Euronews is no longer accessible on Internet Explorer. This browser is not updated by Microsoft and does not support the last technical evolutions. We encourage you to use another browser, such as Edge, Safari, Google Chrome or Mozilla Firefox.

خبر فوری

خبر فوری

چه حمله ای را تروریستی می نامند؟ قواعد تعریف کدامها هستند؟

 Comments
چه حمله ای را تروریستی می نامند؟ قواعد تعریف کدامها هستند؟
اندازه متن Aa Aa

بعد از حمله روز یکشنبه لاس وگاس که به کشته شدن دهها نفر و زخمی شدن صدها نفر دیگر انجامید این بحث بار دیگر به پیش کشیده شد که چرا نباید چنین حمله ای را «حمله تروریستی» نامید؟

اگر به تیتر رسانه های مشهوری مانند «سی ان ان» نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که این رسانه ها از مشخص نبودن «انگیزه» مهاجم مسلح لاس وگاس گفته اند. موضوع مهمی که در قوانین ایالات متحده آمریکا برای اینکه حمله را تروریستی بنامیم یا خیر اهمیت حقوقی دارد.

برای مشخص شدن جنبه های مختلف این بحث مناقشه برانگیز، جنیفر ویلیامز در مقاله ای که در وب سایت وکس (vox) منتشر شده، این موضوع را مورد بررسی قرار داده است که در اینجا به برخی از مهمترین بخش های آن نگاهی انداخته ایم.

بحث درباره اینکه چه حمله ای تروریستی نامیده می شود، بحث جدیدی نیست. «جی باویر بل» تاریخدان جمله ای دارد که می گوید: «به من بگویید درباره ترویسم چه فکر می کنید تا به شما بگویم شما چه کسی هستید.»

اینکه ما چطور برچسب «تروریسم»‌ را بکار می بریم بستگی به این دارد که شما چه کسی هستید و چه هدفی را دنبال می کنید. مثلا بسیاری از مسلمانان آمریکا اعتراض دارند که تنها وقتی حادثه ای با «اسلام رادیکال» مرتبط است از سوی سیاستمداران و رسانه ها برچسب «تروریسم» می گیرد در حالی که حملاتی که از سوی برترپنداران سفید پوست و نئونازی ها همانند حمله سال ۲۰۱۵ در کلیسای سیاه پوستان در چارلستون صورت می گیرد، برچسب «تروریسم» به آن نمی زنند.

نتیجه اینکه اغلب گفته می شود تعریفی از تروریسم وجود ندارد. اما این فکر کاملا درست نیست بلکه منظور مردم بیشتر این است که تعریف استانداردی از تروریسم وجود ندارد که همه روی آن توافق داشته باشند. مسئله این نیست که تعریفی از تروریسم وجود ندارد بلکه مسئله وجود تعداد زیاد تعاریف از تروریسم است.

برای اینکه بفهمیم مردم درباره تروریسم چه می گویند روش مفید این است که سه بعد مفهوم تروریسم را از همه تفکیک کنیم: تروریسم بعنوان یک تاکتیک، تروریسم بعنوان یک مفهوم حقوقی-قانونی و تروریسم بعنوان یک برچسب سیاسی.

فهم هر یک از ابعاد سه گانه تروریسم از این نظر مفید است که کمک می کند بفهمیم چرا افراد متفاوت پدیده های متفاوتی را «تروریسم» نامگذاری می کنند.


تروریسم همچون یک تاکتیک

پژوهشگران و تحلیلگران تروریسم، اقدام تروریستی را تاکتیکی در نظر می گیرند در میان مجموعه ای از تاکتیک های دیگر. آنها سازمانهای تروریستی را همچون گروههایی در نظر می گیرند که اهداف خاصی را دنبال می کنند حال چه این اهداف پایه گذاری یک خلافت و ایجاد نوعی آپوکالیپس باشد شبیه داعش و یا هدفشان بدست آوردن استقلال منطقه ای یا سیاسی باشد مانند جدایی طلبان باسک در اسپانیا و یا گروهی مانند «جبهه آزادی بخش زمین» (به اختصار ELF) باشد که به خرابکاری اقتصادی و عملیات شبه نظامی با هدف توقف استثمار کره زمین و تخریب محیط زیست دست می زنند.

