وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.
خبر فوری

زنی که پناهجویان کاله مامان صدایش می‌کنند

 نظرها
 زنی که پناهجویان کاله مامان صدایش می‌کنند
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

زندگی پناهجویان در شهر کاله فرانسه بسیار دشوار است اما در این میان اشخاص و سازمان هایی هم هستند که حضور آنها در این شهر مایه دلگرمی است. از جمله زنی که در دهه هفتم زندگی‌اش شهره تمام پناهجویان است. پناهجویان لقب «مامان» و یا «مامانی» به او می دهند. بریژیت لیپس خانه اش را برای برخی از کارهای ضروری پناهجویان آماده کرده است. پارکینگ خانه او تبدیل به محلی شده است تا پناهجویانی که روز و شبشان در خیابان ها می گذرد بتوانند باتری تلفن هایشان را شارژ کنند. خبرنگار یورونیوز، نیما قدکپور، با دو تن از پناهجویان ایرانی به خانه این زن رفت و با او گفتگویی انجام داد.

بریژیت لیبس می گوید: «تنها هفته گذشته بیش تر از ۱۶۰ موبایل را شارژ کردم و به خیلی ها هم گفتم امکان شارژ وجود ندارد. نزدیک به دو هفته است که تعداد موبایل‌های شارژی را می‌شمارم و در کمترین روز ۱۱۰ موبایل شارژ شده است. نزدیک به دوازده سال است که این کار من است. برخی از مواقع نارنگی و یا بیسکوییت اینجا می گذارم.»

مامانی شهر کاله در پارکینگ خانه‌اش حوله و وسایل اضافی هم می گذارد تا پناهجویان از آن استفاده کنند. برخی از آنها به پارکینگ می آیند تا در آنجا مسواک بزنند.

بریژیت لیپس می گوید: «نزدیک به بیست سال است که در زمینه حقوق پناهجویان فعالیت می کنم. از زمانی که برای پناه دادن به آنها،اجازه پیداکردیم، من هم مشغول به این کار شدم.»

دردسرهای مامانی کاله به‌دلیل کمک به پناهجویان

خانم لیپس مرتبا از سوی همسایگان بدلیل کمک به پناهجویان سرزنش می شود و دچار تنش‌های فراوانی شده است. وی می گوید: « همین دیواری را که اینجا می بینید همسایگان به زور به ما تحمیل کرده اند. این تابستان دیوار را ساخته اند. دیواری به طول ۶۰ متر برای این که به گفته خود از مزاحمت پناهجویان در امان باشند.»

خبری از معجزه در این خانه نیست

وی می گوید: «همان طوری که می بینید برای پناهجویان نوشته ام ، "معجزه اینجا رخ نمی دهد." چون زمانی که به اینجا می آیند می پرسند چرا شارژ هایشان همچنان کامل نشده است. به آنها می گویم که خوب بدلیل موبایل های فراوان، ظرفیت الکتریسته پایین می آید. مرتب می‌پرسند چرا شارژر ندارید. بعضی مواقع صبح ها می بینیم که نزدیک به۳۰ تا ۳۵ باتری بدون کابل برای شارژ کردن به من سپرده اند.»

نزدیکی خانه مامانی به جنگل محل کمپ پناهجویان

بریژیت لیپس در خیابان گراولین در مقابل اردوگاه جدید پناهجویان زندگی می کند.

او می گوید: «بسیاری ازپناهجویان برای شارژ و دیگر کمک هایی که نیاز دارند از میان جنگلی که مقابل خانه قرار دارد وارد اینجا می شوند و مالک این زمین(جنگل) از من شکایت کرده است.»

پرتاب گاز به مهاجرانی که در انتظار شارژ موبایلشان هستند

وی روایت خود را اینگونه ادامه می‌دهد: «برخی از مواقع زمانی که پناهجویان در مقابل در منتظرم هستند و من دیر به خانه می رسم پلیس با گاز فلفل و اشک آور از آنها پذیرایی می کند. البته در حال حاضر بسیار کمتر از سابق اینکار را می کنند. شرایط بسیار پیچیده است و فراموش نکنید اردوگاه پناهجویان دو روز یکبار توسط نیروهای پلیس نابود می شود.»

وی اضافه می‌کند: «برخی مواقع شرایط بسیار پیچیده تر هم می شود چرا که بسیاری از این پناهجویان نیاز به چادر و پتو دارند و من هم همه اینها را در اختیارم ندارم. نمی توانم هم بین آنها قرعه کشی کنم تا پتو و یا چادر را به یکی از آنها بدهم.»

بریجیت لیپس می گوید در انجمن «امداد کاتولیک» که کار می کند شعاری است برمبنای برابری: « اگر نمی توانید به نفر دوم هدیه ای بدهید دلیلی وجود ندارد که به نفر اول هم بدهیم.»

اختلالات زندگی خانوادگی

بریژیت لیپس به نیما قدکپور خبرنگار یورونیوز می گوید: « برای مدتی طولانی زندگی خانوادگی‌ام کاملا مختل شده بود. از یک زمانی به بعد سعی کردم برای پناهجویان درست توضیح بدهم که من هم نیاز به سفر و تعطیلات دارم. یک سال و نیم پیش وقتی می خواستم به شهر«نیم» پیش خواهرم بروم، برایشان توضیح دادم و آن‌ها گفتند که مامانی شما حق دارید، می توانید بروید خواهرتان را ببینید.

وی اینگونه سخنان خود را به پایان می‌برد: «در واقع آنها به بخشی از زندگی من تبدیل شده اند. آن‌ها به همسرم پاپا می‌گویند. زمانی که همسرم نیست، می پرسند پاپا کجاست؟ به آنها می گویم او کار می کند و وقتی برگردد خبرتان می کنم. برخی از مواقع هم می گویند تو همان کارهایی را برای ما می کنی که مادرمان انجام می داد.»

به واتس اپ یورونیوز فارسی بپیوندید