متولد و بزرگ شده اند. تابعیت آلمانی دارند و بخشی از کشور هستند. در مورد این افراد نباید مدام به گذشته بازگردیم. مهم این است که نسل دوم و سوم این مهاجران را که من هم جزء آنها هستم، در کشور بپذیریم.»

از نظر خانم میرینیچ، نویسنده و بلاگ نویس، علت ترس از خارجیها در جامعه تصویری است که رسانه ها از این افراد ارائه دادند. وی می گوید:«این مهاجران از قاره های دیگر مثلا از آفریقا می آیند. این برای مردم ناشناخته و غریب بود. به همین دلیل است که باید با آنها مواجهه کرد. وقتی کشوری تصمیم به پذیرفتن مهاجران می گیرد، باید هم مطمئن شود که این مهاجران حس کنند در خانه خودشان هستند، و هم اینکه کاری کند که مردم کشور بر پیش داوری ها غلبه کنند.»

مسئله دیگری که درباره پذیرش مهاجران باید مورد توجه قرار بگیرد، جوامع موازی است. یوگودا مرینیچ در این باره می گوید: «دولت باید تعریف کند که مردمی که اینجا زندگی می کنند و فرهنگ دوم دارند، چه چیزهایی را می توانند در محیط شهر به نمایش بگذارند و چه چیزهایی مخالف قانون اساسی است که در این صورت باید بشدت با آن مقابله کرد. مثلا اگر آلمان نمی خواهد که مهاجران در برخی از محله های شهر کلن زندگی کنند، به جای اینکه دست روی دست بگذاریم و بیبنیم چه می شود تا بعدا واکنش نشان دهیم و اوضاع را نقد کنیم باید از همین الان ساختار شهر و نحوه همزیستی ومجاورت گروه های مختلف مردم را تغییر دهیم.»

خیلی از آلمانیها نسبت به این واقعیت آگاه نیستند که کشور بزودی با کمبود نیروی کار ماهر روبرو خواهد بود و به خاطر رشد جمعیتی منفی، در آینده بازنشستگان بیشتری وجود خواهد داشت و به افراد شاغل نیاز است تا بتوان حقوق این بازنشستگان را پرداخت.

یوگودا مرینیچ درباره این مسئله می گوید: «از نظر رشد جمعیتی مشکلی وجود دارد. از یک سو گفته می شود که به نیروی کار واجد شرایط نیاز است، از سوی دیگر می بینیم که برای جوانان ما دوره کارآموزی پیدا نمی شود و مدتهای مدید بیکار می مانند و افرادی هم که بالای ۵۰ سال سن دارند، بسختی می توانند شغل پیدا کنند. این به این معنی است که این افراد هر روز از خودشان می پرسند که کشور به خارجی نیاز دارد، در حالیکه به سراغ من نمی آیند و من بیکارم؟ رای دهندگان باید این سوال را از مسئولان کشور بپرسند و آنها هم باید جواب بدهند، تنها پس از آن است که پذیرفتن پناهجویان ممکن خواهد بود. تا زمانیکه مردم در زندگی شخصی شان احساس امنیت نکنند، پناهجویان را نمی پذیرند.»

فقر و شکاف طبقاتی، نشانه شکست سیاستهای اقتصادی آلمان است؟

آلمان، قهرمان صادرات و شاگرد اول اروپا در اقتصاد است. چرخ اقتصاد کشور بخوبی می چرخد. به گفته اداره فدرال آمار آلمان هم این روند همینطور ادامه خواهد داشت. اما نابرابری و فقر هم در آلمان رو به افزایش است. در آلمان تنها دو میلیون و پانصد هزار بیکار وجود دارد که نسبت به بقیه کشورهای عضو اتحادیه اروپا رقم بالایی نیست. دلیلش توزیع دوباره فرصت های شغلی است که باعث شده تعداد بیشتری شغل با در آمد پایین در بازار کار بوجود بیاید. تعداد زیادی از این افراد نمی توانند شرایطشان را تغییر بدهند و همچنان در شرایط فقر به سر می برند.

افزایش تعداد مشاغل با دستمزد کم در آلمان یکی از چالش پیش روی دولت جدید در این خواهد بود.

کلمنس فوست، مدیر موسسه تحقیقات اقتصادی در مونیخ به گفته روزنامه معتبر آلمانی فرانکفورتر آلگماینه زایتوگ، با نفوذترین اقتصاددان آلمان است.

