وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.
خبر فوری

اقلیت‌های دینی ۴۰ سال پس از انقلاب؛ شهروند یا کافر؟

 نظرها
اقلیت‌های دینی ۴۰ سال پس از انقلاب؛ شهروند یا کافر؟
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

چهل سال بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ اقلیت‌های دینی و مذهبی در ایران نسبت به تبعیض‌های قانونی و غیررسمی از سوی حکومت اعتراض دارند. نماینده‌ها و چهره‌های شناخته شده اقلیت‌های دینی و مذهبی در مصاحبه با یورونیوز می‌گویند که در ایران شهروند درجه دو هم محسوب نمی شوند.

جمهوری اسلامی ایران اقلیت‌های دینی را به دو دسته رسمی و غیررسمی تقسیم کرده است. اصل ۱۳ قانون اساسی ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی را به‌عنوان تنها اقلیت‌های دینی در ایران به رسمیت می‌شناسد که «در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می‌کنند».

دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و براساس اصل ۱۲ قانون اساسی «مذاهب‏ دیگر اسلامی‏ اعم‏ از حنفی‏، شافعی‏، مالکی‏، حنبلی‏ و زیدی‏ دارای‏ احترام‏ کامل‏ می‏ باشند و پیروان‏ این‏ مذاهب‏ در انجام‏ مراسم‏ مذهبی‏، طبق‏ فقه‏ خودشان‏ آزادند و در تعلیم‏ و تربیت‏ دینی‏ و احوال‏ شخصیه‏ ( ازدواج‏، طلاق‏، ارث‏ و وصیت‏ ) و دعاوی‏ مربوط به‏ آن‏ در دادگاه‏ ها رسمیت‏ دارند و در هر منطقه‏ ای‏ که‏ پیروان‏ هر یک‏ از این‏ مذاهب‏ اکثریت‏ داشته‏ باشند، مقررات‏ محلی‏ در حدود اختیارات‏ شوراها بر طبق‏ آن‏ مذهب‏ خواهد بود، با حفظ حقوق‏ پیروان‏ سایر مذاهب‏.»

تبعیض های قانونی

کوروش نیکنام، موبد زرتشتی نماینده سابق ایرانیان زرتشتی در مجلس شورای اسلامی اما در مصاحبه با یورونیوز می گوید که علیرغم به رسمیت شناخته شدن در قانون اساسی این دسته از اقلیت های دینی هم با تبعیض های قانونی مواجه هستند و هم با محدودیت های بسیاری که نسبت به آنها اعمال می شود.

آقای نیکنام می گوید: «ظاهر قضیه این است که خیلی به ما احترام می گذارند و هرسال در سالگرد انقلاب از مسولان و انجمن های ما برای حضور در مراسم ها دعوت می کنند، همایش ادیان برگزار می کنند و امسال هم دعوت کرده اند اما این ظاهر قضیه است و در اصل قضیه، باید بررسی کنیم که چرا بیشتر زرتشتی ها از ایران مهاجرت کرده اند؟ اگر کشور مال خودشان است و دارای احترام ویژه هستند دلیلی ندارد که مهاجرت کنند و بقیه هم که زمانی به خارج رفته بودند باید به کشور برگردند. اینجا است که می بینیم چه تبعیض ها و نقص هایی وجود دارد.»

نماینده سابق ایرانیان زرتشتی به تبعیض های قانونی اشاره کرده و می گوید: «الان بدترین چیزی که داریم ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی است که می گوید کافر از مسلمان ارث نمی برد. همین هفته پیش پرونده ای داشتیم که از ۴ خواهر و برادر یکی از برادرها رفته پاکستان، با یک خانم مسلمان ازدواج کرده و در بازگشت به ایران، تمام اموال خانواده را مصادره کرده و داده اند به این برادر که زن مسلمان گرفته. این دقیقا یعنی ما را کافر محسوب می کنند. ما نیازی نداریم که هرسال دعوت بکنند شام و سخنرانی و بگویند شما دارای احترام ویژه هستید. ما شام و ناهار نمی خواهیم این مسائل را درست کنند.»

براساس ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی «کافر از مسلم ارث نمی‌برد و اگر در بین ورثه متوفای کافر مسلم باشد وراث کافر ارث نمی‌برند اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند.»

کوروش نیکنام که در مجلس پیگیر تغییر این بند از قانون اساسی ایران بوده می گوید: «در مجلس یک لایحه ای تهیه کردم گفتم تبصره ای زیر این ماده بنویسید که حداقل ادیان شناخته شده در قانون اساسی کافر نیستند. اما ننوشتند. این یعنی ما را کافر می دانند و درست است که کاری به زن و بچه ما ندارند ولی ما شهروند درجه یک نیستیم. حتی شهروند درجه دو و سه هم نیستیم. کافر محسوب می شویم.»

