Euronews is no longer accessible on Internet Explorer. This browser is not updated by Microsoft and does not support the last technical evolutions. We encourage you to use another browser, such as Edge, Safari, Google Chrome or Mozilla Firefox.

خبر فوری

خبر فوری

انقلاب اسلامی و غرب در گفت‌وگو با هوشنگ امیراحمدی و عباس سلیمی نمین

 Comments
عکس از آرشیو رویترز
عکس از آرشیو رویترز
اندازه متن Aa Aa

گزارش از هومان دوراندیش

هوشنگ امیراحمدی، تحلیلگر سیاسی غربگرا و عباس سلیمی نمین، تاریخ‌پژوه اصولگرای ایرانی، در آستانه چهل‌سالگی انقلاب اسلامی، در گفت‌وگو با یورونیوز، گذشته و آینده روابط جمهوری اسلامی و جهان غرب را بررسی کردند.

حساب اروپا از آمریکا و انگلیس جداست

هوشنگ امیراحمدی، استاد دانشگاه راتگرز آمریکا، در پاسخ به این سئوال که آیا انقلاب اسلامی ذاتاً انقلابی غرب‌ستیز بوده است یا اینکه تقابل این انقلاب با غرب ناشی از تصادفات تاریخی بوده، به یورونیوز گفت: «انقلاب اسلامی بیش از آنکه غرب‌ستیز باشد، آمریکاستیز بود. البته با انگلستان هم مشکل داشت ولی با آلمان و فرانسه و هلند و سایر کشورهای اروپایی، مساله‌ای نداشت. مساله این انقلاب آمریکا و انگلستان بود به دلیل دخالت‌های این دو کشور در ایران. در اثر وقایع قبل و بعد از کودتای ۲۸ مرداد، یک فرهنگ ضد انگلیسی – ضد آمریکایی در ایران وجود داشت و انقلاب اسلامی هم از این فرهنگ متاثر بود.

انقلاب اسلامی دو هدف اساسی داشت: بیرون کردن شاه از ایران، بیرون کردن آمریکا و انگلستان از ایران. نطفه ضدیت با آمریکا و انگلستان، از همان آغاز در این انقلاب شکل گرفت. البته کسانی چون شریعتی و آل احمد و چپ‌های ایران، غرب‌ستیز بودند ولی در جریان انقلاب، و حتی بعد از پیروزی انقلاب، مردم ایران علیه آلمان و فرانسه شعار نمی‌دادند. شعارها علیه آمریکا بود و تا حدی هم انگلیس.»
هوشنگ امیراحمدی
استاد دانشگاه راتگرز آمریکا