از نظر کلمنس فوست موضوع مهم ورود به بازار کار است. گرچه ممکن است کار پردرآمدی نباشد. او می افزاید: «با درآمد پایین شروع می کنید و امیدوارید بزودی دستمزدتان بالا برود که اغلب اوقات هم همینطور می شود. البته می خواهیم افراد مهارتهای بیشتر کسب کنند و درآمد متناسب با آن دریافت کنند. اما بازدهی تولید هم باید بالا برود، در غیر اینصورت فرصتهای شغلی جدید بوجود نخواهد آمد. حقوق و دستمزد بالاتر نتیجه توانایی و مهارتهای بیشتر است.»

از سوی دیگر برخی مطالعات نشان می دهد که نابرابری اجتماعی در جامعه آلمان بیشتر و شکاف طبقاتی عمیقتر شده است. آقای فوست می گوید که مردم «احساس» نابرابری می کنند. از نظر او بخشی از این نابرابری ناشی از این است که این افراد تحصیلات بالا ندارند. وی می افزاید: «باید بپرسیم که آیا به خاطر نظام آموزشی مان امروز بخت فقط یار کسانی است که وضع مالی شان خوب است، از طبقه اجتماعی متوسط و از خانواده های تحصیلکرده می آیند؟ باید ببینیم برای کسانی که از انجام تحصیل محروم شده اند، چه کاری باید انجام بدهیم. این مسئله ای است که در آلمان روی آن بخوبی کار نمی شود.»

از سوی دیگر بقیه کشورهای اتحادیه اروپا نسبت در این مورد عملکرد بهتری دارند. یعنی در این کشورها کسانی که تحصیلات بالا ندارند، راحتتر می توانند از نردبانهای اجتماعی بالا بروند.

کلمنس فوست در این باره می گوید: «در برخی از کشورها، مثلا در کشورهای اسکاندیناوی وضعیت از این هم بهتر است. دلیلش این است که در این کشورها سرمایه گذاری بیشتری برای آموزش دوره ابتدایی و پیش از دبستان صورت می گیرد.»

وی می افزاید که دلیل اینکه آلمان هنوز رویکردش را تغییر نداده این است که آلمان خیلی دیر متوجه این مسئله شد. آقای فوست می گوید: «در آلمان مهاجر زیاد هست و مهاجرانی داریم که تحصیلات کامل ندارند. مهاجران تحصیلکرده هم هست، اما بیشترشان مدرک تحصیلی ندارند. مدتهاست که آلمان از پذیرفتن این واقعیت سر باز می زند. در دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی آلمان حاضر نبود بپذیرید که کشوری مهاجرپذیر است. وقتی اینطور فکر کنید استراتژی ای هم برای جذب مهاجران در جامعه نخواهید داشت.»

از نظر کلمنس فوست، دولت بعدی آلمان در این زمینه مشکل بزرگی نخواهد داشت. او می گوید که مسئله تغییرات عظیم جمعیتی دهه آتی، مسئله ای است که دولت برای رویارویی با آن آماده نیست. رشد جمعیتی منفی یکی از دلایلی است که به مهاجران نیاز هست. گرچه مهاجرت آنقدر وسیع نخواهد بود که رشد منفی جمعیت را خنثی کند. آقای فوست می افزاید: «از نظرتبدیل اقتصاد به اقتصاد دیجیتال هم وضعیت خوبی نداریم. اینها مسائلی است که دولت جدید باید به آن توجه کند.»

چه کارهایی برای برابری جنسیتی در بازار کار آلمان باید انجام شود؟

در حالیکه اقتصاد آلمان وضع خوبی دارد بسیاری در کشورهای مرفه و پیشرفته از این متعجبند که چرا زنان از نظر حرفه ای در آلمان عقب مانده اند. بر اساس بررسی سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی، هفتاد و پنج درصد درامد خانواده های آلمان را مردان تأمین می کنند.

یوتا آلمندینگر، رئیس مرکز علوم اجتماعی در برلین است. او در آلمان و خارج از کشور جامعه شناسی خوانده و دکترایش را از دانشگاه هاروارد گرفته است.

او می گوید که این واقعیت درست نیست که در جنوب اروپا مردم فکر می کنند که زنان آلمان از نظر اجتماعی آزادتر هستند. او می افزاید: «در آلمان افکار و اهداف ما آزاد است اما وقتی به واقعیتهای اجتماعی مثل تربیت فرزند و نگهداری از پدرومادر یا حقوق متفاوت برای زنان در پستهای عالی می رسیم، وضع اینطور نیست و زنان آنقدرها هم آزاد نیستند.»