در مملکت خود مشکل شهروندی داریم

نماینده سابق مجلس ایران به تبعیض‌ها در زمینه اشتغال اشاره کرده و می گوید: «مردم ما کار ندارند. از نظر استخدامی قبل از انقلاب بسیاری از رتبه های برجسته ارتش و شهربانی و معلمان و مدیران بسیاری از بخش ها را زرتشتی ها داشتند، آدم های خوشنامی هم بودند. بعد از انقلاب اما زرتشتیان را ارتش و رادیو و تلویزیون راه نمی دهند. آموزش و پرورش هم فقط سهمیه برای مدرسه های زرتشتی می دهند. اکثر جامعه ما بیکار هستند در حالی که ۹۸ درصد جامعه ما تحصیلات بالا دارند. با این وضعیت برای چI ایران بمانند؟ مهاجرت می کنند به کشورهای دیگری که به آنها بها می دهند و کار به دین شان ندارند و همین مهاجرت نشان می دهد که اقلیت های دینی چه وضعیتی در ایران دارند.»

بر اساس قانون ارتش جمهوری اسلامی، تدین به اسلام از شرایط اصلی استخدام در ارتش است. اصل‏ ۲۸ قانون اساسی اما می‌گوید: «هر کس‏ حق‏ دارد شغلی‏ را که‏ بدان‏ مایل‏ است‏ و مخالف‏ اسلام‏ و مصالح‏ عمومی‏ و حقوق‏ دیگران‏ نیست‏ برگزیند. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ نیاز جامعه‏ به‏ مشاغل‏ گوناگون‏، برای‏ همه‏ افراد امکان‏ اشتغال‏ به‏ کار و شرایط مساوی‏ را برای‏ احراز مشاغل‏ ایجاد نماید.»

کوروش نیکنام می گوید: «۴۰ سال بعد از از انقلاب ما در مملکت خودمان در مورد شهروند بودن مان مشکل داریم و شهروند درجه دو هم به حساب نمی آییم.»

پنج کرسی نمایندگی در مجلس شورای اسلامی به اقلیت های دینی که قانون اساسی به رسمیت شناخته ختصاص داده شده و براساس اصل ۶۴ قانون اساسی «زرتشتیان و کلیمیان هر کدام یک نماینده و مسیحیان آشوری و کلدانی مجموعاً یک نماینده و مسیحیان ارمنی جنوب و شمال هرکدام یک نماینده انتخاب می‌کنند.»

کوروش نیکنام که سابقه نمایندگی ایرانیان زرتشتی در این مجلس را دارد می گوید: «اگر ما نماینده نداشته باشیم بهتر می توانیم حرفمان را بزنیم چون آنچه را که می خواهند به ما دیکته کنند از طریق نماینده می کنند. مثلا اینکه جشن سده را نباید بگیرید یا اگر می گیرید بعدازظهر سریع تمام کنید. در حالی که جشن سده مربوط به ایرانیان است در همه مملکت جشن گرفته می شد و ما زرتشتیان افتخار می کنیم که پاسداری‌اش کرده ایم اما می‌گویند سریع تمامش کنید و غیر زرتشتی هم راه ندهید.»

او می افزاید: «این مسائل باعث می شود که ما نماینده داشته باشیم، انجمن داشته باشیم ولی تکلیف را آنها برای ما تعیین می کنند. امسال فرمانداری کرمان به انجمن کرمان که یکی از بزرگترین جشن های سده را برگزار می کرد اعلام کرده که ۷ شب باید تعطیل کنید. خود من ۶ سال پیش در کرمان بودم برای جشن سده ماشین‌های آتش نشانی آورده بودند و همین که ما آتش روشن کردیم شیرفلکه های ماشین های آتش نشانی را باز کردند ریختند سریع که آتش ما را خاموش کنند. این رسما توهین به ما و برنامه ماست. آتش ما از نظر سنتی روشن می ماند تا فردا صبح که گل آتش را برمی گیریم و روی آن کندور و عود می گذاریم و می بریم آتشکده مان. حرف من این است که اگر ما در چارچوب قانون اساسی آزاد هستیم برنامه های خودمان را داشته باشیم چرا شما برای ما تکلیف مشخص می کنید؟ اجازه بدهید خودمان برنامه خودمان را دنبال کنیم. یا در هر برنامه دیگری که داریم از اماکن می آیند. از نظر امنیتی کاملا درست است باید حفاظت کنید ولی وقتی می آیید داخل ساختمانی که ما می خواهیم مثلا جشن تولدی داشته باشیم و شما می گویید که این کار را نباید بکنید و فلان نکنید و غیره، این دخالت در کار اقلیتی است که به آن آزادی داده شده که برنامه های خودش را داشته باشد.»

