خبر فوری

در حال خواندن:

تولوز میزبان نبوغ برلیوز و ذوق شکسپیر در اپرای «بئاتریس و بندیکت»


موزیک

تولوز میزبان نبوغ برلیوز و ذوق شکسپیر در اپرای «بئاتریس و بندیکت»

با همکاری

نمایشنامه های شکسپیر، منبع الهام تعدادی از آثار هکتور برلیوز، آهنگساز فرانسوی و یکی از چهره های تأثیرگذار موسیقی عهد رمانتیک بود. او اپرای «بئاتریس و بندیکت» را که برداشتی است از نمایشنامه «هیاهو برای هیچ»، برلیوز در اواخر عمرش نوشت. این اثر، همزمان با چهارصدمین سالگرد مرگ نمایشنامه نویس انگلیسی، در «تئاتر دو کاپیتول» در شهر تولوز به روی صحنه رفت.

تئاتر دو کاپیتول در شهر تولوز فرانسه میزبان اجرایی از اپرای «بئاتریس و بندیکت» اثر هکتور برلیوز بود. این اثر، آخرین اپرای آهنگساز و رهبر ارکستر فرانسوی قرن نوزدهم بود. برلیوز لیبرتوهای آن را بر اساس نمایشنامه «هیاهو برای هیچ» اثر ویلیام شکسپیر نوشته است.

همزمان با چهارصدمین سال درگذشت نمایشنامه نویس انگلیسی، این اپرا به رهبری ارکستر «تیتو چِکِرینی» در «تئاتر دو کاپیتول» اجرا شده است.

رهبر ارکستر ایتالیایی درباره این اثر برلیوز می گوید: «ماهها این اپرا را مطالعه کردم و خیلی برایم هیجان انگیز بود. اما به مرور توانستم با آن ارتباط برقرار کنم و بعد از مدتها، حتی تا چند هفته قبل از اجرا در تولوز هم، هنوز نتوانسته بودم این اثر را بخوبی هضم کنم. اما بالاخره موقع انجام تمرینات، توانستم هر کدام از تک تک نتهای این قطعه را درک کنم. شگفت انگیزترین وغریب ترین و نتهای این اثر امروز هم برایم الهامبخش است.»

«هیاهو برای هیچ»، نمایشنامه پیچیده ای است. برلیوز در برداشتی که از این نمایشنامه کمدی و عاشقانه شکسپیر داشته، تصمیم گرفت از میان داستانهای مختلف نمایشنامه، یکی از داستان های فرعی و ساده تر را انتخاب کند.

تیتو چِکِرینی در این باره می گوید: «این نکته باعث شد که برلیوز بتواند کار را روی موضوع های مثل عشق و روانشناسی شخصیت های داستان متمرکز کند، و تصوری را که از خود داریم و رابطه مان با دیگران را در این اقتباس بکاود. این قطعه، فقط قطعه ای تفریحی نیست و مثل سوزنی است که عصب های حساس را تحریک می کند.»

«زبان این آهنگساز اساسا و عمیقا در مدل های کلاسیک ریشه دارد، البته برلیوز این مدل ها را تکامل می بخشد و غنی تر می کند. همیشه به دنبال راه های تازه است و از دنبال کردن مسیر واضح [که هر کس دیگر پیش می گیرد] پرهیز می کند. اما نحوه جمله بندی او در موسیقی و مسیرهای هارمونیکی که انتخاب می کند در نظر اول خیلی کلاسیک است. برای خود من برخی قسمت ها که به شکل خاصی آغاز می شود، به شکل غیرمنتظره و کاملا متفاوتی پایان می گیرد و این تا حدی باعث کلافگی ام شده و برایم و سؤال برانگیز بوده است. در واقع این قطعه بسیار منسجم است و از نظر شادی، لذت آهنگسازی و ایده هایی که در موسیقی هست به آتش بازی شبیه است. برای من که اجرای آن از اول تا به آخر بسیار شادی آور است.»

مطالب منتخب

مطلب بعدی

موزیک

اجرای سمفونی شماره دو گوستاو مالر در تالار کنسرت آمستردام