خبر فوری

بریتانیا؛ مبارزه با افراطی گرایی اسلامی در داخل و خارج زندان

آیا افراط گرایی در داخل زندانها رو به افزایش است؟ دقیقا نمی دانیم چون آمار دقیقی در دست نیست. اما پس از آزادی، چه بر سر زندانیان می آید و چگونه می توانند جایی برای خود در جامعه بیایند؟

در حال خواندن:

بریتانیا؛ مبارزه با افراطی گرایی اسلامی در داخل و خارج زندان

اندازه متن Aa Aa

حملات تروریستی اخیر در بریتانیا و در اروپا بار دیگر نگاهها را متوجه افراط گرایی در زندانها کرده است. عاملان این حملات اغلب در داخل زندان به افراطی گرایی روی آورده بودند. در این گزارش والری زابریسکی، خبرنگار یورونیوز با کسانی صحبت کرده است که با تروریسم و افراطی گرایی در داخل و خارج زندانها مبارزه می کنند.

تخمین زده می شود که در زندانهای بریتانیا ۱۳۰ تروریست وجود داشته باشد. اما تعداد زیادی از افرادی که قبلا به خاطر حملات تروریستی محکوم شده بودند، پس از گذراندن دوران محکومیت شان وارد جامعه می شوند. این مسئله بویژه پس از حملاتی شبیه آنچه در مارس گذشته (فرودین) در وست مینستر لندن رخ داد، برای سازمانهای امنیتی بریتانیا مشکل ساز شده است.

عثمان رجا مربی ورزش رزمی جنگیدن در قفس است و امروز مشغول تمرین دادن یکی از قهرمان بالقوه دسته سبک وزن است. اما در هشت سال گذشته درگیر نبرد دیگری نیز بوده است: او موفقیتهایی در افراط زدایی کسب کرده است.

«مبارزه با افراطی گرایی در داخل و خارج زندان هم یک نوع جنگ است»

عثمان با تروریستهای داخل و خارج زندان کار می کند. او در سال ۲۰۰۹ میلادی، در راستای احترام و درک متقابل مذاهب مختلف یک مرکز مشاوره برای مبارزه با افراط گرایی خشونت آمیز به راه انداخته است. طی این مدت او موفق به تعدیل عقاید ده ها نفر از کسانی شده است که به اسلام گرایی افراطی روی آورده بودند.

عثمان درباره افراط زدایی می گوید: «این هم یک نوع جنگ است. وقتی وارد زندانی می شوید که این افراد در آن بوده اند باید اعتبار خود را در محیطی به کرسی بنشانید که پر از خشونت است: محیط هایی که در وسط نماز جمعه دشنه به گلویتان فرو می کنند. وقتی این نوع افراد نزد من می آیند می توانم این حس خشونت و بقا را که در زندان پرورش یافته است از آنها بگیرم و دور بیاندازم و همینطور تصویری را که از خودشان دارند به تصویر سالمتر و بهتری تبدیل کنم.»

عثمان در مسجدی در شرق لندن با گروهی از افراد کار می کند که هدفشان شناسایی و کمک به کسانی است که در معرض خطر گرویدن به ایدئولوژی های افراطی هستند. همچنین امامان مسجد، ماموران پلیس و کسانی که قبلا عثمان به آنها برای افراط زدایی کمک کرده است، با او همکاری می کنند.

جردن هورنر یکی از این افراد است.

عثمان می گوید: «کسانی که می بینید به داعش ملحق می شوند یا کسانی که به افراطی گری روی می آورند افرادی هستند که نسبت به همنوعان خاص احساس تعهد دارند و وقتی این تعهد در قالب نفرت قرار می گیرد مشکل پیدا می شود. نفرت این شکل را به خود می گیرد که “اگر یکی از ما را کشتند ما هم حق داریم یکی از آنها را بکشیم.” اما از دید سنتی اسلام، در مسائلی که به کل بشریت مربوط می شود اگر یک عضو به درد آید همه اعضا هم به درد می آیند.»

جوردن که دو بار به خاطر تبلیغ خشونت آمیز دین در لندن به زندان افتاده بود، می گوید: «وقتی به زندان آمدم به خاطر برخی کارهایی که کرده بودم شهرت داشتم و اینطور نبود که فکر کنند من در خطر افراط گرایی قرار داشته باشم. کاملا برعکس بود و در واقع می ترسیدند که من دیگران را افراطی کنم به همین دلیل بارها مرا انتقال دادند و در سلول انفرادی نگه داشتند. از یک بخش زندان به بخش دیگر بردند و به جاهای مختلف بریتانیا و آخرش از “بلمارش” سر درآوردم که زندان بسیار امنیتی است. اگر راستش را بگویم همه اینها فقط ایدئولوژی مرا محکمتر کرد و هیچ چیز را تغییر نداد.»