به گفته آقای نیکنام این وضعیت آن دسته از ایرانیانی است که دین آنها در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده.

ایرانیان اهل سنت؛ آزادی در مسائل مذهبی نداریم

کاک حسن امینی، مدیر مدرسه علوم دینی امام بخاری در سنندج و رئیس شورای مجمع فقهی علمای اهل سنت ایران اما در مصاحبه با یورونیوز از تبعیض ها علیه ایرانیان اهل سنت انتقاد می کند. آقای امینی می گوید که در بسیاری از زمینه ها ایرانیان اهل سنت اجازه تصمیم گیری ندارند و این حکومت است که برای آنها تصمیم می گیرد.

او توضیح می دهد: «ما نه اجازه داشتن مدرسه دینی مستقل داریم و نه می توانیم ائمه جمعه و روحانیون مساجد را خودمان انتخاب کنیم. این برخلاف قانون اساسی ایران است که در اصل ۱۲ گفته مذاهب اهل سنت، حنفی، مالکی، شافعی و حندلی در مناسک خود آزاد هستند. درحالی که ما کمترین آزادی را هم در مسائل مذهبی نداریم.»

حسن امینی، مفتی و حاکم شرع مردمی سنندج می گوید: «متاسفانه وضعیت اهل سنت در ایران نه تنها خوب نیست که خیلی هم بد است. تحت فشار هستند. نمی گذارند خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند. در همه مذاهب علمای مذهبی، مذهب را اداره می کنند اما در منطقه ما یعنی استان های کردنشین کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی، علما خیلی تحت فشار هستند. چند هزار مسجد داریم و هیچ روحانی در هیچ مسجدی در روستا و شهر نیست که مردم انتخاب کرده باشند. حکومت تعیین می کند و کسی که حرفی داشته و به وضع موجود معترض باشد را حذف می کنند.»

اهل سنت در پایتخت ایران یعنی تهران مسجد ندارند و آقای امینی می گوید: «در مناطق خودمان که همه اهل سنت هستند اجازه نمی دهند امام جمعه از خودمان باشد و در تهران اجازه نمی دهند مسجد داشته باشیم. از اول انقلاب، رهبران دینی اهل سنت، مرحوم علامه مفتی زاده از کردستان و مرحوم مولانا عبدالعزیز مولازاده که رهبر اهل سنت سیستان و بلوچستان بود و الان مولانا عبدالحمید جانشین اواست و خود مولانا عبدالحمید و نمایندگان مجلس مجلس ششم حتی، همه درخواست کردند که اهل سنت فقط یک مسجد در تهران داشته باشند که بیش از یک میلیون اهل سنت ساکن این شهر بتوانند در مراسم جمعه و عید آنجا جمع شوند ولی تا کنون اجازه نداده اند.»

او توضیح می دهد: «در تبلیغات حکومتی می گویند که اهل سنت در تهران مسجد دارند در حالی که ما چون مسجد نداریم ناچار هستیم در منزل های شخصی، نمازخانه درست کنیم. در حالی که طبق آیه قرآن، مسجد خانه خدا است و کسی مالکش نیست. نمازخانه ها را هم هر از چند گاهی تعطیل می کنند.»

حسن امینی، رئیس شورای مجمع فقهی علمای اهل سنت ایران که طی سال‌های اخیر چندین بار از سوی دادگاه ویژه روحانیت احضار شده می گوید: «من ده سال است که ممنوع الخروج هستم. حتی برای مراسم عبادی حج عمره هم نمی گذارند بروم. شورای علمای اهل سنت هم همچنان تعلیق است. فشارهای خیلی زیادی بود که ناچار شدیم به تعلیق در بیاوریم تا ببینیم یک زمانی که بشود دوباره کاری کرد.»

اهل سنت در ایران همچون دیگر اقلیت های دینی و مذهبی اجازه نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری را ندارد و تا کنون هیچ یک از شهروندان اهل سنت ایران به مقام وزارت و دیگر مناصب مهم دولتی و حکومتی منصوب نشده‌اند.