تحلیگران سعی می کنند از واژه تروریسم برای برخی از اقدامات استفاده کنند تا آنها را از اعمالی مانند اقدامات مشروع در جنگ جدا کنند. موضوعی که چالش برانگیز است. مثلا این تحلیلگران اقدامی را تروریستی می دانند که بر ضد غیر نظامیان باشد و حمله به نظامیان در منطقه جنگی را تروریستی نمی دانند.

اما مشکل از همین جا شروع می شود که «منطقه جنگی» کجاست؟ مثلا برای القاعده یا داعش تمام جهان منطقه جنگی است. اگر داعش یک خودروی بمگذاری شده را نزدیک نظامیان آمریکایی در عراق منفجر کند آیا این اقدام تروریستی است یا اقدامی جنگی؟
از سوی دیگر برخی تحلیلگران می گویند اقدامی تروریستی نامیده می شود که انگیزه سیاسی روشنی داشته باشد. از این منظر حمله مسلحانه مهاجم لاس وگاس اگر مشخص شود که مهاجم مسلح انگیزه سیاسی روشنی نداشته، از نظر این تحلیلگران اقدامی تروریستی نیست.

تروریسم همچون یک مفهوم حقوقی-قانونی

در حمله سن برناردینو، اف بی آی در چهارم دسامبر ۲۰۱۵ اعلام کرد به طور رسمی درباره این حمله بعنوان «حمله تروریستی» تحقیق می کند. یک روز قبل از این وقتی پرسیده شده بود که آیا اف بی آی درباره این حمله بعنوان حمله تروریستی تحقیق می کند، همان دفتر در اف بی آی گفته بود که این پرسش مهمی برای ماست چرا که اف بی آی بطور ویژه ای حمله تروریستی را تعریف می کند و باید ببینیم چه انگیزه ای برای این حمله وجود داشته است.

اف بی آی یک سازمان مجری قانون است و بخشی از دستگاه قضایی آمریکاست. وظیفه اصلی اف بی آی تحقیق درباره جرایم است با این هدف که مجرمان را به دست عدالت بسپارد. بنابراین اف بی ای باید واقعیت ها و موارد بسیاری را بررسی کند که آیا این حمله با معیارهای قانونی ویژه ای هماهنگی دارد تا بتوان یک حمله را با عنوان تروریستی نامگذاری کرد.

تروریسم همچون یک مفهوم بد

بروس هافمن پژوهشگر مشهور تروریسم می نویسد: «از یک جنبه که همه درباره اش توافق دارند، «تروریسم«» یک مفهوم تحقیرآمیز است. مفهومی به شدت منفی که در کل برای اطلاق به دشمنان و مخالفان بکار می رود.»

سیاستمداران اغلب کلمه «تروریسم» را به اعمال افراد و گروههایی نسبت می دهد که آنها را مخالفان یا دشمنان می دانند تا بتوانند آنها را نامشروع جلوه داده و یا نابود کنند و از سوی دیگر رعب و وحشت مردم را تحریک و آنها را برای حمایت از اقدامات مناقشه آمیز خود از طریق تبلیغات متقاعد کنند.

برای مثال جرج دبلیو بوش بعد از حمله ۱۱ سپتامبر، ایران، عراق و کره شمالی را «محور شرارت» نامید تا افکار عمومی را آماده اقدامات بعدی خود کند یا هنگامی که بشار اسد رئیس جمهوری سوریه و ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه بمباران مخالفان سوری را با عنوان حمله به تروریست ها توجیه می کنند دست به عملی سیاسی زده اند.

اینکه چه گروهی در لیست سازمان های تروریستی ایالات متحده آمریکا قرار می گیرد بیشتر یک انتخاب سیاسی است تا یک موضوع تحلیلی. و این گروهها اگر مشخص شود طرف ما هستند و یا از طرف دوستان ما حمایت می شوند، براحتی از این لیست خارج می شوند.

بنابراین برای مشخص شدن اینکه یک حمله تروریستی است یا خیر مجموعه ای از عوامل سیاسی و حقوقی دست به دست هم می دهند و آشکار است که هیچ گاه همه درباره اینکه یک اقدام تروریستی است یا خیر توافق نخواهند داشت اما نکته غیر قابل چشم پوشی اینکه سیاستمداران و رسانه های قدرتمند از انگیزه، ابزار و قدرت بیشتری برخوردارند تا از عبارت «حمله تروریستی» در جهت اهداف خود بهره برداری کنند.