Euronews is no longer accessible on Internet Explorer. This browser is not updated by Microsoft and does not support the last technical evolutions. We encourage you to use another browser, such as Edge, Safari, Google Chrome or Mozilla Firefox.

خبر فوری

خبر فوری

آیا حکومت افغانستان در روند صلح انتخابات را به گروگان گرفته است؟

 Comments
آیا حکومت افغانستان در روند صلح انتخابات را به گروگان گرفته است؟
اندازه متن Aa Aa

گزارش از جواد رحیمی

افغانستان چهل سال است که در بدترین صورت درگیر جنگ با ارتشی خارجی و یا درگیر جنگ داخلی و در بهترین صورت درگیر بی‌ثباتی است. مهمترین چالش پیش روی کابل این روزها دستیابی به صلح و آرامش خصوصا با طالبان است. آمریکا نیز پس از آن که حکومت طالبان در کابل را برانداخت این روزها سخت در پی مذاکره با این گروه برای برقراری صلح است. در خصوص مهمترین دغدغه شهروندان افغانستان و کابل که همانا برقراری صلح و ثبات و آرامش در کشور است با دکتر جلیل روشندل، استاد علوم سیاسی و امنیت بین المللی در دانشگاه ئی سی یو ECU (کارولینای شمالی) به گفتگو نشستیم.

بعنوان اولین سوال از وی می پرسیم؛

آیا حکومت وحدت ملی افغانستان در زمینه صلح انعطاف به خرج می‌دهد؟

جلیل روشندل در پاسخ به این سوال می گوید: روند صلح کابل در حقیقت یک انعطاف تاریخی به حساب می آید. تاریخ اخیر افغانستان و بخصوص پس از انتخاب اشرف غنی به عنوان رئیس جمهور افغانستان در سال ۲۰۱۴ بستری را فراهم کرد که در آستانه انتخابات بعدی ضرورت تغییر ماهوی در حاکمیت سیاسی و اوضاع اجتماعی افغانستان مطرح شود. تغییراتی که دربرگیرنده و منعکس کننده خواسته های اقشار مختلفی از جامعه باشد و به چندین دهه جنگ و درگیری های داخلی خاتمه بدهد. اما باید توجه داشت که این تحولات در یکی از پیچیده ترین مناطق خاورمیانه و دنیا رخ می دهد که در آن هر روز شاهد رویدادی هستیم که تا دیروز قابل پیش بینی نبود.

محورهای اصلی صلح چه کسانی هستند؟

شکی نیست که پروسه صلح به نوعی برخاسته از نیازهای جامعه افغانستان بود ولی شاید اقدام به ورود به این مرحله تا حدودی نیز تحت فشارهای خارجی انجام شد. به عبارت دیگر دو اهرم موازی و هم زمان از داخل و خارج نهایتاً این ضرورت را مطرح و وارد مرحله اجرایی کردند. از یک طرف این پروسه با تغییرات سیاسی در ایالات متحده و روی کار آمدن رئیس جمهور جدید آمریکا، دونالد ترامپ، همزمان شد که خواهان فراخوانی نیروهای آمریکایی از افغانستان است چراکه رئیس جمهور جدید به دلایل اقتصادی مایل است از بار مالی سرمایه گذاری برای امنیت سایر کشورها بکاهد و این هدف را در سایر موارد همانند پیمان ناتو نیز دنبال کرده است.

آیا حکومت در روند صلح، انتخابات را به گروگان گرفته است؟

شکی نیست که اشرف غنی به انتهای دوره ریاست جمهوری خود نزدیک می شود و مثل هر رئیس جمهور دیگری سعی دارد از همه عوامل در جهت انتخاب مجدد خود استفاده کند. در آستانه انتخابات بعدی، اشرف غنی مایل است به نوعی اقدام کند که نتیجه آن انتخاب مجدد خود وی یا افراد مورد اعتماد او باشد تا سیاست‌های مورد نظر خود را دنبال کند و در آینده افغانستان نقشی داشته باشد. او خود را محق به ادامه راهی می داند که چند سال پیش شروع کرد. اما این هم واقعیتی است که زمان تغییر کرده و ابزارهای حفظ قدرت و تداوم ماندگاری در راس حکومت فرق کرده است.

از طرف دیگر آقای زلمی خلیل زاد که یک مقام آمریکایی و شهروند دو تابعیتی افغانی است تمایل به این دارد که در حکومت آینده افغانستان یا شخصا نقشی داشته باشه و یا اینکه حکومت موقتی را تشکیل بدهد که خود او و یا افراد مورد وثوق او در راس کار باشند. اما به نظر نمی رسد جامعه افغانستان به هیچ یک از این دو گزاره نظر مساعدی داشته باشد.