غرب‌ستیزی نه، سلطه‌ستیزی

اما عباس سلیمی نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، در پاسخ به سوال فوق می‌گوید: «من ترجیح می‌دهم به جای غرب‌ستیزی از واژه سلطه‌ستیزی استفاده کنم. قبل از انقلاب اسلامی، قدرت‌هایی از طریق کودتا بر ایران مسلط شدند و استبدادی را در این کشور حاکم کردند و مجموعه کارهایی را انجام دادند که ناقض هویت ملی و استقلال ملی ما بود. ملت ایران با این سلطه مبارزه می‌کرد. حالا اگر این سلطه از جانب غرب بود، با غرب مقابله می‌کرد و اگر از جانب شرق بود، با شرق مقابله می‌کرد. در واقع بحث، بحث سلطه بود نه اینکه چه قدرتی بر ما سلطه دارد. اگر شوروی هم در ایران کودتا می‌کرد و عوامل خودش را در جاهای مختلف می‌گمارد، ما یک جامعه شرق‌ستیز می‌شدیم. بنابراین واژه غرب‌ستیزی واژه دقیقی نیست. ما یک ملت سلطه‌ستیزیم. اگر غرب از مطامع پلید خودش در ایران دست برمی‌داشت، تاریخ این انقلاب هم به گونه‌ای رقم می‌خورد که غرب‌ستیزی به انقلاب ما پیوند نمی‌خورد. ملت ایران به آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و حتی صهیونیست‌ها این فرصت را دادند که مشی‌شان را تغییر دهند. ما پس از پیروزی انقلاب اجازه دادیم صهیونیست‌ها از ایران خارج شوند. همچنین اجازه دادیم ۵۰هزار مستشار آمریکایی از ایران خارج شوند بدون اینکه کسی متعرض آنها بشود. کارشناسان انگلیسی هم با خیال راحت از ایران خارج شدند. در حالی که همه این مستشاران و کارشناسان ظلم‌های زیادی به ملت ایران روا داشته بودند. صدور اجازه خروج آنها از ایران، نشان می‌داد که ملت ایران تمایل دارد فصل نویی در روابط ایران و غرب آغاز شود؛ فصلی توام با استقلال و احترام. اما بلافاصله پس از پیروزی انقلاب ایران، آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها علیه انقلاب ما فتنه‌انگیزی کردند و حتی دولت موقت را، که تمایلات بارزی برای همزیستی مسالمت‌آمیز با غرب داشت، تضعیف می‌کردند. اسناد تاریخی نشان می‌دهد که آقای ابراهیم یزدی به عنوان وزیر خارجه دولت موقت، در دو جلسه پیاپی با کاردار آمریکا، به تندی برخورد می‌کند که چرا شما آمریکایی‌ها در کردستان تجزیه‌طلبی را دنبال می‌کنید؟ در آذربایجان و خوزستان و سیستان و بلوچستان هم چنین سیاستی از سوی آمریکا دنبال می‌شد. بنابراین اگر آمریکایی‌ها از منفعت‌طلبی و زیاده‌خواهی خودشان دست برمی‌داشتند، اوضاع می‌توانست به شکل دیگری رقم بخورد و انقلاب اسلامی ایران، به قول شما، یک انقلاب غرب‌ستیز نشود.»

تکنولوژی منهای ایدئولوژی

آقای امیراحمدی که بنیانگذار و رئیس شورای آمریکا-ایران در ایالات متحده است، درباره مهم‌ترین جنبه‌های جهان غرب که توسط انقلاب اسلامی ایران نفی یا اقتباس شدند، می‌گوید:

هوشنگ امیراحمدی، استاد دانشگاه راتگرز آمریکا

«آقای خمینی از روز اول همیشه می‌گفت ما با تکنولوژی غرب مشکلی نداریم. مساله او و یارانش با غرب، فرهنگی بود. البته با آمریکا مساله سیاسی هم داشتند. البته وضعیت اوایل انقلاب با سال‌های بعد، متفاوت بود. قبل از انقلاب و حتی اوایل انقلاب، آقای خمینی حرف‌های متفاوتی درباره غرب و مسائلی مثل جمهوریت و آزادی و حقوق بشر بیان کرده بود. اطرافیان آقای خمینی در پاریس، اجازه نمی‌دادند مردم همه حقیقت را درباره تفکر او دریابند. آقای خمینی حرفش این بود که ما با تکنولوژی غرب مشکلی نداریم بلکه با سلطه‌جویی و انتقال فرهنگ فاسد غرب به ایران مشکل داریم. مظاهر این فساد هم آزادی زنان و اموری از این دست قلمداد شد. اما این مسائل در ماه‌های اول انقلاب چندان چشمگیر نبودند؛ بعدها در جریان پروسه انقلاب کاملاً به چشم آمدند. یعنی در اوایل انقلاب، بحث انقلابیون با غرب، نه بحث فرهنگی که بحث سیاسی بود. مرگ بر آمریکا می‌گفتند و گروگان‌گیری می‌کردند. به تدریج که نیروهای مذهبی‌تر دست بالا را در انقلاب اسلامی پیدا کردند، تقابل فرهنگی با غرب هم به تقابل سیاسی با غرب اضافه شد. یعنی بحث از استقلال فراتر رفت و به تهاجم فرهنگی رسید. در مجموع می‌توانم بگویم تکنولوژی غرب را گرفتند ولی ایدئولوژی غرب را نفی کردند.»

