خبر فوری

خبر فوری

قراردادهای روزمزد و حقوق بازنشستگی ناچیز؛ معضل نیروی کار آلمان

در حال خواندن:

قراردادهای روزمزد و حقوق بازنشستگی ناچیز؛ معضل نیروی کار آلمان

اندازه متن Aa Aa

کشور آلمان دارای اقتصادی پر رونق و نرخ بیکاری پایین است. با این وجود همواره در مقابل آژانس های کاریابی، صف طولانی از متقاضیان دیده می شود. علت آن چیست؟

در برلین بسیاری از کسانیکه به مراکز کاریابی محلی مراجعه می کنند، دارای شغل هستند اما دستمزدهایی بسیار پایین دریافت می کنند (Working poor). علت مراجعه آنها به مراکز کاریابی، درخواست کمکهای اجتماعی به عنوان مکمل حقوقشان است.

زندگی کاری آنها به پرداختهای ناچیز برای شغل های نیمه وقت خلاصه شده است آنهم در حالیکه بسیاری از آنها آموزش های خوبی دیده اند و صلاحیت انجام یک کار تمام وقت را دارند.

به همین دلیل در آلمان شمار بازنشستگان کم درآمدی مانند مونیکا بطور قابل توجهی افزایش یافته است. مونیکا آموزش های حرفه ای دیده است تا به عنوان مدیر فروش کار کند اما هرگز این فرصت را به دست نیاورده است تا یک قرارداد کاری تمام وقت امضا کند.

مونیکا می گوید: «کارفرمایان نمی خواهند پول پرداخت کنند. من برایشان کارمند گرانی محسوب می شدم و آنها ترجیح می دادند افراد فاقد صلاحیت را به استخدام درآورند یعنی افرادی که ۸.۵ یورو در ساعت دریافت می کنند. در حالی که درصورت استخدام من، باید دستمزد بالایی را پرداخت کنند.»

به شهر «هاله» آلمان می رویم. پس از اتحاد دو آلمان، این کشور باید به خلق فرصتهای شغلی جدید می پرداخت اما کارفرمایان از هزینه بالای پرداخت دستمزدها شکایت داشتند و معتقد بودند این کار قدرت رقابت را از آنها می گیرد.

در سال ۲۰۰۳ میلادی آلمان با شعارهای آزادسازی و انعطاف پذیری اصلاحات رادیکال در بازار کار را آغاز کرد. حاصل این اصلاحات، پرداختهای کمتر به افراد فاقد شغل و همچنین چراغ سبز به آژانس های کاریابیِ فعال در زمینه مشاغل موقت بود.
نتیجه اجرای این سیاست، افزایش قابل توجه مشاغلی با دستمزد پایین، کاهش نرخ بیکاری و همزمان افزایش میزان فقر نسبی در این کشور بود.

رولف مارر یک تعمیرکار بسیار ماهر است که می تواند هر چیزی را تعمیر کند. او شصت سال سن دارد و اکنون خویش فرما است. مارر مشتریانش را از طریق اینترنت پیدا می کند و در کارش کاملا منعطف است. اما با این شیوه کار، یک روز پول خوبی به دست می آورد و روز دیگر هیچ.

رولف مارر می گوید: «من همیشه با این نگرانی زندگی می کنم که نمی دانم فردا چه می شود. اینکه آیا فردا یا پس فردا کاری خواهم داشت یا خیر. همچنین همیشه این خطر وجود دارد که مشتریان دستمزد کار من را پرداخت نکنند؛ چیزی که پیش از این اتفاق افتاده است.»

رولف مارر درباره دستمزد کارش به عنوان یک خویش فرما می گوید: «کارشناسان دولتی به من توصیه کرده بودند که برای یکساعت کار ۳۵ یورو دریافت کنم اما در این سالها همیشه مبلغ بسیار کمتری دریافت کرده ام. معمولا حدود ۱۰ تا ۱۵ یورو در ساعت.»

بخش عمده پولی که رولف مارر از این طریق به دست می آورد، صرف پرداخت اجاره بهای آپارتمان کوچکش که در یک مجتمع مسکونی دولتی قرار دارد و پس از آن صرف خرید ابزار کارش می شود و به این ترتیب دیگر پولی برایش به عنوان پس انداز دوران بازنشستگی باقی نخواهد ماند.

او زمانی که جوان بود شغلی دائمی در یک ریخته گری داشت اما محل کار او بسته شد. پس از آن مدتها بدون کار بود و یا با قراردادهای کوتاه مدت به فعالیت می پرداخت و هیچگاه این فرصت را نیافت تا یک شغل تمام وقت پیدا کند. مراکز کاریابی نیز او را بسیار پیر می دانستند و به همین دلیل بود که مارر تصمیم به راه اندازی کسب و کار خود گرفت.

او می گوید: «در سن من این شیوۀ کار چندان مناسب نیست. زیرا هنگامیکه به سن مشخصی رسیدید دیگر می خواهید یک شغل عادی و دائمی داشته باشید. سن ۶۰ سالگی دیگر برای انجام فعالیتی در چهارچوب خوداشتغالی و تحمل ریسکهای آن مناسب نیست.»