طالبان گروهی است سیاسی یا شبه‌نظامی؟ اگر دومی است آیا مذاکره با آن بر سر مسائل سیاسی درست است؟

من فکر می کنم طالبان همچنان یک گروه شبه نظامی است که توانسته با تعدیل های جزیی به لحاظ سیاسی خود را به عنوان طرف مذاکره در پروسه صلح مطرح کند و تا حدودی هم نشان داده که حاضر هست تعدیل هایی در پایه ایدئولوژیک خودش ایجاد بکند. ضمن اینکه این تعدیل و تغییر در حد مطلوب نیست ولی حکومت فعلی، و زمامداران آمریکا همین تغییرات مختصر را مطلوب تشخیص میدهند و آنرا به عنوان حداقل و کف خواسته هایشان برای نشستن بر دور میز مذاکره می پذیرند. به عبارت دیگر از این دیدگاه طالبان یک گروه سیاسی است.

اما با توجه به جز دوم سوال شما جواب کوتاه من این است که بله طالبان هنوز یک گروه شبه نظامی است اما من تصور میکنم به احتمال زیاد طالبان همچنان قابل مذاکره است به دلیل اینکه یک گروه شبه نظامی هم میتواند برنامه سیاسی برای اداره مطلوب مملکت داشته باشد.

در مثلث جنگ، صلح و انتخابات افغانستان، نقش پاکستان را با توجه به سیاست خاورمیانه دونالد ترامپ چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در مورد پاکستان نمی توان داوری تک بُعدی یا قطعی کرد. به باور من، دلیل اول این ادعا این است که در درجه اول طالبان دیگر مانند دهه ۱۹۹۰به پاکستان وابسته نیست و خود در سایه تحولات اخیر مستقلا و مستقیما با ایالات متحده طرف مذاکره و گفتگو قرار گرفته است. بنابراین به انزوا کشاندن پاکستان در پروسه صلح افغانستان نه تنها کاربردی نخواهد داشت بلکه حتی انتظار می رود که پاکستان پس از انتخابات افغانستان نقش مثبت تری را بازی کند تا بتواند خطرات و تهدیدهای احتمالی همسایه دیگر افغانستان، یعنی ایران، را به حد اقل برساند. به عبارت دیگر توفیق هر سناریویی که در افغانستان پیاده شود به همکاری پاکستان نیازمستقیم دارد.

از نظر شما چه ارتباطی بین طالبان و ایران می‌توان یافت؟

پیچیدگی بازیگران منطقه‌ای در نوع ارزیابی منافع، در تصور بازیگران از امنیت و همچنین در برداشت هر یک از سیاستمداران از حاکمیت ملی و رابطه بین المللی است. همه این‌ها را باید در زمینه باورها و تفرقه‌های مذهبی ارزیابی کرد که با اندیشه کشور- ملت ادغام و تعبیر خاص خود را ایجاد می کند. هر یک از کشور - ملت ها در این منطقه دعاوی تاریخی تمدنی نیز دارند که خود در پر رنگ کردن این پیچیدگی موثر است. نقش ایران ، اما، در چهل سال اخیر بیشتر به واسطه منافع و امنیت تعریف شده و با تغییر فاکتورهای موثر بر منفعت و امنیت تغییر کرده است. زمانی از مجاهدین افغانی در برابر «کفر بین المللی» حمایت کرده و وقتی همان مجاهدین قدرت سیاسی را به دست گرفتند از شیعیان در برابر بقیه حمایت کرده و در زمان حمله آمریکا بر علیه القاعده و طالبان جانب رزمندگان عمدتاً شیعه ائتلاف شمال را داشته و اکنون که احساس می شود طالبان ممکن است در آینده افغانستان نقش داشته باشند علایمی مبنی بر تمایل به همکاری با آنان از جانب دستگاههای حکومتی ایران دیده می شود. درحالیکه در همان زمان بود که دیپلمات های ایرانی درمرداد ماه۱۳۷۷ (۱۹۹۸) در مزار شریف کشته شدند. اگر در آن دوره حمایت ایران از ائتلاف شمال همسو با منافع آمریکا بود، در حال حاضر حمایت ایران از نقش داشتن طالبان در آینده سیاسی افغانستان و پروسه صلح هم به نفع آمریکا است و هم به امید آن است که طالبان روابط حسنه ای با ایران بر قرار کند.

چرایی اینکه چرا ایران برای تامین منافع خود با حکومت مراوده تنگاتنگی ندارد به این احتمال برمی‌گردد که ایران دولت فعلی را عامل آمریکا می داند و نمی خواهد بیش از حد و حدود خاصی با آن مراوده داشته باشد.