Euronews is no longer accessible on Internet Explorer. This browser is not updated by Microsoft and does not support the last technical evolutions. We encourage you to use another browser, such as Edge, Safari, Google Chrome or Mozilla Firefox.

خبر فوری

خبر فوری

سیاستمداران ایرانی اروپا؛ مهاجرستیزی یا مهاجرپذیری؟

 Comments
ورود مهاجران به سوئد
ورود مهاجران به سوئد -
Copyright
آرشیو رویترز
اندازه متن Aa Aa

در هفته‌های گذشته موضعگیری دو «سیاستمدار» اروپایی ایرانی تبار نسبت به مساله مهاجرت خبرساز شد: آناهیتا ملکیان، نامزد حزب «شهروندان نو» دانمارک در چند پیام توییتری با انتقاد از سیاست‌های مهاجرتی دولت، خواستار اعمال محدودیت بر ورود«بیگانگان» به کشورش شد.

همزمان و در حالی که اعضای اتحادیه اروپا برای انتخابات پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۹ آماده می شدند، حزب تازه تاسیس «تغییر» اعلام کرد علی سجادی، نامزد ایرانی تبار را از فهرست کاندیداهای این انتخابات حذف کرده است. دلیل آن هم انتشار پیام‌های «بیگانه هراسانه» آقای سجادی در فضای مجازی بود. ورزشکار سابق رشته رزمی‌ ام ام‌ای در سال ۲۰۱۷ در یک توییت نوشته بود: «از وقتی فهمیدم ۷۰ درصد از جیب برهای بازداشتی متروی لندن رومانیایی هستند، به خروج از اتحادیه اروپا تمایل پیدا کردم».

خانم ملکیان نوشته است می گوید این تصاویر برای وی یادآور ایران است و شباهتی به دانمارکی که وی ۲۸ سال پیش به آن آمده، ندارد.

اما طبیعتا تمام سیاسی‌های ایرانی تبار اروپا مهاجر ستیز نیستند. در فرانسه مریم مجیدی، نامزد ایرانی تبار حزب کمونیست برای انتخابات پارلمان اروپا عملا برنامه خود را بر حمایت از مهاجران و پناهجویان متمرکز کرده است. خانم مجیدی از ۶ سالگی همراه با پدر و مادرش به فرانسه مهاجرت کرد. او برای نخستین کتابش با عنوان «مارکس و عروسک ها» برنده جایزه گونکور، یکی از معتبرترین جوایز ادبی فرانسه شده است. خانم مجیدی در نخستین سخنرانی انتخاباتی خود گفت:« مساله این است که واژه پناهجو، واژه غلط اندازی است، آن‌ها قبل از هرچیز آدمیزاد هستند.»

مریم مجیدی برای نخستین رمانش جایزه ادبی گنکور فرانسه را گرفت.

روایت اقلیت

ورود فردی مهاجران ایرانی ساکن اروپا به عرصه سیاست ملی و منطقه‌ای اصولا مساله عجیبی نیست. صدها و یا شاید هزاران سیاستمدار «خارجی تبار» دست کم از یک دهه پیش وارد میدان بازی قدرت در کشورها و نهادهای اروپایی شده اند.

اما شماری از سیاستمداران «خارجی تبار» با عضویت در احزاب و جریان‌های «بیگانه ستیز/بیگانه هراس» (Xenophobe) یا (مهاجرهراس/مهاجرستیز) تعجب بسیاری از ناظران را برانگیخته اند.

کشورهای صنعتی سنتا مهاجرپذیر اروپا نظیر فرانسه، بریتانیا از یک قرن گذشته همواره «میزبان» مردمانی «دیگر» عمدتا از مستعمرات خود بودند. جمهوری فدرال آلمان (آلمان غربی) در دهه شصت به همین روند پیوست. در فرانسه و آلمان، خیل عظیم مهاجران، «کارگران ارزان» کشورهای مبدا بودند که برای جبران کمبود نیروی کار ارزان به اروپا می آمدند. این افراد در سال‌های بعد توانستند با استفاده از قوانین معروف به تجمیع خانواده همسران و فرزندان خود را هم به اروپا بیاورند. با این حال، همچنان در تجربه آلمان و به ویژه فرانسه تجمیع خانواده‌های مهاجر در مجتمع‌های مسکونی ارزان قیمت اجتماعی، این گروه را عملا برای سال‌ها از مناسبت جامعه مقصد دور کرد. این تجربه در بسیاری از کشورهای اروپای قاره‌ای نظیر هلند و دانمارک هم تکرار شد.

داستان مهاجران ایرانی اروپا احتمالا متفاوت است. ایران در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی روند پرسرعت صنعتی شدن را طی می کرد و نیروی کار ارزان این کشور نیازی به خروج از کشور نداشت. موج مهاجرت از ایران در دهه ۸۰ و پس از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی و متعاقبا جنگ میان ایران و عراق آغاز شد. بسیاری از فعالان سیاسی مخالف حکومت جدید ایران- که عمدتا تحصیل کرده هم بودند- نه برای کار که از ترس سرکوب به اروپا گریختند.