مطالب یورونیوز را در واتس‌اپ دریافت کنید

اقتباسات انقلاب اسلامی از غرب، ریشه‌های دینی دارد

عباس سلیمی نمین، مدیر مسئول سابق مجله کیهان هوایی، در پاسخ به سوال فوق می‌گوید: «ما بر اساس آموزه‌های دینی، هر دستاوردی را از هر جامعه‌ای می‌توانیم بپذیریم. نهادهایی مثل انتخابات و مجلس هم که ظاهراً از غرب به انقلاب اسلامی رسیده‌اند، در تاریخ اسلام ریشه دارند. بیعت و شورا شکل دیگری از انتخابات و مجلس است. بیعت در اسلام، اجباری هم نبوده. برخی از خلفا انحرافی در اسلام ایجاد کردند و به زور مردم را وادار به بیعت می‌کردند. قرن‌ها قبل از اینکه اروپای متجدد پدید آید، بیعت و شورا در اسلام وجود داشت؛ اما حتی اگر اسلام چنین چیزهایی نداشت، ما مطابق آموزه‌های اسلام حق داشتیم از دستاوردهای دیگران استفاده کنیم. یکی دیگر از اقتباسات نسبی انقلاب اسلامی از غرب، جمهوریت بود که البته این هم ریشه اسلامی دارد؛ چراکه اسلام حاکمیت را مشروع نمی‌داند مگر با رای مردم. ما کلیت این امر را از اسلام داشتیم ولی شکل آن در قالب جمهوریت را از غرب گرفتیم.»

انقلاب اسلامی کاملاً شکست خورده است

هوشنگ امیراحمدی که به گفته خودش، در پژوهش‌هایش می‌کوشد «ادراک متقابل مردم ایران و آمریکا را نسبت به یکدیگر بهبود بخشد»، در پاسخ به این سوال که ظاهراً انقلاب اسلامی در برابر تهاجم فرهنگی غرب بخصوص از حیث سبک زندگی مردم توفیق چندانی نداشته، می‌گوید:

«به نظر من جمهوری اسلامی در تحقق تمام اهداف انقلاب شکست خورده است. من ده سال پس از پیروزی انقلاب، کتابی نوشتم با عنوان "انقلاب و گذار اقتصادی: تجربه ایران". در آن کتاب پیش‌بینی کردم که این حکومت در نائل شدن به اهداف انقلاب شکست می‌خورد. جمهوری اسلامی در تحقق استقلال و آزادی و عدالت شکست خورده است.
هوشنگ امیراحمدی
استاد دانشگاه راتگرز آمریکا

«به نظر من جمهوری اسلامی در تحقق تمام اهداف انقلاب شکست خورده است. من ده سال پس از پیروزی انقلاب، کتابی نوشتم با عنوان "انقلاب و گذار اقتصادی: تجربه ایران". در آن کتاب پیش‌بینی کردم که این حکومت در نائل شدن به اهداف انقلاب شکست می‌خورد. جمهوری اسلامی در تحقق استقلال و آزادی و عدالت شکست خورده است. حتی در اهداف فرهنگی‌اش هم شکست خورده. قبل از انقلاب اگرچه آزادی‌ اجتماعی وجود داشت، ولی آزادی اجتماعی نظم و منطقی داشت. عده‌ای می‌خواستند مطابق آزادی‌های رایج در غرب زندگی کنند و حکومت هم آن آزادی‌ها را تایید و ترویج می‌کرد و حامی مردمی بود که خواستار آن سبک زندگی بودند. وضع مثل الان نبود که حکومت مخالف آزادی‌های اجتماعی به سبک و سیاق جوامع غربی است اما جوانان ایرانی سبک زندگی‌شان به شدت غربی است و از حیث آنچه که در جامعه ایران فساد اخلاقی قلمداد می‌شود، به مراتب بدتر از جوانان غربی‌اند. جوان ایرانی به مراتب لاابالی‌تر و غربی‌تر از جوان غربی است. شاه می‌خواست جوانان ایرانی را به سمت غرب ببرد ولی جمهوری اسلامی سعی کرده پوششی از سنت را بر سر جامعه بیندازد؛ اما این پوشش مثل لحافی است که جامعه زیر آن است و زیر این لحاف، همه افراد همه کاری می‌کنند. در واقع جامعه ایران یک لایه رویی دارد و یک لایه زیرین. در یکی دو دهه اول انقلاب، لایه رویی جامعه ایران حجب و حیا داشت و لاابالی‌گری در لایه زیرین جامعه در جریان بود؛ اما الان دیگر لایه رویی جامعه هم با بی‌قیدی و بدون حجب و حیا عمل می‌کند.»