چطور می توان ایدئولوژی ای را تغییر داد که باعث شد جوردن به «گشت مسلمانان» بپیوندد و در ساخت آن دو کلیپ ویدئویی شرکت کند که منجر به دو بار محکومیت و زندان به خاطر ضرب و شتم و اِعمال خشونت شد؟

جوردن پس از اینکه از زندان آزاد شد، مأمور ناظر به او پیشنهاد کرد که با عثمان تماس بگیرد. او می گوید که با کمک عثمان توانسته خشمی را که به این ایدئولوژی افراطی منجر شده بود، کنترل کند، عثمان او را متقاعد کرد که ورزش رزمی را آغاز کند.

جوردن می افزاید: «اولین بار که به اسلام روی آوردم احساسی که داشتم، احساس برادری بود. کسانی بودند که از این حس سوء استفاده می کردند همانطور که از سیاست سوء استفاده می کنند. وقتی درباره سیاست بین الملل صحبت می کردند، لحنشان مذهبی می شد تا تار نفرت از دیگران را به دور شما بتنند. وقتی فرصت فکر کردن و تحلیل اعمالم را پیدا کردم، عثمان به من گفت: “خانواده ات را در همان وضعیت ها تصور کن و ببین آیا اسلام انجام این اعمال را نسبت به خانواده خودت تأیید می کند؟“»

پزشک مسلمانی که پس از حملات نوامبر ۲۰۱۵ پاریس با تروریسم مبارزه می کند

وقتی با افراطی گری روبرو هستیم، هیچ سد جنسیتی وجود ندارد و این را هیچکس بهتر از آنجلا، همسرعثمان، نمی داند. او، هم در زندان و هم پس از آزادی، با تروریستهای زن که محکومیتشان قطعی شده است کار می کند.

آنجلا مسرا پزشک و مادر چهار فرزند است. به چه دلیل او تا این حد مصمم است که به این کار وقت گیر و احساس برانگیز ادامه دهد؟ آنجلا می گوید یکی از دلایلش اتفاقاتی بود که پس از حملات نوامبر ۲۰۱۵ میلادی پاریس برایش رخ داد.

او می افزاید: «موقعی که حملات پاریس صورت گرفته بود با دو دختر کوچکم در فروشگاهی بودیم و دخترم که آن موقع سه چهار سال بیشتر نداشت، به مردی که از کنارمان گذشت سلام کرد. مرد برگشت و گفت: “به من سلام نکن مسلمان کثیف!” گفتم: “ببخشید چه گفتید؟!” و تکرار کرد: “گفتم به من سلام نکن مسلمان کثیف!” و من کاملاً شوکه شده بودم. گفت: “ببین مردم شما در پاریس چکار کرده اند.” این واکنش اسلام هراسانه باعث تأیید شعارهای جهادیها می شود و استدلال های افراطی های مسلمانی را تقویت می کند که می گویند همه این مردم با مسلمانها بد هستند.»

با آنکه در مجموع تعداد مسلمان افراطی در بریتانیا کم است، تأثیر آن بر جامعه مسلمانان بریتانیا بسیار گسترده بوده است.

عثمان و آنجلا می خواهند اسلام هراسی را در بریتانیا کاهش دهند و همچنین به کسانی که به افراطی گری روی آورده اند، کمک کنند تا دوباره به جریان اصلی جامعه بپیوندند.

اشفق صدیق هم همین هدف را دارد. او متعهد است که به نبرد با افراطی گرایی تا دستیابی به پیروزی ادامه بدهد. او که ۳۰ سال مأمور انتظامی بود، داوطلبانه در کارهای اجتماعی شرکت می کند. او در باره فساد پلیس و ماموران خدمات در زندانهای بریتانیا گزارشی تهیه کرده است.

اشفق هشدار می دهد که جدا کردن زندانی ها روزبه روز خطرناکتر می شود: «وارد زندان که می شوید همه جور دسته بندی (گروه گانگستری) پیدا می کنید: دسته های مسلمانان، دسته های مسیحی، و تنها در صورتی که حاضر باشید به نبرد برخیزید و در این نبرد پیروز شوید، این دسته بندی ها بیشتر خواهد شد چون با وضعیت فعلی همه مسلمانها یک جا جمع می شوند از جمله آنها که می دانید به افراطی گری روی آورده اند و برخی از اینها خیلی جذبه دارند ، باهوش هستند و حیله های زیاد در آستین دارند. می دانند چه بگویند و روی کدام حساسیتهای فردی که در وضعیت آسیب پذیر است، انگشت بگذارند: کسانی که نیاز به حمایت دارند و هیچ چیز دیگری در زندگی ندارند.»