ما را به رسمیت نمی شناسند

هرچند که براساس اصل ‏چهاردهم قانون اساسی «دولت‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و مسلمانان‏ موظفند نسبت‏ به‏ افراد غیرمسلمان‏ با اخلاق‏ حسنه‏ و قسط و عدل‏ اسلامی‏ عمل‏ نمایند و حقوق‏ انسانی‏ آنان‏ را رعایت‏ کنند.» اما آن دسته از ایرانیانی که دین و مذهب آنها از سوی قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده وضعیت به مراتب بدتری از نظر حقوق شهروندی در این کشور دارند. بهائیان، مندائیان، پیروان حضرت یحیی و همچنین یارسانی ها از جمله این ادیان و آیین هایی هستند که به رسمیت شناخته نشده و اکثرا از تحصیلات عالی محروم هستند و در زمینه اشتغال هم با محدودیت های بسیاری مواجه هستند.

فرهاد ثابتان، سخنگوی جامعه بهایی، در مصاحبه با یورونیوز می گوید: «بدون شک اوضاع بهائیان در این ۴۰ سال به مراتب بدتر شده و از آغاز انقلاب حقوق شهروندی بهائیان به تدریج کمتر و کمتر و کمتر شده تا جایی که حالا شاید بشود گفت به حداقل ممکن رسیده.»

او توضیح می دهد: «از آغاز انقلاب هرچند بیش از ۲۰۰ نفر از مدیران جامعه بهایی اعدام شدند و تعداد زیادی زندانی شدند ولی لااقل هنوز بهائیان تا یک حدی اجازه اجتماع داشتند و هنوز یک مقداری تشکیلات بهایی یا نهادهای بهایی برقرار بود ولی چند سال بعد از انقلاب کاملا ممنوع شد و و گروه‌های غیررسمی هم که آمدند جامعه بهایی را اداره کنند دستگیر شدند. به طور کلی هیچ نظامی الان در ایران وجود ندارد در حالی که در ۲۰۰ کشور دیگر بهائیان می توانند حق اجتماع داشته باشند اما در ایران این حق را ندارند. حقوق اقتصادی بهائیان به مراتب بدتر شده و کسب و کارهای شهروندان بهایی را تعطیل می کنند. وضع تحصیلی دانشجوهای ما هم که مشخص است همچنان محروم هستند و اجازه دانشگاه رفتن ندارند.»

براساس اصل‏ ۳۰ قانون اساسی «دولت‏ موظف‏ است‏ وسائل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رایگان‏ را برای‏ همه‏ ملت‏ تا پایان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسائل‏ تحصیلات‏ عالی‏ را تا سر حد خودکفایی‏ کشور به‏ طور رایگان‏ گسترش‏ دهد.» اصل‏ ۲۸ قانون اساسی نیز می‌گوید: «هر کس‏ حق‏ دارد شغلی‏ را که‏ بدان‏ مایل‏ است‏ و مخالف‏ اسلام‏ و مصالح‏ عمومی‏ و حقوق‏ دیگران‏ نیست‏ برگزیند. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ نیاز جامعه‏ به‏ مشاغل‏ گوناگون‏، برای‏ همه‏ افراد امکان‏ اشتغال‏ به‏ کار و شرایط مساوی‏ را برای‏ احراز مشاغل‏ ایجاد نماید.»

فرهاد ثابتان، سخنگوی جامعه بهایی می گوید که «بهائیان در حال حاضر در ایران بیشتر تحت نظر هستند تا اوائل انقلاب.» او توضیح می دهد: «یک علت اصلی ایده‌های ایدئولوژیک است، جمهوری اسلامی، دین بهایی را به عنوان یک دین در قانون اساسی به رسمیت نشناخته و ولایت فقیه معتقد است که بعد از اسلام، دین دیگری قرار نیست بیاید. در نتیجه این دین به رسمیت شناخته نمی شود. بخش دیگر به طور کلی این است که آموزه‌های بهایی با بسیاری از فعالیت ها و رفتارهای جمهوری اسلامی کاملا متناقض است. متاسفانه جامعه بهایی به عنوان یک گروهی شناخته شده که حکومت ادعا می کند با جمهوری اسلامی دشمنی دارد اما جامعه بهایی با هیچ گروهی و دسته ای دشمنی ندارد فقط می خواهد حق زندگی و حق انسانی اش را در ایران داشته باشد.»

به گفته فرهاد ثابتان «حدودا ۹۰ شهروند بهایی در حال حاضر در ایران زندانی هستند اما زندان های ایران مثل درهای چرخان هستند که از یک در بیرون می روند و از یک در تو. یک سری افراد را با وثیقه آزاد می کنند و یک سری دیگر را بازداشت می کنند. بعضی ها هم هستند که چندین بار بازداشت می شوند و چندین بار وثیقه مجبور هستند بگذارند. به همین دلیل تعداد زندانیان بهایی در تناوب است کم و زیاد می شود.»