Euronews is no longer accessible on Internet Explorer. This browser is not updated by Microsoft and does not support the last technical evolutions. We encourage you to use another browser, such as Edge, Safari, Google Chrome or Mozilla Firefox.

خبر فوری

خبر فوری

بازی ایران و آمریکا در شطرنج سازمان ملل چه خواهد بود؟

 Comments
بازی ایران و آمریکا در شطرنج سازمان ملل چه خواهد بود؟
اندازه متن Aa Aa

حسن روحانی در حالی عازم هفتاد و سومین مجمع نشست عمومی سازمان ملل متحد می‌شود که با فشارهای داخلی و خارجی بسیاری روبرو است؛ از یک سو در داخل ایران، جریانی تندرو موسوم به دلواپسان مخالف عزیمت رئیس‌جمهور به نیویورک هستند و از سوی دیگر ترامپ مدیریت نشست شورای امنیت این سازمان را با محوریت ایران بر عهده خواهد داشت.

این روحانی حقوقدان که در جریان یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۲ با نمایش کلید، وعده خروج ایران از انزوا و لغو تحریم‌ها را داده بود؛ بیش از نه ماه است که با اعتراض‌های اقتصادی وسیع فصلی کارگران و حتی مردم قشر متوسط شهرها و شهرستان‌های کوچک ایران روبرو است؛ اعتراض‌هایی که برخی نزدیکان وی، آن را توطئه دولت در سایه می‌دانند. همچنین از سوی دیگر خروج آمریکا از برجام و به دنبال آن افزایش بی‌سابقه نرخ ارز سبب شده است تا دولت تدبیر و امید در شرایط سختی به سر ببرد.

اکنون یک سوال اساسی وجود دارد: آیا هفتاد و سومین مجمع عمومی سازمان ملل نقطه عطفی در آینده سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود؟

مخالفین سفر روحانی به آمریکا چه باوری دارند؟

برای اولین بار مخالفت با سفر رئیس جمهور ایران برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، ده روز پیش در سرمقاله کیهان آغاز شد. «حسین شریعتمداری» که از دی ماه ۱۳۷۲ تاکنون به عنوان مدیر مسئول این روزنامه فعالیت می‎کند، در این‌باره نوشت: خودداری آقای روحانی از شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل می‌تواند پاسخ دندان شکنی به اهانت‌های بی وقفه ایران اسلامی و مردم شریف آن باشد. ضمن آنکه مگر حضور همه ساله آقای روحانی در نشست مجمع عمومی سازمان ملل چه دستاوردی داشته است که با عدم حضور ایشان از دست برود.

در ادامه این رویکرد جبهه دلواپسان، «احمد امیرآبادی» نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی نیز با اشاره به شرایط بد اقتصادی مردم در ایران مدعی شد که صد نفر رئیس جمهور را در سفر به نیویورک همراهی می‌کنند که هزینه‌های آن معادل دو میلیارد دلار است و از این رو نباید فشارهای اقتصادی بر مردم مورد غفلت قرار بگیرد.

«سید محمد علی حسینی» سخنگوی وزارت خارجه دور اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد نیز در این رابطه گفت که طرح موضوعات مختلف درباره ایران در شورای امنیت از سابقه زیادی برخوردار است که معمولا نماینده دائم ایران در سازمان ملل یا معاون حقوقی وی پاسخ و توضیحات مقتضی را ارائه می‌کند و بنابراین نیازی به شرکت در سطوح عالی وجود ندارد.

دلواپسان و منتقدان دولت در حالی مخالف سفر روحانی هستند که در دوران دولت‌های نهم و دهم نه تنها نگاهی منفی به حضور محمود احمدی نژاد در هشت سال ریاست جمهوری وی در مجمع عمومی سازمان ملل نداشتند بلکه همواره از مواضع افراط گرایانه وی دفاع می‌کردند، مواضعی نظیر طرح موضوع هلوکاست که منجر به انزوای ایران و تقویت اسرائیل در نظام بین‌الملل شد. سیاست یک بام و دو هوایی که بر این باور است مجمع عمومی سازمان ملل تنها برای رئیس جمهور نزدیک به این جریان مجاز است.

حامیان سفر روحانی به نیویورک چه دیدگاهی دارند؟

اما در مقابل این انتقادها، اصلاح طلبان و حتی اصولگرایان معتدل نیز بر ضرورت سفر رئیس جمهور برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل تاکید می‌کنند.

«محمود صادقی» نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی معتقد است که امثال شریعتمداری به ظاهر شعار منافع ملی می‌دهند، اما رویکردشان در مجموع بیشتر جهت خودتحریمی دارد و با ظاهری متفاوت همان اهداف نتانیاهو و ترامپ در رابطه با ایران را دنبال می‌کنند و در واقع دو تیغه یک قیچی هستند.

از سوی دیگر «غلامحسن کرباسچی» نیز تاکید کرد که ایران باید در هر مجمع و یا نشست بین‌المللی که می‌تواند حرف خود را بیان کند، حضور داشته باشد و این نکته را نیز بپذیرد که در مجامع بین المللی همه حاضران طرفدار ایران نیستند.

همچنین معاون تشریفات ریاست جمهوری در پاسخ به ادعای هزینه دو میلیارد دلاری سفر رئیس جمهور گفت که تنها یک تیم شش نفره به همراه تیم حفاظت، تشریفات و رسانه‌ای، روحانی را همراه می‌کنند و این تعداد کمتر از یک چهارم همراهان احمدی نژاد در دولت نهم و دهم می‌باشد.

