خبر فوری

خبر فوری

قربانیان شکنجه در سوریه در جستجوی عدالت در آلمان

 Comments
در حال خواندن:

قربانیان شکنجه در سوریه در جستجوی عدالت در آلمان

قربانیان شکنجه در سوریه در جستجوی عدالت در آلمان
اندازه متن Aa Aa

به گفته سازمان عفو بین الملل از زمان آغاز جنگ سوریه طی پنج سال، ۲۰ هزار سوری در بازداشتگاههای دولت در اثر شکنجه جان داده و ۷۵ هزار نفر هم مفقود شده اند. شکنجه در زندانهای دولتی و در بازداشتگاههای مخالفان مسلح دولت، بشکل سیستماتیک و گسترده انجام می شود. برای عده ای از کسانی که از شکنجه جان سالم بدر برده و توانسته اند از سوریه فرار کرده اند، کورسویی از امید وجود دارد : به کمک مکانیزمی که «صلاحیت قضایی بین المللی» نام دارئ قربانیان شکنجه می توانند علیه این جرایم (به مراجع قضایی) به دادگاههای ۲۰ کشور دیگر شکایت کنند. هانس ون دربرلی، در این گزارش با تعدادی از بازماندگان این جرایم که در آلمان به دنبال اجرای عدالت هستند، ملاقات کرده است.

«شکنجه کردن در سوریه کاملا عادی است»

نهله عثمان وکیل است و در آلمان بدنیا آمده است پدر و مادرش سوری هستند و از حلب به اینجا آمده اند. او در روسلهایم در آلمان به کسانی که در سوریه در زندانهای رژیم بشار اسد شکنجه شده اند کمک می کند. گاهی اوقات رنجهای ناشی از شکنجه در این افراد آنقدر شدید است که عثمان به همراه آنها برای قدم زدن به کنار رودخانه می رود. نهله عثمان تاکنون صدها گزارش جمع آوری کرده که حاکی از اعمال شکنجه شدید در زندانهای سوریه است.

اما چرا عده معدودی از کسانی که جان سالم به در برده اند تصمیم می گیرند شکایت کنند؟ او می گوید: «خانواده تعداد زیادی از کسانی که شکنجه شده اند، هنوز در سوریه هستند اگر آنها به مراجع قانون در آلمان شکایت کنند، جان اقوام و نزدیکانشان در سوریه به خطر می افتد.»

در دفتر عثمان عبدالكريم الريحاوی، یکی از بنیانگذاران سازمان حقوق بشر سوریه و یک فعال حقوق بشر سوری را که قربانی شکنجه بوده ملاقات می کنیم. او نمی خواهد هویتش فاش شود. او را ابوفراس می نامیم.

ابو فراس از شکنجه هایی که بر او اعمال شده می گوید: «مچ دستم را با زنجیر آهنین بسته بودند. من را به میله ای در سقف قلاب کردند به طوریکه از سقف آویزان شده بودم و پاهایم فقط دو سانتیمتر با زمین فاصله داشت. یک ابزار الکتریکی هم داشتند. کابلهای برق را زیر انگشتان پاهایم، زیر بازوهایم و زیر شست دستم گذاشتند. آثار و علائمش هنوز روی انگشت شستم دیده می شود. جریان برق را قطع و وصل می کردند. بارها و بارها این کار را تکرار کردند.»

ابو فراس قصد دارد پرونده اش را به دفتر دادستانی فدرال آلمان ارسال کند. او خواستار دستگیری مقامات ارشد سوری است. او می گوید: «از تایر خودرو هم برای شکنجه ام استفاده کردند. دستهایم را بستند و تا من را تا زانو داخل تایر گذاشتند بطوریکه نمی توانستم حرکت کنم. بعد با یک قطعه موتور به جانم افتادند با یک کمربند به این ضخامت (با دست نشان می دهد) بعد از ضربه اول احساس کردم فلج شدم. آن موقع زنم باردار بود فقط آرزو می کردم بتوانم پسرم را ببینم. با تمام گروههای قومی و مذهبی در سوریه می توان آشتی کرد، مگر با این رژیم جنایتکار.»

«هفت هزار جنایتکار جنگی سوری در سراسر اروپا به سر می برند»

ابو فراس با عبدالکریم ریحاوی دوست است. عبدالکریم به کمک تعدادی از فعالان حقوق مدنی در سوریه، شواهد و مدارکی را از اعمال شکنجه در این کشور جمع آوری و تعدادی از شکنجه گران مظنون را که الان ساکن آلمان هستند، شناسایی کرده است.