ایران شمال شهر تهران نیست

آقای سلیمی نمین ولی در جواب سوال مذکور می‌گوید: «من قبول ندارم که از حیث سبک زندگی مردم، انقلاب اسلامی در برابر غرب شکست خورده است. همین که ما توانسته‌ایم جامعه خودمان را برابر رذالت‌های غرب برای نادیده گرفتن فرهنگ‌مان اداره کنیم، دستاورد بسیار بالایی است. غرب از زور استفاده می‌کند تا فرهنگ خودش را به ما تحمیل کند. اگر ملت ما چیزی را از فرهنگ غربی انتخاب کند، حسابش جداست. کمااینکه مردم غرب هم ممکن است برخی از دستاوردهای فرهنگی ما را انتخاب کنند. تعامل طبیعی ملت‌ها حسابش جدا از زورگویی غربی‌هاست.»

«من قبول ندارم که از حیث سبک زندگی مردم، انقلاب اسلامی در برابر غرب شکست خورده است. همین که ما توانسته‌ایم جامعه خودمان را برابر رذالت‌های غرب برای نادیده گرفتن فرهنگ‌مان اداره کنیم، دستاورد بسیار بالایی است. غرب از زور استفاده می‌کند تا فرهنگ خودش را به ما تحمیل کند. اگر ملت ما چیزی را از فرهنگ غربی انتخاب کند، حسابش جداست. کمااینکه مردم غرب هم ممکن است برخی از دستاوردهای فرهنگی ما را انتخاب کنند. تعامل طبیعی ملت‌ها حسابش جدا از زورگویی غربی‌هاست.»
عباس سلیمی نمین
تاریخ‌پژوه

این روزنامه‌نگار اصولگرا در پاسخ به این سوال که اگر غربگرایی مردم ایران محصول زورگویی غربی‌هاست، پس چرا مردم ایران، علیرغم مخالفت‌ها و ممانعت‌های نیروی انتظامی، هر سال بیش از پیش به روز ولنتاین اقبال نشان می‌دهند، گفت:

«ایران شمال شهر تهران نیست. این خطا را رژیم شاه هم مرتکب شد. ممکن است عده‌ای بسیار خودباخته باشند در برابر هجمه تبلیغاتی غرب. این خودباختگی به این معنا نیست که ملت ایران از فرهنگ خودش دور شده است. این مظاهر غربی در عصر پهلوی به مراتب بیشتر بود. عده‌ای پوشاک و خوراکشان غربی بود ولی ملت ایران آن عده نبودند. روی خوش نشان دادن عده‌ای به ولنتاین به معنای انتخاب کل ملت ایران نیست. ولنتاین متعلق به عده خاصی است که کل ملت ایران نیستند و تاثیری هم در فرهنگ ملت ایران ندارند. البته ما پس از انقلاب ناکامی‌هایی در برابر غرب داشته‌ایم. وضع کنونی ما مطلوب نیست؛ چراکه در تبیین داشته‌های خودمان در بعضی جاها کم‌کاری‌های جدی داشته‌ایم. اما تهاجم فرهنگی غرب در دوران پهلوی به مراتب بیشتر از امروز بود ولی غربی‌ها موفق نشدند شرایطی ایجاد کنند که ملت ایران سلطه آنها را بپذیرد. انقلاب اسلامی محصول همین امر بود. یعنی پذیرفته نشدن فرهنگ غرب از سوی اکثریت ملت ایران. ملت ایران انقلاب کرد و غرب را از ایران بیرون راند.»