برآیند دیدگاه‌های موافقین سفر روحانی به سازمان ملل بر این موضوع تاکید دارد که سیاست صندلی‌های خالی در سازمان ملل، سیاستی شکست خورده است و رئیس جمهور پیام رسان مردم ایران است و باید مواضع منطقی و معقول ایران را در این فرصت بیان کند.

آیا روسای جمهور ایران و آمریکا با یکدیگر دیدار خواهند کرد؟

گمانه‌زنی‌های بسیاری از سوی تحلیلگران و کارشناسان مسائل بین‌الملل در خصوص دیدار روحانی و ترامپ در حاشیه هفتاد و سومین مجمع عمومی نشست سازمان ملل طی ماه گذشته مطرح شده است. اگرچه دو کشور مواضع سختی نسبت به یکدیگر دارند، اما به نظر می‌رسد کاخ سفید به سکان داری ترامپ، به دنبال توافقی با تهران است؛ توافقی با فرمول ترامپ.

اظهارات رئیس جمهور ایالات متحده در موضوعات مختلف، نشان داده است که ترامپ در نظام بین‌الملل قاعده خود را دنبال می‌کند و در پس توئیت‌های تند خود، بسیار شفاف مذاکره می‌کند و به دنبال نتیجه در دیپلماسی است. اکنون تنها چهل و سه روز تا آغاز تحریم‌های نفتی ایران زمان باقی مانده است، تحریم‌هایی که پس از دیدار وزرای انرژی آمریکا و عربستان با همتای روس خود در مسکو، به نظر می‌رسد که مسکو نیز تلویحا از آن حمایت کرده است؛ چرا که بدون شک مقامات کرملین بر اساس واقعیت‌های موجود تصمیم می‌گیرند و از این رو به تراز تجاری خود با آمریکا چشم دوخته اند و نه تراز تجاری حداقلی که در حال حاضر با ایران دنبال می‌کنند.

همچنین از سوی دیگر وعده‌ها و برنامه‌های دولت تدبیر و امید نیز با روی کار آمدن ترامپ، خروج آن از برجام و بازگشت تحریم‌های دلاری و طلا از یک سو و تحریم‌های نفتی پیش رو از سوی دیگر، نیازمند توافقی با کاخ سفید است. در این میان اما روحانی با یک سد بزرگ داخلی برای مذاکره با همتای آمریکایی خود روبرو است؛ رهبری ایران.

به دنبال خروج آمریکا از برجام، ادبیات روحانی و وزیر خارجه وی از مسیر اعتدال به سوی ایدئولوژی حرکت کرده و آرام آرام به اظهارنظرهای دوران احمدی‌نژادی نزدیک شده است. اکنون ایران در شرایط پیچیده داخلی به سر می‌برد و مهره‌های قدرت نه تنها برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ برنامه‌ریزی می‌کنند، بلکه برای آینده رهبری در ایران نیز با دقت و هوشیاری سناریوسازی و بازیگری می‌کنند.

اگرچه در تاریخ جمهوری اسلامی ایران برای یکبار هم که شده وزیر خارجه روحانی و تیم مذاکرات هسته‌ای او، موفق به مذاکره آشکار با آمریکا شدند، اما با کارشکنی‌های داخلی به واسطه اظهارنظرهای انقلابی و آزمایش‌های موشکی سپاه که بر روی آنها به طور مستقیم امنیت جامعه‌ای که در نگاه سازمان ملل به عنوان یک کشور ثبت شده است، تهدید شده بود، سبب شد تا فرجام برجام، تاریک باشد.

اکنون ایران در تونل تاریک پسابرجام قرار دارد؛ از یک سو می‌تواند با آتش ترقه بازی، تاریکی را به طور نسبی و موقتی روشن کند و از سوی دیگر می‌تواند با تاکید بر مذاکرات برد-برد در مسیر عقلانیت برای عبور از این تونل تاریک تلاش کند.

به نظر می‌رسد چهل سال بعد از انقلاب اسلامی ایران، روابط این کشور نه تنها با آمریکا در سطح بین‌المللی، بلکه با بسیاری از کشورهای دیگر منطقه‌ای و در راس آن عربستان و اسرائیل اکنون به یک نقطه عطف رسیده است، نقطه‌ای که شرکای تاکتیکی تهران، نظیر مسکو نیز به واسطه شراکت استراتژیک خود با دیگر کشورهای رو در روی ایران نظیر اسرائیل، در آینده نزدیک، همگرایی کمتری با تهران خواهند داشت و از این رو حاکمیت و دولت در ایران باید یک تصمیم راهبردی نه فقط برای بقای خود، بلکه برای آینده ملت و منافع ایران اتخاذ کنند.

چهارشنبه هفته آینده، دونالد ترامپ شخصا ریاست شورای امنیت را با موضوع ایران بر عهده دارد و تهران باید تصمیم بگیرد که همچنان قصد دارد با ایدئولوژی در مسیر انزوا و تقابل با نظام بین‌الملل حرکت کند و سیاست صندلی‌های خالی را دنبال کند، و یا خواهد پذیرفت که در نظام بین‌الملل همه کشورها هم عقیده او نیستند، ولی لاجرم باید منافع خود را بر اساس هوش و ذکاوت در دیپلماسی پیش ببرد.

نویسنده: احمد وخشیته، دانشجوی دکتری علوم سیاسی در دانشگاه دوستی ملل روسیه