عبد الکریم ریحاوی می گوید: «خیلی از این افراد شکنجه می کردند و دستشان به جنایت زیادی آلوده است. به همین دلیل هم از مقامات آلمانی می خواهیم که آنها را محاکمه کنند. چند لیست از این قاتلان تهییه کرده و تا به حال شش لیست را به دولت آلمان تحویل داده ایم. دستکم ۷۰۰۰ جنایتکار جنگی سوری در سراسر اروپا به سر می برند. اما بیشترین تعدادشان در آلمان هستند که بویژه به همراه موج پناهجویانی در سال ۲۰۱۵ میلادی وارد این کشور شدند. وقتی می بینیم این جنایتکاران جنگی به راحتی در آلمان زندگی و از مزایای قانونی در اینجا استفاده می کنند، بشدت خشمگین می شوم.»

به گفته واحد جرایم جنگی در اداره امور جنایی فدرال آلمان، ۴۳۰۰ نفر از بازماندگان جنگ عراق و سوریه به این واحد مراجعه کرده اند و در حال حاضر تحقیقات درباره ۴۳ مورد در جریان است. اما بسیاری از مظنونان حساب کابری شان در شبکه های اجتماعی را حذف کردند در نتیجه یافتن شواهد محکم سخت شده است.

عبدالکریم ریحاوی یکی از کسانی است که از بدرفتاری و شکنجه در زندان سوریه جان سالم به در برده است. او درباره آزار و آذیتهایی که در زندان دیده می گوید: «شکنجه کردن در سوریه کاملا عادی است. اگر به زندان بروی و شکنجه نشوی، غیرعادی است. آنها من را با کابل کتک می زدند و با مشت و با لگد به جانم افتادند. وقتی می خواستند ما را به دستشویی ببرند باید از روی جنازه هایی که روی زمین افتاده بود رد می شدیم. خدای من! وحشتناک بود. هر شب صدای ناله و عجز و لابه کسانی را می شنیدیم که شکنجه می شدند. صدای نوجوانی را می شنیدم که احیانا ۱۴ یا ۱۶ سال داشت، پدرش را صدا می کرد.»

Insiders: Torture in Syrian prisons - Part 1

هنرمند سوری: می خواهم صدای قربانیان خاموش باشم

حمید سلیمان، هنرمند سوری را در برلین ملاقات می کنیم. او هم مدتی در سوریه زندانی بوده و از آنچه در زندانها می گذرد، مطلع است.

سلیمان پس از آزادی از زندان در پاریس پناهنده شده است و امروز بین آلمان و فرانسه زندگی می کند. او کتابی نوشته به نام «آزادی در بیمارستان». سلیمان این کتاب را به دوستش حسام تقدیم کرده که در اثر شکنجه در سوریه جان داده است.

او می گوید: «از اوایل بهار عربی با هم بودیم. رویاهای مشترک داشتیم: رویای آزادی و زندگی در یک کشور بهتر. من از سوریه خارج شدم و حسام مشغول انجام کارهایش بود که از کشور خارج شود اما بعد دستگیر شد و به زندان افتاد ودر زندان مرد. پنج روز بعد از مرگش به مادرش خبر دادند که بیاید جنازه پسرش را تحویل بگیرد. من زنده ماندم اما خیلی از دوستانم مردند. من امروز از زبان آنها سخن می گویم. این مسئولیت من است. خیلی فکر کردم که چگونه خشونت را در کتابم به تصویر بکشم. چون عده زیادی خواهند گفت: “مجبور نبودی برای اینکه از سوریه حرف بزنی اینهمه از خون و خشونت بگویم. من در جوابشان می گویم : این یک واقعیت است.»

Insiders: Torture in Syrian prisons - Part 2

انور البنی یک وکیل حقوق بشر سوری است. و یزن عوض هم یک فعال حقوق مدنی در دمشق بوده است. آنها از شکنجه های جان سالم بدر برده اند. با آنها در مرکز اروپایی حقوق بشردر برلین ملاقات می کنیم، سازمان غیر دولتی که کارش شناسایی جنایتکاران جنگی در سراسر جهان است.

انور البنی می گوید: «من رییس دفتر امنیت ملی سوریه را دیدم و با او درباره شکنجه ها صحبت کردم. او می همه چیز را می دانست. چون من به دستور او بازداشت شده بودم.»