از «نه شرقی نه غربی» تا «هم شرقی هم غربی»

آقای امیراحمدی در توضیح بیشتر ادعایش درباره متحقق نشدن اهداف انقلاب اسلامی، می‌گوید: «جمهوری اسلامی قرار بود نه شرقی نه غربی باشد اما الان هم شرقی است هم غربی. یعنی از یک طرف دریای خزر را به روسیه اهدا می‌کند، از سوی دیگر برجام را به آمریکا می‌دهد و اینستکس را به اروپا. این انقلاب حتی به روسیه اجازه داد که هوایپماهایش در پایگاه‌های نظامی ایران مستقر شوند و از آنجا به جاهای مختلف حمله کنند. فقدان استقلال از این آشکارتر نمی‌شود. چنین اتفاقی حتی در زمان شاه هم رخ نداد. جمهوری اسلامی قرار بود یک سیاست مستقل پیش ببرد اما در تحقق این هدف ناکام ماند. مقامات جمهوری اسلامی یک برداشت ذهنی از استقلال دارند. یعنی فقدان تعامل اقتصادی و تجاری با آمریکا را نشانه استقلال سیاسی می‌دانند در حالی که در کانادا، تمام هتل‌ها و ماشین‌ها را آمریکایی‌ها ساخته‌اند و وارد کرده‌اند اما هیچ یک از کانادایی‌ها معتقد نیستند دولتشان در برابر آمریکا فاقد استقلال است. ولی ما تعامل تجاری و اقتصادی با آمریکا نداریم، اما برجام را که خلاف منافع ملی بود، به آمریکایی‌ها هدیه کردیم.»

نه غربی هستیم نه روسی

ولی عباس سلیمی نمین مدعای هوشنگ امیراحمدی را رد می‌کند و می‌گوید: «این حرف که جمهوری اسلامی از "نه شرقی، نه غربی" رسیده است به "هم شرقی، هم غربی"، بسیار حرف غلط و بی‌اساسی است. ما امروز نه در مسیر خواسته‌های آمریکا حرکت می‌کنیم نه در مسیر خواسته‌های روسیه. این یک حرف تبلیغاتی است. اگر ما امروز تسلیم غرب بودیم، همین چند روز قبل نیمی از نطق آقای ترامپ در کنگره آمریکا، به انتقاد از جمهوری اسلامی اختصاص نمی‌یافت. برجام مصداق امتیاز دادن ایران به غرب نبود. برجام یک آزمون برای غرب بود. ما مذاکراتی کردیم و به توافقاتی رسیدیم. اگر غرب به توافقاتش عمل می‌کرد، برجام توافقی می‌شد که بر اساس آن، ما امتیازاتی داده بودیم و امتیازاتی هم گرفته بودیم. ولی غرب از این آزمون موفق بیرون نیامد و این به شناخت ملت ایران از غرب افزود و این افزایش شناخت به سود ملت ایران است. این قرارداد در دوران اوباما هم نقض شد. نقض برجام صرفاً متعلق به دوره ترامپ نبوده.»