بر اساس آمار یورواستات درآمد زنان آلمان بیست و دو درصد از همکاران مردشان کمتر است. در بقیه اروپا تنها در جمهوری چک و در استونی وضع زنان بدتر است. چنین چیزی برای کشور پیشرفته و ثروتمندی مثل آلمان چطور ممکن است؟

خانم آلمندینگر در پاسخ به این سوال می گوید: «اوضاع از این هم بدتر است چون آن رقم ۲۲ درصد مربوط به دستمزد ساعتی است. زن آلمانی خیلی کمتر از مرد آلمانی کار می کند و به همین دلیل درآمد ماهانه یا سالانه زن یا درآمد زن در طول عمرش نصف درآمد مردان است. این باعث می شود که وضع حقوق بازنشستگی زن خیلی بد شود. می شود دید که زنان آلمانی از نظر توانایی هایشان با بقیه کشورهای اروپایی هیچ فرقی ندارند. اما وقتی بچه دار می شوند همسرشان که شغل بهتر دارد و در بازار کار تجربه بیشتری اندوخته است، به کارش ادامه می دهد و بازار کار آلمان هم کسانی را که مدتی سر کار نمی روند تنبیه می کند. اگر نیمه وقت کار کرده اید دیگر به شغل های مدیریتی در تراز میانی و بالا دسترسی نخواهید داشت.»

از سوی دیگر هیاتی نظارتی برای هر جنسیت سهمیه ای تعیین کرده است و در حال حاضر این سهمیه بندی رعایت شده است. اما وقتی در باره شغلهای مدیریتی صحبت می کنیم تنها شش درصد مدیران ما زن هستند. چه تغییراتی باید صورت پذیرد؟

جامعه شناس آلمانی در باره تغییراتی که باید صورت بگیرد می گوید: «باید فعالانه در اوضاع دخالت کنیم. الان زنان توانایی های خیلی بیشتری کسب کرده اند. کاسه صبر من لبریز شده چون می بینم که هر چه زنان در پست های بالاتر باشند تأثیر بیشتری بر زنان دیگر خواهند داشت و باعث خواهند شد زنان بتوانند خود را در مقام مدیر در ترازهای میانی و بالا ببینند. این زنها می توانند الگو باشند.»

اما خانم آلمندینگر معتقد است که هر اقدامی که دولت بعدی نسبت به بازار کاری انجام بدهد تا آن را برای تمام خانواده مناسب کند، چندان به زنها کمک نمی کند، تنها کمک می کند زنان کار پیدا کنند، اما باعث نمی شود زندگی حرفه ای درخشانی داشته باشند. وی می گوید: «نیاز به شرکتهایی داریم که از زنان حرفه ای حمایت کنند و شرایط کار را برای خانواده مناسب کنند. کارهای خیلی بیشتری هست که باید انجام شود مثلا از نظر زیرساختهایی که برای نگهداری و مراقبت کودکان لازم است. هنوز به اندازه کافی مهد کودک نداریم و این مشکل بزرگی است.»

بر اساس یافته های یکی جامعه شناس در آلمان به ندرت مادران را برای مصاحبه دعوت می کنند، چه مادرانی که دو ماه پس از تولد اولین فرزندانشان تقاضای شغل کرده اند، و چه مادرانی که یک سال است در خانه هستند. خانم یوتا آلمندینگر می گوید که دلیل این ترس از زنان بلندپراز نیست، بلکه دلیلش تفکر سنتی است که نسبت به زن در آلمان وجود دارد و طبق آن زنان باید از فرزندانشان مراقبت کنند. وی می افزاید: «اما در این صورت زن در وضعیتی قرار می گیرد که در آن برد وجود ندارد. اگر مدت طولانی در خانه بماند و از بچه اش نگهداری کند از نظر حرفه ای دچار کمبودهای اساسی خواهد شد. اما اگر مدت کوتاهتری در خانه بماند به او “رابن موتر” می گویند یعنی مادر بد.»

از نظر او این پیش داوری ها در حال تغییر است. اما می افزاید که به این مسئله که تعداد زنان شاغل در پستهای بالای، زیاد نیست در مبارزات انتخاباتی توجهی نمی شود. خانم آلمندینگر می گوید: این موضوعی است که در همه زمینه ها پیش می آید و مختص بخش خاصی نیست. سیاست خوب برای خانواده ها، سیاست خوب برای زنان نیز هست؛ و سیاست خوب برای تحصیل و آموزش، سیاست خوب برای بازار کار نیز هست. حتی باید به این بیاندیشیم که وزراتخانه ای برای امور زنان و امور جنسیتی داشته باشیم، نه وزارتخانه زنان و خانواده و جوانان و سالمندان که اکنون داریم.»

این مصاحبه با کمک شرکت کشتیرانی «بی دبلیو ای جی» انجام شده است.