کتاب حمید سلیمان در مقر اصلی مرکز اروپایی حقوق بشر در برلین معرفی شده است. انور و یزن به کمک الکساندر لیلی کاثیر، مشاور حقوقی توانسته پرونده شان را برای رسیدگی به دفتر دادستانی فدرال آلمان بفرستند. آنها هدف بزرگی دارند: محاکمه کسانی که دستور شکنجه می دهند.

الکساندر لیلی کاثیر، مشاور حقوقی درباره مرحله بعدی پرونده می گوید: «پس از انجام تحقیقات درباره افراد خاص امیدواریم که دادگاه عالی فدرال آلمان حکم بازداشت را صادر کند ، بعد هم امیدواریم حکم دستگیری این افراد از سوی مراجع قضایی اروپا و سراسر جهان صادر شود.»

داستان خوفناک شکنجه یک زندانی سابق سوری

یزن عوض در لیست دادستانی فدرال آلمان با نام «شاهد عینی شماره ۲۴» شناخته می شود. او یکی از معدود بازماندگانی است که حاضر شده بدون پنهان کردن هویتش در دادگاه شهادت بدهد.

هنگام بهار عربی، او در دمشق تظاهرات ترتیب داده بود. در نوامبر سال ۲۰۱۱ بازداشت شد و تحت شکنجه شدید مجبور شد به ارتکاب جنایاتی اعتراف کرد که مرتکب نشده بود. او می گوید: «به کسی که از من بازجویی می کرد، گفتم : به همه چیز اعتراف خواهم کرد حتی علیه مادر خودم هم اقرار می کنم.. جواب داد: مادرت را می آورم و بعد خواهیم دید. از اتاق بیرون رفت. یک ربع، نیم ساعت بعد برگشت و گفت: مادرت را آوردم تا جلوی چشمانت شکنجه اش کنم. اما می دانستم دروغ می گوید. فریاد زدم و مادرم را صدا کردم. شکنجه گر با مشت به صورتم کوبید. و گفت: خواهی دید با مادرت چه کار می کنیم ، اما بر صورتم چشم بند زده بودند و نمی توانستم ببینم. فشار روانی که تحمل می کردم بسیار بسیار شدید بود. داشتم نابود می شدم چون می دانستم مشغول آزار و شکنجه یک زن بیگناه است. من آن زن را نمی شناختم. شاید یکی از زندانیها بود. زن بیگناه را داخل اتاق آورده بودند و صدای چند نفر را می شنیدم. مشخص بود که دو نفر مشغول شکنجه و تجاوز جنسی به زن بیچاره بودند. کاملا از هم فروپاشیده بودم. به شکنجه گر ام گفتم: اعتراف می کنم فقط این زن را شکنجه نکنید، به او تجاوز نکنید. در جوابم گفتند : هنوز کارمان تمام نشده است.

یزن داستان شکنجه اش را اینگونه ادامه می دهد: «آنها قبلا زندانیان دیگر را شکنجه کرده بودند. اما پنج شش نفربه سراغ من آمدند و باهم شکنجه ام کردند. فکر می کردم مرده ام وآنها وانمود می کردند که من به آنها حمله کرده ام. اما چطور یک آدم برهنه مثل من می توانست به این جلادها حمله کند!!به من گفتند فکر می کنی مرد هستی؟ الان نشانت می دهیم که زن هستی. بعد شروع کردند به کتک زدن. با قنداق اسلحه من را می زدند. بعد آن در مقعدم فرو برد. وقتی آن را بیرون آورد مقعدم کاملا پاره شده بود.

«زمان مصونیت از مجازات به سر رسیده است»

البنی عازم بروکسل است تا با تعدادی از مقامات کمیسیون اروپا و دولت بلژیک ملاقات کند او می خواهد اتحادیه اروپا را متقاعد کند که با توسل به اصل صلاحیت جهانی تحقیقاتی را آغاز کنند.

او می گوید: «اولین پیامی که می خواهیم به قاتلان و جنایتکاران در سوریه و در کل جهان ارسال کنیم این است که زمان مصونیت از مجازات به پایان رسیده است. نمی توانید در هر زمان و در هر مكانی از مجازات مصون بمانید. مراقب باشید که عدالت در انتظار شماست – بدون عدالت سوریه وجود ندارد، هیچ بدون اجرای عدالت هیچ کشوری در جهان وجود نخواهد داشت.»

دیوان کیفری بین المللی در لاهه از نظر حقوقی صلاحیت رسیدگی به اتهامات مطرح شده علیه مقامات سوریه را ندارد.