آمریکاستیزی کارکرد منطقه‌ای دارد

هوشنگ امیراحمدی، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه راتگرز، درباره این انتقاد که اسطوره آمریکاستیزی به عنوان یکی از منابع مشروعیت جمهوری اسلامی فرسوده شده، می‌گوید: «این اسطوره در داخل ایران فرسوده شده اما جمهوری اسلامی به این موضوع اهمیتی نمی‌دهد؛ چرا که حکومت ایران به احساسات ضد آمریکایی در منطقه خاورمیانه اهمیت می‌دهد و با خودش حساب می‌کند که اگر امروز با آمریکا به سازش برسد، مستضعفین منطقه را از دست می‌دهد. نگران حزب‌الله و حماس و جهاد اسلامی است. یعنی نیروهای مذهبی در منطقه. وقتی آقای احمدی‌نژاد می‌گفت اسرائیل باید نابود شود، پیغمبر مستضعفین کشورهای عربی در منطقه خاورمیانه شده بود. احمدی‌نژاد محبوب‌ترین و پاپیولارترین سیاستمدار انقلاب اسلامی در جهان عرب بوده. بنابراین آمریکاستیزی انقلاب اسلامی، همچنان در منطقه منبع مشروعیت است برای جمهوری اسلامی. در داخل ایران، اکثریت مردم دیگر اعتقادی به آمریکاستیزی ندارند. ولی هنوز بخشی از جامعه ایران به آمریکاستیزی اعتقاد دارند و این امر از نظر آنها، ملاک مشروعیت جمهوری اسلامی است. برجام لطمه زیادی به آمریکاستیزی انقلاب اسلامی زد؛ چراکه معنایش سازش جمهوری اسلامی با آمریکا بود. اگر الان هم بگویند ما دیگر ستیزه‌ای با آمریکا نداریم، تتمه مشروعیت نظام نزد نیروهای مذهبی جامعه ایران، که احساسات ضد آمریکایی دارند، از بین می‌رود.»

به توییتر یورونیوز فارسی بپیوندید

جمهوری اسلامی دست‌هایش را با رفراندوم نمی‌بندد

اما عباس سلیمی نمین مدیر مسئول سابق مجله کیهان هوایی مقاومت درباره آمریکا را هنوز مقبول ملت ایران می‌داند و می‌گوید: «مساله ما سلطه بیگانه است. اگر آمریکا بخواهد سلطه‌ داشته باشد بر ملت ایران، ما همانند تمام این چند دهه، در برابرش ایستادگی می‌کنیم. آیا رفتار آمریکا چیزی جز این را نشان می‌دهد؟ پس ما نیز همچنان در برابرش مقاومت می‌کنیم. ایستادگی علیه سلطه یک امر ملی و دینی و عقلی است؛ بنابراین آمریکاستیزی، که در شرایط کنونی معنایی جز سلطه‌ستیزی ندارد، فرسوده نشده و همچنان منبع مشروعیت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در ذهن و ضمیر مردم ایران است.»

این تاریخ‌پژوه اصولگرا در پاسخ به این سوال که آیا شما با برگزاری یک رفراندوم درباره رابطه ایران و آمریکا موافقید تا معلوم شود اکثریت مردم ایران با نظر شما موافقند یا نه، می‌گوید: «این حرف بسیار غیرمنطقی است. هیچ موقع هیچ کشوری در ارتباط با یک زورگو نمی‌آید دست‌های خودش را از طریق رفراندوم ببندد. در این صورت آن قلدر تمام شرایط غیرمنطقی خودش را به آن کشور تحمیل می‌کند. رابطه با آمریکا، اصلاً مقوله‌ای نیست که ما مسیر رفراندوم را در قبالش طی کنیم. وقتی آمریکایی‌ها به ما می‌گویند برای نشستن سر میز مذاکره باید سیاست منطقه‌ای‌تان را تغییر دهید، چرا باید رفراندوم برگزار کنیم درباره رابطه با آمریکا؟ فرض کنید رفراندوم برگزار کردیم و به این نتیجه رسیدیم که باید با آمریکا رابطه داشته باشیم؛ آن وقت می‌دانید چه می‌شود؟ این موضوعی نیست که بتوان راجع به آن رفراندوم برگزار کرد. هیچ ایرانی عاقلی چنین چیزی را نمی‌پذیرد که رفراندوم برگزار کنیم راجع به رابطه با آمریکا که می‌گوید شما باید قانون اساسی‌تان را عوض کنید و به شرایطی تن دهید که آن شرایط نفی هویت و استقلال ملت ایران را در بر دارد.»