رولف مارر قصد ندارد کارش را متوقف کند و بسیاری از افراد هم سن و سال او در آلمان نیز وضعیت مشابهی دارند؛ چیزی که باعث شده است طی ۱۰ سال گذشته شمار افراد مسن مشغول به کار در آلمان دو برابر شود (شمار افراد مشغول به کار ۶۵ تا ۷۴ ساله از ۵ درصد به ۱۱ درصد رسیده است). بسیاری از آنها مجبور به کارند تا حقوق کم بازنشستگی خود را جبران کنند و زندگی مناسبی داشته باشند. آنها «مجبور» به کارند و انتخاب دیگری ندارند.

مارر می گوید: «در زمینۀ ساعات کار، من خودم را با شرایط مشتریان تطبیق داده ام. اگر آنها بخواهند که برایشان آخر هفته یا عصرها کار کنم، قبول می کنم. ساعات کاری من کاملا منعطف است تا رضایت مشتریان را به دست آورم.»

برخی از اتحادیه ها، شهر برلین را پایتخت کارهای مخاطره آمیز و دستمزدهای پایین می نامند؛ موضوعی که دیرک هیرشل، رئیس اقتصادی یکی از بزرگترین اتحادیه های آلمان در بخش خدمات به نام «ver.di» نیز به آن اشاره دارد.

دیرک هیرشل می گوید: «ما در آلمان با این مشکل مواجهیم که یک پنجم کارفرمایان دستمزدی کمتر از ۱۰ یورو در ساعت می پردازند و همین موضوع منجر به افزایش شمار نیروی کار فقیر شده است. این نتیجۀ از بین بردن قوانین بازار کار است. آلمان کشور ثروتمندی است و در این باره شکی نیست؛ اما آلمان همزمان کشوری است از نظر اجتماعی دو پاره شده است. در کشوری به این ثروتمندی کارگران فقیر بسیاری وجود دارند؛ مردمی که ۴۰ یا ۵۰ ساعت در هفته کار می کنند و درنهایت نمی توانند زندگی خود را تامین کنند.»

اگرچه این مشکل در بخش ساختمان سازی، رستوران و هتل داری، خرده فروشی و در مجموع در بخش خدمات بیشتر دیده می شود اما حرفه هایی که مستلزم سالهای طولانی از تحصیلات هستند نیز با آن دست به گریبانند.

آدریانا و یوان در مدارس دولتی برلین معلم موسیقی هستند. آنها امروز با تیلمن قرار دارند که یک دوست و البته یک وبلاگ نویس است. این سه نفر قصد دارند در وبلاگ تیلمن درباره موضوع مهمی به گفتگو بپردازند یعنی درباره حقوق بازنشستگی.

یوان متاهل است و دو فرزند دارد و سعی می کند پولی را برای دوران بازنشستگی کنار بگذارد.
آدریانا از دو دهه پیش معلم موسیقی است. او در سال ۲۰۳۳ میلادی بازنشسته خواهد شد و می گوید هنگامیکه نامه ای درباره حقوق بازنشستگی اش در آینده دریافت کرد، واقعا شوکه شده است.

آدریانا می گوید: «هیچکس باورش نمی شود. من نامه ای را که دریافت کردم به شما نشان می دهم. قرار است در دوران بازنشستگی ماهانه ۳۵۱ یورو و ۸۲ سنت دریافت کنم. این هم درحالی است که هم اکنون اجاره بهای آپارتمانم ۴۰۰ یورو است. یعنی حقوق بازنشستگی ام حتی نمی تواند پول اجاره آپارتمانم را تامین کند.»

تیلمن می گوید: «تنها ۳۵۱ یورو؟ این که یعنی هیچ. این نتیجه داشتن قراردادهای روزمزد است که تنها در قبال ساعات کاری پرداخت می کنند و هیچ پولی برای تعطیلات تابستان نمی پردازند و هیچ درآمد پایداری را متعهد نمی شوند. در این حالت تمام مسئولیت خطرات کار بر عهده ماست. اما چه می توان کرد؟»

یوان می گوید: «هم اکنون یک قرارداد کار جمعی برای کارکنان مدرسه موسیقی در حال مطالعه است تا به این ترتیب پرداختها معقول شود. در این قرارداد موضوعاتی مانند پایان دادن به قراردادهای ساعتی و روزانه و پرداخت دستمزد حتی در دوران بیماری نیز مطرح است تا به این ترتیب کارکنان به حال خود رها نشوند. در حال حاضر اگر بیمار شوید، پولی کسب نخواهید کرد و اگر زنی صاحب فرزندی شود، کارش را از دست می دهد.»

آدریانا می گوید: «اینجا در برلین فرصت کمی برای داشتن شغلی دائمی وجود دارد که بدترین وضعیت در کل آلمان محسوب می شود. ۹۳ درصد کارکنان در این شهر دارای قراردادهای ساعتی هستند و تنها ۷ درصد کارکنان، دائمی محسوب می شوند.»

مقامات شهر برلین اعلام کرده اند که ۲۰ درصد از معلمان موسیقی به زودی دارای قراردادهای دائمی خواهند شد؛ رقمی که برای این سه دوست کافی نیست.

آنها وارد آپارتمان تیلمن می شوند.
تیلمن شعری اعتراضی را می خواند در این باره که پس از تحصیلاتی طولانی چیزی جز کار روزمره نصیبشان نشده است و دستمزدی پرداخت می شود که با آن تنها می شود غذایی ناچیز خورد و اینکه برای موسیقی در یک پایتخت فرهنگی مانند برلین، بهایی پرداخت نمی شود.

Insiders - Filming 'Poor Germany'