شمار اندکی از این پناهندگان، در همان دهه‌های نخست مهاجرت جذب احزاب سیاسی عمدتا چپ گرا یا چپ میانه جامعه میزبان در کشورهای مختلف اروپایی شدند. با این حال پیوستن به احزاب مهاجرستیز به نظر پدیده جدیدی می رسد.

چرا مهاجران جذب احزاب مهاجرستیز می شوند؟

احمد جلالی فراهانی، روزنامه نگار مقیم دانمارک در گفتگو با یورنیوز درباره جامعه راست افراطی در حال قدرت گیری و تجربه آناهیتا ملکیان در این کشور می گوید: « در شرایط کنونی دانمارکی‌ها هم آناهیتا ملکیان را دانمارکی نمی دانند. دانمارکی‌ها نوعی مقوله بندی در زبان روزمره دارند که خارجی‌ها را بر اساس آنها طبقه بندی کرده اند. اگر شما پناهنده باشید و به دانمارک آماده باشید به شما می گویند فلیگتنینگ که به معنای کسی است که فرار کرده و معادل پناهجو است. در این حالت تا آخر عمر به تو نخواهند گفت که تو یک دانمارکی هستی. در مرحله بعد به فرزندان فرد پناهنده می گویند افترکممر یعنی کسانی که بعدا آمده اند. معنای این مقوله این است که بچه‌های تو هم هنوز دانمارکی نیستند. اما شما اگر اینجا پناهنده نباشی و مثلا برای کار آمده باشی یا از کشورهای اروپایی آمده باشی اینجا و با یک دانمارکی ازدواج کرده باشی به تو می گویند ایندوندر یعنی خارجی و هرگز به تونخواهند گفت دانمارکی. خانم آناهیتا ملکیان از نظر جامعه دانمارک یک ایندوندر است و دانمارکی‌ها هیچوقت او را بعنوان دانمارکی نمی پذیرند. حزب این خانم می گویند که باید چهار یا پنج سال بگذرد و با دانمارکی‌ها ازدواج کنید تا بتوانیم به چنین فردی بگوییم دانمارکی. نکته جالب و طنز ماجرا این است که خود حزب خانم ملکیان، او را بعنوان دانمارکی نمی پذیرد. شعار انتخاباتی حزب شهروندان نو این است: "‌دانمارکی ها، دانمارک را به ما برگردانید." معنایش این است که ما باید تصفیه کنیم کل جامعه را و همه خارجی‌ها را اخراج کنیم.»

تجربه پیوستن مهاجران به احزاب مهاجرستیز، در سال‌های گذشته در فرانسه هم به وفور دیده شده است. شمار قابل توجهی از شهروندان مسلمان/عرب به ویژه در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۷ به جبهه ملی، جریان سیاسی اصلی راست افراطی در این کشور پیوستند. عبدالمالک بوتیه، نماینده پیشین مجلس از حزب سوسیالیست می گوید «دلیل این گرایش، احتمالا این است که حزب اتحاد ملی (جبهه ملی سابق) با فعالیت گسترده در حاشیه‌های پرجمعیت و عمدتا «فقرنشین» و دعوت از جوانان برای جدایی از فرهنگ آباء و اجدادیشان، به آن‌ها حس تعلق به جامعه و نهادهای فرانسه را می دهد.

از سوی دیگر، جریان‌های راست گرای افراطی جدید، موج مهاجران را عامل مشکلات اقتصادی و از جمله بیکاری و کاهش خدمات اجتماعی معرفی می کند. جوانان و نوجوانانی مهاجران، می توانند همگام با بخش عمده‌ای از توده‌های کم تر تحصیل کرده جامعه، این مساله را منشا عینی تمامی مشکلات خود بدانند و فارغ از ریشه‌های ملی، نژادی و مذهبی خود خواستار پایان یافتن ورود مهاجران شود.

یان بروسا: «فکر نمی کنم مریم مجیدی یک زنِ زیادی در میان ما باشد. وظیقه ما پذیرش با منزلت (پناهجویان) است.»

یان بروسا، سرلیست حزب کمونیست فرانسه برای انتخابات پارلمان اروپا، در مناظره‌های سیاسی متعدد چند هفته اخیر برای مقابله با نظرات کاندیداهای راست افراطی یک مثال می آورد: مریم مجیدی. آقای بروسا پنجشنبه شب و درجریان آخرین مناظره تلویزیونی سرلیست‌های احزاب اصلی و در پاسخ به فلوریان فلیپو، رهبر حزب راست گرای افراطی «میهن پرستان» گفت: «وقتی حرف‌های شما را [درباره مشکلات فرهنگی مهاجران و لزوم پایان دادن به سیاست پذیرش مهاجران] گوش می کردم، یاد مریم مجیدی افتادم. او بیست سال پیش از ایران به فرانسه رسید. او جایزه ادبی گنکور را برای اولین رمانش برده و در لیست من حضور دارد.»