روحانی اگر رهبر شود، یک روز هم دوام نمی‌آورد

آقای امیراحمدی در پاسخ به این سوال که آیا در آینده ممکن است جمهوری اسلامی با انتخاب یک ولی فقیه غربگرا (مثل حسن روحانی) به یک حکومت غربگرا بدل شود و اصطکاک بین انقلاب اسلامی و غرب کاهش یابد، می‌گوید: «من اعتقاد دارم تا وقتی که روحانیت قدرت کنونی را در اختیار دارد، جمهوری اسلامی نمی‌تواند با غرب زندگی کند. جمهوری اسلامی اول باید با آمریکا کنار بیاید تا بتواند با غرب رابطه حسنه داشته باشد. ولی فقیه غربگرا یعنی چه؟ یعنی آقای روحانی بشود ولی فقیه. آقای روحانی به عنوان ولی فقیه یک روز هم در این سیستم دوام نمی‌آورد؛ چون قدرت او بی‌‍پایه می‌شود. اقشار غربگرای جامعه ایران که برای آقای روحانی به عنوان ولی فقیه سینه نمی‌زنند. کسانی هم که باید از او حمایت کنند، حمایتش نمی‌کنند. یعنی سپاه و بسیج و اقشار حزب‌اللهی جامعه ایران، حسن روحانی غربگرا را، حتی اگر ولی فقیه شده باشد، قبول نخواهند کرد. و اگر این افراد پشت روحانی را خالی کنند، دیگر کسی از آقای روحانی حمایت نخواهد کرد. در مجموع حکومت مبتنی بر ولایت فقیه، یک حکومت تئوکراتیک است و چنین حکومتی، جهان غرب را به یاد قرون سیزده و چهارده میلادی، یعنی عصر اقتدار و تفوق سیاسی کلیسا می‌اندازد. بنابراین انتخاب یک ولی فقیه غربگرا هم مشکلات اساسی جمهوری اسلامی و جهان غرب را حل و فصل نمی‌کند.»

ملت ایران نمی‌گذارد ولی فقیه غربگرا شود

آقای سلیمی نمین هم در پاسخ به سوال فوق به یورونیوز گفت: «اگر ملت ایران هویت خودش را از دست بدهد، بله، چنین چیزی ممکن است. اگر زمانی برسد که اکثریت مردم فقط به شکمشان و به یک بستر گرم فکر کنند، امکان دارد ذلت در برابر غرب را بپذیرند. چون منظور از غربگرایی، نه لزوماً تغییراتی در سبک زندگی بلکه پذیرش ذلت در برابر غرب است. اگر ملت ایران آدم‌های راحت‌طلب و ذلیل را به قدرت برساند و آنها را بر ایران حاکم سازد، امکان دارد که جمهوری اسلامی هم یک حکومت غربگرا بشود. یعنی محتوایش را از دست بدهد و فقط ظاهری از آن باقی بماند. اما به نظر من تا به حال ملت ایران در انتخابات، در این مسیر قرار نگرفته‌اند که چنین افرادی را به قدرت برسانند. اگر هم کسانی که به قدرت می‌رسند، تمایلاتی جزئی هم به غرب نشان بدهند، با انتقادات جدی مردم ایران مواجه می‌شوند. آقای روحانی برای اینکه به رهبری برسد، مسیر حوزوی لازم را در ساختار روحانیت طی نکرده است. رهبر باید دست کم مجتهد باشد و آقای روحانی مجتهد نیست. ضمن اینکه آقای روحانی اصلاً در برابر غرب ذلیل نیست. ایشان امروز در برابر زورگویی آمریکا ایستاده است. اینکه ملت ایران چنین فردی را به رهبری برساند، آرزویی است که هنوز برای غربی‌ها دست‌نیافتنی است. بویژه اینکه پس از تجربه برجام، ملت ایران بویژه اقشار جوان ملت، غرب و بخصوص آمریکا را بیش از پیش شناختند.»

دسترسی آسان به اخبار روز جهان با اپلیکیشن یورونیوز